خوابیدن بعد از این ساعت خطر افسردگی را بیشتر می کند؟
رکنا: دیر خوابیدن در برخی پژوهش ها با مشکلات روانی ارتباط داشته است، اما ساعت مشخصی وجود ندارد که عبور از آن به معنای ابتلا به افسردگی باشد. مدت، نظم و کیفیت خواب باید در کنار زمان رفتن به تخت بررسی شوند.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، ساعت از نیمه شب گذشته، کارها هنوز تمام نشده و تلفن هم فرصت خواب را عقب می اندازد. صبح، زنگ ساعت زودتر از آمادگی بدن به صدا درمی آید و روز با خستگی شروع می شود. در چنین وضعی، شنیدن اینکه خوابیدن بعد از یک ساعت خاص خطر افسردگی را بالا می برد، ممکن است نگرانی تازه ای بسازد. اما پاسخ علمی با معرفی یک مرز دقیقه ای به دست نمی آید. باید دید دیر خوابیدن چگونه در زندگی فرد شکل گرفته و آیا زمان کافی برای استراحت باقی می گذارد یا نه.
عددی که در پژوهش مطرح شده است
در مطالعه سال ۲۰۲۴ روی ۷۳ هزار و ۸۸۸ بزرگسال، دیرتر خوابیدن با سلامت روان نامناسب تر ارتباط داشت. نویسندگان خواب پیش از ساعت یک بامداد را پیشنهاد کردند، اما مطالعه مشاهده ای بود. نتیجه، اثبات نمی کند یک بامداد مرز زیستی افسردگی برای همه مردم است یا هر فردی که دیرتر می خوابد، بیمار خواهد شد.
زمان های روی ساعت در کشورها و برنامه های مختلف، زمینه یکسانی ندارند. سن، ساعت کار و شرایط زندگی هم متفاوت اند. یک پیشنهاد پژوهشی باید در همان چارچوب خوانده شود. اگر خبر، محدودیت ها را حذف کند، ممکن است عددی برای مقایسه گروه ها به قانون قطعی بدن تبدیل شود. برای تصمیم شخصی، اطلاعات خواب و عملکرد روزانه لازم است؛ تنها ساعت خاموش شدن چراغ کافی نیست.
دیر خوابیدن با کم خوابیدن یکسان نیست
فردی ممکن است دیر بخوابد و فرصت کافی برای استراحت داشته باشد. فرد دیگری همان ساعت می خوابد، اما صبح زود باید بیدار شود. این دو وضعیت از نظر مدت خواب متفاوت هستند. همچنین رفتن به تخت با شروع واقعی خواب فرق دارد. اگر زمان زیادی بیدار در تخت می مانید، جمع ساعت های حضور در اتاق، مقدار خواب واقعی را نشان نمی دهد. کیفیت و بیداری های شبانه هم اهمیت دارند.
برای شناخت برنامه، زمان تقریبی خواب و بیداری را چند روز یادداشت کنید و خواب آلودگی روز را هم ببینید. هدف، حساب کشی وسواس گونه نیست. این اطلاعات می تواند نشان دهد مشکل اصلی کمبود فرصت، دشواری به خواب رفتن یا نامنظمی است. هر کدام به اقدام متفاوتی نیاز دارد و با جلو انداختن یک ساعت، لزوما همه مشکلات حل نمی شوند.
رابطه می تواند دوطرفه باشد
مشکلات روانی ممکن است خواب را تغییر دهند و خواب نامناسب هم موضوع مهمی در سلامت روان است. فردی که نگران یا بی علاقه است، شاید دیرتر به تخت برود یا در آن بیدار بماند. از یک ارتباط نمی توان جهت رابطه را برای همه تعیین کرد. بنابراین دیر خوابیدن ابزار تشخیص افسردگی نیست و تغییر آن هم درمان مستقل و تضمین شده محسوب نمی شود.
اگر بی علاقگی، ناامیدی یا افت عملکرد ادامه دارد، بررسی حرفه ای اهمیت دارد. برنامه خواب می تواند در کنار درمان مورد توجه باشد، اما نباید مسئولیت تمام حال ناخوشایند به فرد و ساعت خوابش نسبت داده شود. فشار کاری، مراقبت از کودک و محیط نامناسب هم می توانند فرصت استراحت را محدود کنند. توصیه مفید باید این شرایط را ببیند و از سرزنش فاصله بگیرد.
از یک تغییر قابل اجرا شروع کنیم
اگر برنامه اجازه می دهد، فعالیت های پایان شب را کمی زودتر تمام کنید و زمانی برای آرام شدن در نظر بگیرید. لازم نیست از همان شب چند ساعت جابه جایی ایجاد شود. کم کردن کار یا تماشای طولانی پیش از خواب، و آماده کردن کارهای صبح از قبل، نمونه هایی عملی هستند. هدف فراهم کردن فرصت استراحت است؛ نه مجبور کردن بدن به خواب با نگرانی درباره عدد روی ساعت.
برای افراد شیفتی، برنامه متفاوت است و نیاز به توصیه متناسب دارد. زودتر رفتن به تخت وقتی هنوز باید کار انجام شود، راه حل واقعی نیست. امکان استراحت و تغییر شرایط کاری هم اهمیت دارند. همچنین داروی خواب یا ملاتونین را نباید صرفا به دلیل دیر بودن ساعت، خودسرانه مصرف کرد. علت مشکل و زمان بندی مناسب ممکن است به بررسی نیاز داشته باشند.
خواب را با ترس مدیریت نکنیم
یک شب دیر خوابیدن، سرنوشت روان را تعیین نمی کند. آنچه ارزش توجه دارد الگوی معمول، فرصت کافی و عملکرد روزانه است. اگر مشکل ادامه دارد، کمک بگیرید و تغییر را با شرایط خود هماهنگ کنید. ساعت خواب بخشی از مراقبت است؛ اما سلامت روان با یک عقربه تشخیص داده نمی شود و با یک زمان ثابت برای همه درمان نخواهد شد.
-
نشت گسترده فاضلاب در محدوده خیابان ارتش؛ خطر در کمین ساختمان های اطراف / فیلم
ارسال نظر