رکنا گزارش می دهد،
مراکز «جامع» سلامت به مراکز «جزئی» سلامت تغییر نام بدهند / حتی تزریقات ساده نیز انجام نمی شود
رکنا: مراکز جامع سلامت با وجود برخورداری از امکانات و نیروی انسانی گسترده، هنوز از ظرفیت خود برای ارائه خدمات متنوعتر؛ بهویژه در حوزه مراقبت از سالمندان و مدیریت جمعیت رو به پیر کشور، استفاده نمیکنند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، مراکز جامع سلامت در سالهای اخیر بیش از هر زمان دیگری در دوران همهگیری کرونا مورد توجه مردم قرار گرفتند. در روزهایی که نگرانی از ابتلا به ویروس کرونا به اوج رسیده بود، مقابل بسیاری از این مراکز صفهای طولانی تشکیل میشد و حتی در برخی نقاط، پدیده نوبتفروشی نیز مشاهده میشد؛ اما با فروکش کردن بحران کرونا، این مراکز بار دیگر به روال سابق خود بازگشتند و بخش عمده فعالیت آنها به واکسیناسیون، خدمات تنظیم خانواده و برخی خدمات محدود بهداشتی خلاصه شد.
این در حالی است که مراکز جامع سلامت از نظر فضای فیزیکی، امکانات و نیروی انسانی، ظرفیت بیشتری برای ارائه خدمات دارند. بسیاری از این ساختمانها در چندین طبقه فعالیت میکنند و پرسنل آنها از محل بودجه عمومی و سرمایه ملی حقوق دریافت میکنند؛ بنابراین انتظار میرود دامنه خدمات آنها نیز گستردهتر و متناسب با نیازهای روز جامعه باشد.
این مراکز میتوانند بخشی از بار خدمات اولیه درمانی را بر دوش بگیرند. ارائه خدماتی مانند تزریقات، مراقبتهای دورهای، پایش سلامت گروههای آسیبپذیر و پیگیری وضعیت سالمندان از جمله اقداماتی است که میتواند در این مراکز توسعه یابد.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار میشود که روند پیر شدن جمعیت ایران را در نظر بگیریم. افزایش تعداد سالمندان، بهویژه سالمندانی که به تنهایی زندگی میکنند، یکی از چالشهای جدی سالهای آینده کشور خواهد بود. در چنین شرایطی، مراکز جامع سلامت میتوانند نخستین حلقه مدیریت و حمایت از جمعیت سالمند باشند. به جای تماسهای تلفنی پراکنده و غیرمستمر، میتوان برنامهای منظم برای سرکشی دورهای پزشکان و کارشناسان سلامت به سالمندان طراحی کرد؛ اقدامی که علاوه بر ارتقای سطح سلامت، به تقویت همدلی اجتماعی و کاهش احساس تنهایی در میان سالمندان نیز کمک میکند.
در حال حاضر، بخش قابل توجهی از این ارتباطات محدود به تماسهایی است که گاه با فرزندان سالمندان انجام میشود؛ آن هم در شرایطی که بسیاری از این فرزندان ممکن است خارج از کشور یا دور از محل زندگی والدین خود باشند. در نتیجه، نیاز به یک نظام فعال و میدانی برای پایش وضعیت سالمندان بیش از گذشته احساس میشود.
از سوی دیگر، این پرسش مطرح است که چرا بخشی از خدماتی که ذاتا در حوزه وظایف وزارت بهداشت قرار میگیرد، توسط مراکز درمانی وابسته به شهرداریها ارائه میشود. مراکز پزشکی شهرداری در بسیاری از مناطق تهران خدمات متنوعی را به شهروندان عرضه میکنند و مراجعهکنندگان از آنها همانند مراکز درمانی عمومی بهره میبرند. این اقدام شهرداری قابل تقدیر است؛ اما انتظار میرود وزارت بهداشت نیز با بهرهگیری از ظرفیت گسترده مراکز جامع سلامت، دامنه خدمات خود را توسعه دهد و مفهوم «جامع» را در عمل محقق کند.
اگر این مراکز قرار است تنها به ارائه چند خدمت محدود بسنده کنند، شاید عنوان «جامع» دیگر تناسبی با عملکرد آنها نداشته باشد. جامعه امروز ایران با چالشهای تازهای روبهرو است و نظام سلامت باید متناسب با این تحولات بازتعریف شود.
نگاهی به آمارهای رسمی نیز ضرورت این بازنگری را نشان میدهد. معاونت جوانان وزارت ورزش و جوانان به تازگی اعلام کرده است که حدود ۱۸ میلیون نفر در کشور تاکنون ازدواج نکردهاند. آماری که در کنار کاهش نرخ فرزندآوری و افزایش امید به زندگی، از حرکت تدریجی جامعه ایران به سمت سالمندی حکایت دارد. روندی که اگر از امروز برای آن برنامهریزی نشود، در سالهای آینده هزینههای اجتماعی و اقتصادی سنگینی را به کشور تحمیل خواهد کرد. در چنین شرایطی، مراکز جامع سلامت میتوانند یکی از مهمترین ابزارهای مدیریت این تحول جمعیتی باشند؛ به شرط آنکه ظرفیتهای آنها فراتر از وضعیت فعلی مورد استفاده قرار گیرد.
ارسال نظر