رکنا گزارش می دهد
ادعای تجهیز ۲۵۰۰ مدرسه به پنل خورشیدی؛ اما بدون جزئیات/ ابهام در پروژه مدارس خورشیدی؛ آمار هست، جزئیات نیست
اعلام تجهیز ۲۵۰۰ مدرسه به نیروگاه خورشیدی از سوی رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور، در نگاه نخست خبری امیدبخش به نظر میرسد؛ اما با کمی جستوجو، پرسشهای جدی درباره محل اجرای پروژه، ظرفیت واقعی سامانهها، زمان بهرهبرداری و حتی فهرست مدارس مشمول مطرح میشود. پرسشهایی که نبود پاسخ روشن به آنها، این ادعا را از یک گزارش اجرایی شفاف به عددی مبهم در فضای رسانهای نزدیک میکند.
حجت اله طالبیان بروجنی- معلم ریاضی و فعال فرهنگی اینگونه برای رکنا نوشت : در خبر منتشرشده در رکنا به تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور گفته است که «۲۵۰۰ مدرسه در سال جاری به نیروگاههای خورشیدی مجهز شدهاند».
همینجا اولین پرسش جدی شکل میگیرد: این ۲۵۰۰ مدرسه کداماند؟ در کدام استانها قرار دارند؟ ظرفیت نصبشده در هر مدرسه چقدر است؟ و آیا اساساً فهرستی از این مدارس یا گزارشی از بهرهبرداری آنها منتشر شده است؟
جستوجوی منابع در اینترنت نشان میدهد که برای این عدد، دستکم در دسترس عمومی، مستندات قابل راستیآزمایی روشنی وجود ندارد. نه فهرست مدارس منتشر شده، نه اطلاعاتی درباره ظرفیت سامانههای نصبشده، نه نام پیمانکاران و نه گزارشی از زمان دقیق اجرا و بهرهبرداری.
در مقابل، آنچه در برخی خبرهای دیگر دیده میشود بیشتر به برنامهریزی، هدفگذاری یا اعلام طرحهای آتی شباهت دارد تا گزارشی از اجرای کامل و تحققیافته. به بیان ساده، آنچه بهعنوان یک دستاورد قطعی مطرح شده، بیشتر شبیه عددی است که احتمالاً به افق پیشرو و برنامههای مدنظر اشاره دارد، نه پروژهای که جزئیات اجرای آن برای افکار عمومی روشن شده باشد.
این ابهام فقط یک ایراد رسانهای نیست. وقتی پای یک نهاد تخصصی مانند سازمان نوسازی مدارس در میان است، انتظار میرود موضوع با دقتی بسیار بیشتر دنبال شود.
نصب پنل خورشیدی در مدارس، صرفاً یک اقدام نمادین یا تبلیغاتی نیست؛ به بررسیهای فنی، استانداردهای ایمنی، کیفیت تجهیزات، سازگاری با سازه مدارس، شرایط اقلیمی و بازده اقتصادی نیاز دارد. اگر چنین پروژهای واقعاً در این مقیاس اجرا شده باشد، بدیهی است که باید درباره نوع پنلها، استانداردهای مورد استفاده، منابع تأمین، نحوه خرید و فرآیند مناقصه نیز توضیح شفاف ارائه شود.
در غیاب این اطلاعات، مسئله فقط تردید نسبت به یک عدد نیست؛ مسئله، فقدان شفافیت در یک پروژه عمومی است. تجربه نشان داده هر جا آمارهای کلی جای دادههای دقیق را بگیرد، راه برای روایتهای غیرقابل سنجش باز میشود.
در چنین مواردی، اعلام یک رقم در رسانه کافی نیست؛ افکار عمومی حق دارد بداند چه چیزی اجرا شده، کجا اجرا شده، با چه هزینهای و توسط چه مجموعههایی.
اگر قرار است توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در مدارس بهعنوان یک سیاست جدی دنبال شود، راه آن از شفافیت، انتشار مستندات و امکان راستیآزمایی عمومی میگذرد، نه از اعلام اعداد درشت و بیپیوست. در غیر این صورت، فاصله میان «خبر» و «واقعیت اجرایی» همانقدر زیاد میشود که اعتماد عمومی به این دست اعلامها کاهش پیدا میکند.
ارسال نظر