۱۱ مدرسه ایران کامل محو شدند؛ آمار ویرانی جنگ بر پیکره آموزش کشور هنوز تکان می‌دهد
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  جنگی که از نهم اسفندماه ۱۴۰۴ آغاز شد و در ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ به آتش‌بس رسید، تنها ۴۰ روز طول کشید، اما در همین بازه کوتاه، بر پیکره آموزش کشور زخم‌هایی نشاند که شاید سال‌ها ترمیم آن زمان ببرد. اکنون در میانه اردیبهشت، هنوز خاکستر مدارس نیمه‌ویران در برخی استان‌ها از زمین پاک نشده است.

آمارهای تلخ از ویرانی زیرساخت‌های آموزشی

بر پایه اعلام معاون وزیر و رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور، در جریان این جنگ، هزار و ۴۸۹ مدرسه و واحد آموزشی در سراسر کشور در معرض آسیب قرار گرفت؛ بخشی در حد ترک‌های گسترده، بخشی با تخریب جدی و شماری نیز به‌طور کامل از دست رفته‌اند. از این میان، تنها ۹۶۹ واحد آموزشی توانسته‌اند پس از بازسازی اولیه به چرخه آموزش بازگردند.

گستره جغرافیایی خسارت؛ ۱۵۳ منطقه و ۲۲ استان درگیر

این جنگ ۴۰ روزه در سطحی گسترده‌تر از انتظار به مدارس آسیب زد. طبق داده‌های رسمی، ۱۵۳ منطقه آموزشی در ۲۲ استان با خسارت مواجه شده است. آمارها نشان می‌دهد ۱۲۱۴ مدرسه و ۲۷۵ فضای آموزشی از جمله سالن‌های ورزشی، ساختمان‌های اداری، مراکز فرهنگی، پرورشی و اردوگاهی دچار تخریب جزئی و کلی شده‌اند. این حجم از آسیب، گستره‌ای به وسعت یک فاجعه زیرساختی را یادآوری می‌کند؛ فاجعه‌ای که در آن هر متر مربع آوار، بخشی از آینده یک دانش‌آموز را در خود دفن کرده است.

۱۱ مدرسه که دیگر وجود ندارند

در میان آمارها، جمله‌ای کوتاه اما سهمگین‌تر از باقی ایستاده است: «تخریب کامل ۱۱ مدرسه». از دست رفتن یک مدرسه، تنها خرابی یک ساختمان نیست؛ پایان یک زیست‌جهان کوچک است. کلاس‌هایی که هر صبح با صدای زنگ جان می‌گرفت، حیاط‌هایی که جای بازی و زندگی بود، و تخته‌هایی که امید را هر روز دوباره می‌نوشتند، اکنون وجود خارجی ندارند. این ۱۱ مدرسه، نماد فاجعه‌ای‌اند که در آن کودکان نخستین قربانیان بی‌دفاع‌اند.

روایت انسانی از بازسازی؛ بازگشت با زخم‌های باز

بازگشت ۹۶۹ واحد آموزشی به چرخه آموزش، معنایش بازگشت کامل به وضعیت عادی نیست. بسیاری از این فضاها با تعمیرات اضطراری، سقف‌های موقت، کلاس‌های فشرده و تجهیزات حداقلی دوباره ترمیم شده‌اند. صندلی‌ها هنوز گوشه‌هایشان بوی دود و خاک می‌دهد و دیوارهایی که با هر لرزشی، کودکی را به یاد روزهای حمله می‌اندازند.تخریب مدرسه، ضربه‌ای همزمان به روند آموزش، امنیت روانی و انسجام اجتماعی است. تصمیم برای بازگشایی مدارس، ضرورتی علمی و اجتماعی است، اما زخم‌های پنهان این بازگشت، زخم‌هایی زمان‌بر و عمیق‌اند؛ زخم‌هایی که اعدادِ آماری نمی‌توانند آن‌ها را روایت کنند.

چشم‌انداز بازسازی؛ راهی طولانی در پیش است

سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس اکنون با گستره‌ای از اولویت‌های فوری روبه‌روست، از بازسازی کامل واحدهای تخریب‌شده تا ایمن‌سازی و بازتوانی فضاهای نیمه‌ویران. حجم خسارت در ۲۲ استان کشور، برنامه‌ای ملی برای مرمت و نوسازی را ضروری کرده است. با وجود بازگشت بخشی از مدارس به چرخه آموزشی، واقعیت این است که آموزش کشور پس از جنگ ۴۰ روزه، در نقطه‌ای حساس ایستاده و هر اقدام تأخیردار می‌تواند نسل جدید را با آسیب‌های ماندگار روبه‌رو کند.

پایان باز نیست؛ آغاز دوره‌ای جدید از مسئولیت

جنگ به آتش بس شکننده رسیده است، اما اثرات آن هنوز ادامه دارد. تخریب ۱۱ مدرسه و آسیب ۱۴۸۹ واحد آموزشی تنها آمار نیست؛ روایت از دست رفتن بخشی از حافظه جمعی و دارایی اجتماعی یک ملت است. اکنون مسئولیت بازسازی نه فقط بازسازی ساختمان‌ها، که بازسازی امنیت روانی، امید و زندگی در مدارس ایران است؛ مسئولیتی که بار آن بر دوش همه ساختارهای حاکمیتی و اجتماعی سنگینی می‌کند و چشم‌های کودکان در مناطق جنگ‌زده، هر روز تحقق آن را انتظار می‌کشند.

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات