دل نوشته جگرسوز همسر شهید علی لاریجانی برای شوهر آسمانی اش ! + فیلم آخرین دیدار زن و شوهری
تبلیغات

به گزارش رکنا به نقل از خبر آنلاین ، کتاب " بنده خدا، یادنامه چهلمین روز عروج شهید علی لاریجانی" دل نوشته خانم فریده مطهری را منتشر کرده است.

در این دل نوشته آمده است:

 بسم الله الرحمن الرحیم

دوش وقت سحر از غصه نجاتت دادند

و اندر آن ظلمت شب آب حیاتت دادند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

آن شب قدر که این تازه براتت دادند ...

همیشه می‌گفتی هنر مردان بزرگ، خوب مردن است، چه زیبا معنا کردی!

همیشه می‌گفتی زیباترین زندگی‌ها، زیباترین مرگ¬ها را به دنبال دارد، چه نیکو تفسیر کردی!

همیشه می‌گفتی مومنان با دیدن نعم برزخ و قیامت، میلی به بازگشت به این نشئه پر مصیبت و سختی را ندارند، جز شهدا که آرزوی بازگشت و بارها شهیدشدن را می‌کنند. با آمدن مکرّرت به خواب‌هایمان این میل باطنی‌ات را اثبات می¬کنی، و من همواره حضورت را احساس می¬کنم:

«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»

همیشه می‌گفتی انسان‌های بزرگ معنی زندگی را در کوچه پس کوچه¬های مرگ جستجو می‌کنند.

همیشه می‌گفتی یک راه برای رسیدن به خداوند پیدا کنید، که:

«الطرق الی الله بعدد نفوس الخلائق»؛

تو، شاهراه را پیدا کردی، و چه نیکو یافتنی!

همیشه می‌گفتی اخلاق سرمایه بی‌هزینه است. حقا که مکارم اخلاق، طریقت بود.

همیشه می‌گفتی شهید مطهری و آثارش، دفتر راهنمای زندگی‌ام هستند. یادت هست آیه استخاره ازدواجمان را که به دست پدرم انجام شد: «وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا». همواره سعی می¬کردی ترجمان آیه را به منصه ظهور برسانی... و رساندی! عاقبت در جوار پدر شهیدم و پدر بزرگوارت، نازنین پسرمان را در آغوش گرفته و به ابدیت شتافتی.

همیشه می¬گفتی به پای این نظام اسلامی، خون هزاران شهید ریخته! قدر آن را بدانید که بسیار ارزشمند است و رهبر حکیمی سکان هدایتش را در دست گرفته که در تقوا و ورع، مثال‌زدنی است.

همیشه می‌گفتی شهید، شمع تاریخ است. می‌سوزد و نورافشانی می¬کند.

همیشه می‌گفتی نیکی کنید و ذخیره آخرت کنید، که «إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ». خوشا به سعادتت، که چه نیکو توشه‌ای برای آخرتت اندوختی! و فرزند صالحت، گلی از گل‌های باغ بهشتت خواهدبود.

همیشه می‌گفتی مرتضی حباب پوشالی سرای باطل را می‌شکند و عشق را ترجمه می‌کند، چقدر درست گفتی!

همیشه می¬گفتی مرتضی درس وفا خواهدداد.

همیشه می¬گفتی مرتضی یک کتاب است.

همیشه می¬گفتی سرشت مرتضی آمیخته به عشق به مولایش است و مرتضی با محبت قلبی‌اش به اباعبدالله الحسین علیه‌السلام در دار دنیا قرار نمی‌یابد و واصل حق می¬شود. حقا که راست گفتی!

و من همیشه می‌گفتم با چنین همسری، و فرزندانی که رضایت قلبی من و تو ان‌شاءالله ذخیره ابدیتشان است، خداوند بهشت دنیا را نشانم داد. خدایا! بهشت برزخ و قیامت را هم نشانم بده و صبری به من عطا نما که درد فراق، سخت است...

«رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَی الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ»

از پانزده سالگی که پا به زندگی‌ات گذاشتم، گویی به کلاس درس قدم نهادم. شاگردی کردم، آموختم و به کار بستم.

«یدرؤن بالحَسَنة السیئة» سرلوحه دفتر حیاتت بود.

جمع اضداد بودی؛ مهربان‌ترین در خانه و شجاع‌ترین در میدان و معرکه.

دنیا مقصد نهایی‌ات نبود. بنده خدا بودی. در دنیا غیر او را نه دیدی، نه خواستی و نه حاضر بودی نیم نگاهی به غیر محبوب کنی! عیارت نمایان شد...

عاش سعیدا، مات سعیدا...

اهل تتبّعات علمی و تحقیق و تفحص بودی. لحظه به لحظه عمرت را غنیمت می‌شمردی. وقت لغو نداشتی؛ یا مشغول کارهای اجرایی کشور بودی، یا نوشتن کتاب، یا مطالعه و آماده‌شدن برای تدریس دانشگاه، یا کوهپیمایی، یا عبادت و شب‌زنده‌داری، یا کمک در کارهای منزل، یا در جمع خانوادگی و پاسخ به سؤالات فرزندانمان.

علاقه شدیدت به کوهپیمایی از جمله فتح چندین‌باره قله دماوند، نه فقط یک تفریح، بلکه اتاق فکرت بود برای حل پرسش¬های علمی و مسائل کشور و مناجات با خداوند.

به اعتراف اهل معنا، شهادتت را می¬دانستی؛ و دست‌نوشته‌ات گواه این مدعا است:

 راستی! مگر نه این است که شهید نظر به وجه ‌الله می¬کند و ولیّ خدا می¬شود. شهادت می¬دهم که در زندگی مشترکمان، احوالت را چنین می¬یافتم.

چه زیبا پدرانه و پسرانه عروج کردید. آری... ظرف و مظروف همخوانی داشت. و من، نیک می¬دانم همه انسان¬ها بالقوّه در مقام شهادت بر توحید و شهود عوالم ملکوت خلق شده‌اند، اما با زندگی در دنیا و گرفتارشدن به تعلقات مادی، از آن مقام فاصله گرفته‌اند. پروردگارا! از تو می‌خواهم این پرده و فاصله را از میان برداری، که با تأسّی به حضرت رباب، به شوق دیدارشان روزگار می‌گذرانم و دست نیاز به درگاه حضرت زینب دراز کرده، و با تمسّک به حضرتش، راهتان را صبورانه و با قوت ادامه خواهم داد...

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات