مختصات سناریوی جنگ هوشمند زیرساختی و دریایی
محمدرضا طورانی استاد دانشگاه استراتژیست رسانه
در تحلیل وضعیت فعلی ، تقابل ایران و آمریکا از فاز مانورهای سیاسی خارج شده و به یک «جنگ فرسایشیِ فعال در لایههای سایبر فیزیکی و شریانهای انرژی» بدل شده است. از نظر نظامی و امنیتی، بنبست در مذاکرات اسلامآباد عملاً فضای منطقه را به یک انبار باروت تبدیل کرده که در آن آتشبسهای موقت کارایی خود را از دست دادهاند؛ آرایش جنگی ناوگروههای آمریکایی در خلیج فارس و دریای عمان در تقابل مستقیم با راهبرد دفاع موشکی و پهپادی ایران و تاکتیک «توقیف در برابر توقیف» قرار دارد. از بعد اقتصادی، این آرایش نظامی مستقیماً گلوی تجارت جهانی را فشرده است؛ بهطوریکه ناامنی عبور و مرور در تنگه هرمز و دریای سرخ، قیمت نفت برنت را در سطوح کانالشکن نگه داشته و زنجیره تأمین بینالمللی را با شوک مواجه کرده است، در حالی که در داخل کشور نیز تمرکز بر اقتصاد مقاومتی و مهار بدافزارهای پاککننده در سیستمهای بانکی و توزیع انرژی، اولویت اول پدافند غیرعامل است.برای روزهای آینده، احتمال «تداوم و تشدید درگیریهای غیرکلاسیک نقطهای و ضربات متقابل در دریا و زیرساختها» (با شانس ۷۵٪) به عنوان سناریوی پیشران و قطعی ارزیابی میشود. در این سناریو، جنگ به معنای کلاسیک آن (بمباران گسترده شهرها) رخ نخواهد داد، اما طرفین با استفاده از حملات سایبری به سیستمهای کنترل صنعتی یکدیگر و ضربات پهپادی و موشکی جراحی به بنادر و پایانههای نفتی، تلاش میکنند ظرفیت اقتصادی طرف مقابل را فلج کنند. ۲ سناریوی دیگر یعنی «تسلیم دیپلماتیک و توافق بزرگ» (۱۵٪) و «جنگ تمامعیار و مستقیم ارتشها» (۱۰٪) به دلیل هزینههای گزاف و غیرقابل تحمل برای اقتصاد سیاسی واشنگتن و تهران در حاشیه قرار دارند.
بنابراین، احتمال غالب، یک جنگ هوشمند زیرساختی و دریایی است که در آن برنده کسی است که تابآوری سایبری بالاتر و وابستگی کمتری به شبکه جهانی داشته باشد.
ارسال نظر