فیلم عملیات سرقت 2 سارق باهوش / سارق همدستش را غافلگیر کرد!
رکنا: داستانی را از یک سرقت علمی با بوی خیانت در ادامه خواهید خواند.
به گزارش رکنا، مردی به یک خشکشویی دستبرد زد و کت و شلوار مدیر یک بانک را دزدید. او دکمه های کت را با دوربین های مخفی بسیار کوچک جایگزین کرد. وقتی مدیر بانک آن کت را پوشید و وارد خرانه بانک شد 2 سارق توانستند از طریق آن دوربین ها تمام اتفاقات داخل خزانه را زیر نظر بگیرند. سپس آنها خود را به جای ماموران پلیس جا زدند تا بتوانند وارد محل شوند. مارتین عمدا روی کت مدیر بانک آب ریخت و زمانی که مدیر مشغول پاک کردن لباسش بود دوربین را برداشت.
بعد از آن مارتین مدیر را تا باشگاه ورزشی تعقیب کرد. او یک لایه مخصوص روی دستگاه تردمیل قرار داد و با موفقیت اثر کف دست مدیر را به دست آورد. هنگام شب آنها عملیات سرقت را آغاز کردند. ابتدا دیوار بتن را بریدند و 2 سوراخ کوچک در آن ایجاد کردند. سپس 2 پیچ مخصوص را داخل سوراخ ها قرار دادند و قطعه بریده شده دیوار را بیرون کشیدند. 2 سارق از شکاف ایجاد شده وارد بانک شدند. آنها به اتاق سرورها رفتند و تصاویر دوربین های مداربسته را متوقف کردند.
سپس به سمت خزانه حرکت کردند. مارتین دستکش مخصوصی را که اثر کف دست مدیر روی آن شبیه سازی شده بود پوشید و بدون مشکل از سیستم تعیین هویت عبور کرد. آنها با موفقیت اولین در امنیتی را باز کردند. سپس مارتین یک چرخ دستی را بیرون آورد و یک دستگاه مختل کننده امواج را به جلوی آن بست. او روی چرخ دستی کاملا دراز کشید زیرا باید از اسکن های مادون قرمز عبور می کرد. مارتین با استفاده از انگشتانش چرخ دستی را به آرامی به جلو هد ایت کرد. 30 دقیقه بعد بدون هیچ مشکلی به مرکز راهرو رسیدند.
مارتین دستگاه مختل کننده را در محل تعیین شد ه قرار داد و کیس بلافاصله آن را روشن کرد. در همان لحظه تمام اسکنرهای مادون قرمز راهرو از کار افتادند. حالا فقط یک در امنیتی دیگر باقی مانده بود. آنها سوراخ کوچکی را روی در فولادی ایجاد کردند و دوربین مینیاتوری را از داخل آن عبور دادند. با استفاده از این دوربین وضعیت زبانه های داخلی قفل را بررسی کردند. سپس شروع به امتحان کردن ترکیب های مختلف رمز کردند. هر بار که یک عدد درست وارد می شد یکی از زبانه های داخلی قفل در جای خود قرار می گرفت. به همین روش آنها تمام رمزها را پیدا کردند.
در فولادی با موفقیت باز شد. داخل خزانه را جست و جو کردند و یک جعبه چوبی را دیدند. همان جعبه هدف اصلی سرقت آنها بود. کیس شیشه محفظه را شکست و با احتیاط جعبه چوبی را بیرون آورد اما درست در همان لحظه که برگشت مارتین اسلحه ای را از جیبش بیرون کشید و همدستش در شوک فرو رفت!