شب بخیر! پلی میان دو سوی رودخانه
رکنا: گاهی روزگار آدم را میان دو سوی رودخانه نگه می دارد. یک طرف، چیزی است که پشت سر گذاشته؛ طرف دیگر، چیزی که هنوز به آن نرسیده. وسط راه، روی پلی ایستاده ای که شاید کمی بلرزد و زیر پایت آب با شتاب عبور کند. طبیعی است که در چنین لحظه ای هم دلت بخواهد برگردی و هم از ادامه دادن بترسی.
پل ها برای ماندن ساخته نشده اند، اما برای عبور هم قرار نیست همیشه با دویدن طی شوند. می توانی چند قدم بروی، بایستی، به اطرافت نگاه کنی و بعد دوباره حرکت کنی. این مکث ها نشانه ناتوانی نیستند. گاهی کمک می کنند بفهمی قدم بعدی را کجا بگذاری.
شاید این روزها در حال عبور از تغییری باشی: پایان یک رابطه، آغاز کاری تازه، دور شدن از یک عادت قدیمی یا پذیرفتن چیزی که پیش تر نمی خواستی ببینی. تغییرها همیشه پر از هیجان نیستند؛ گاهی با غم، تردید و دلتنگی همراه می شوند. ممکن است هم زمان هم برای چیزی سوگواری کنی و هم به آینده امیدوار باشی.
امشب لازم نیست تمام پل را ببینی. فقط کافی است جایی را که ایستاده ای بشناسی و بگذاری خستگی ات کمی آرام شود. رودخانه به راهش ادامه می دهد و تو هم فرصت داری دوباره قدم برداری.
اگر مقصد هنوز روشن نیست، به این معنا نیست که هیچ راهی وجود ندارد. گاهی مقصد با حرکت کردن آشکار می شود، نه با نگاه کردن از دور.
شب بخیر! برای عبور از مسیرهای بزرگ، یک قدم آرام هم حساب می شود.
-
رهبر شهید به جومونگ ، یوسف پیامبر و مختارنامه علاقه داشت
ارسال نظر