هشدار جدی / از هر ۳ بزرگسال، یک نفر با اختلال روانی زندگی می کند!

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، این پژوهش حاصل مطالعه ای پنج ساله است که داده های نزدیک به ۱۸ هزار بزرگسال را در چهار استان پاکستان بررسی کرده است. اطلاعات از سال ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۲ گردآوری شده و پژوهشگران تلاش کرده اند تصویری گسترده تر از میزان شیوع اختلالات روانی و ارتباط آن ها با ویژگی های اجتماعی و اقتصادی افراد به دست آورند.

بر اساس نتایج منتشر شده، حدود ۳۲ درصد شرکت کنندگان در زمان بررسی با اختلال روانی یا رفتاری قابل تشخیص مواجه بودند. همچنین ۳۸ درصد گزارش کردند که در مقطعی از زندگی خود یک اختلال روانی را تجربه کرده اند. این تفاوت اهمیت دارد؛ زیرا تجربه اختلال در طول زندگی با ابتلای فعلی یکسان نیست و نباید این دو آمار را به جای یکدیگر به کار برد.

یافته ها نشان می دهد اختلالات مرتبط با استرس و اضطراب، اختلال استرس پس از سانحه و اختلالات خلقی سهم قابل توجهی در بار مشکلات روانی جامعه دارند. برآورد پژوهش از شیوع اختلال استرس پس از سانحه نیز نزدیک به یک نفر از هر پنج بزرگسال است. این نتایج، ضرورت توجه جدی تر به پیشگیری، تشخیص و دسترسی به خدمات سلامت روان را برجسته می کند. 

چه کسانی بیشتر در معرض مشکلات روانی هستند؟

پژوهشگران تفاوت هایی را میان گروه های اجتماعی مشاهده کردند. میزان مشکلات روانی در افراد بالای ۴۰ سال، زنان، افراد بدون تحصیلات رسمی و کسانی که با بیکاری یا درآمد پایین روبرو بودند، بیشتر گزارش شده است. همچنین افراد جدا شده، مطلقه یا بیوه در گروه هایی قرار داشتند که احتمال بروز مشکلات روانی در آن ها بالاتر بود.

این ارتباط ها به معنای آن نیست که سن، جنسیت یا وضعیت تاهل به تنهایی علت اختلال روانی هستند. عوامل مختلفی ممکن است هم زمان نقش داشته باشند؛ از فشارهای اقتصادی و تجربه فقدان گرفته تا دسترسی محدود به خدمات درمانی، تنهایی اجتماعی و شرایط زندگی.

برای مثال، بیکاری تنها به کاهش درآمد محدود نمی شود. از دست رفتن ساختار روزانه زندگی، احساس بی ثباتی، کاهش ارتباطات اجتماعی و نگرانی درباره آینده نیز می توانند فشار روانی ایجاد کنند. به همین ترتیب، جدایی یا از دست دادن همسر ممکن است با تغییر در حمایت اجتماعی و افزایش مسئولیت های روزمره همراه شود.

از منظر روانشناسی، این یافته ها اهمیت بررسی شرایط زندگی افراد را نشان می دهند. ارزیابی سلامت روان نباید صرفا بر علائم فردی متمرکز باشد؛ گاهی برای فهمیدن شدت و تداوم مشکل باید وضعیت اقتصادی، روابط خانوادگی و شبکه حمایت اجتماعی فرد نیز بررسی شود.

اختلال روانی فقط یک تشخیص پزشکی نیست

پیامدهای مشکلات روانی می توانند از اتاق درمان فراتر بروند و بر زندگی خانوادگی، روابط اجتماعی و توانایی کار کردن اثر بگذارند. فردی که با افسردگی شدید یا اضطراب پایدار مواجه است، ممکن است در انجام مسئولیت های روزانه، حفظ ارتباط با اطرافیان یا ادامه فعالیت شغلی با دشواری روبه رو شود.

این موضوع می تواند چرخه ای از فشار ایجاد کند: مشکلات روانی عملکرد شغلی را مختل می کنند و کاهش درآمد یا از دست دادن شغل نیز به نوبه خود فشار روانی را افزایش می دهد. اگر حمایت مناسبی وجود نداشته باشد، خروج از این چرخه دشوارتر خواهد شد.

در این میان، انگ اجتماعی یکی از موانع مهم کمک گرفتن است. ترس از قضاوت، نگرانی درباره آبرو یا تصور اینکه مشکلات روانی نشانه ضعف شخصیتی هستند، ممکن است افراد را از مراجعه به متخصص بازدارد. آگاهی رسانی عمومی و دسترسی آسان تر به خدمات مشاوره و درمان می تواند به کاهش این موانع کمک کند.

آمار نگران کننده است، اما به معنای سرنوشت قطعی نیست

نتایج این پیمایش باید در کنار محدودیت های پژوهش تفسیر شوند. مطالعه مقطعی می تواند میزان شیوع اختلالات و ارتباط آن ها با ویژگی های اجتماعی را نشان دهد، اما به تنهایی ثابت نمی کند که یک عامل مشخص علت مستقیم مشکل روانی بوده است. همچنین انگ اجتماعی و دشواری بیان تجربه های حساس ممکن است باعث شود برخی افراد علائم خود را گزارش نکنند.

با وجود این محدودیت ها، ارزش یک پیمایش ملی در آن است که سیاست گذاران را از اتکا به نمونه های محدود و مطالعات منطقه ای دور می کند و مبنای گسترده تری برای برنامه ریزی فراهم می سازد.

پیام اصلی این یافته ها آن است که سلامت روان را نمی توان صرفا مسئله ای فردی دانست. حمایت اجتماعی، امنیت اقتصادی، آموزش عمومی و خدمات درمانی در دسترس، همگی در کاهش بار اختلالات روانی نقش دارند. افزایش آگاهی زمانی موثر خواهد بود که افراد علاوه بر شناخت علائم، بتوانند بدون ترس از برچسب خوردن برای دریافت کمک اقدام کنند.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1260366
  • فیلم / ماجرای شهادت مهسا طاهری دانشمند موشکی ایران