تحلیل روانشناسی خبر ترند / چرا وقتی از آینده می‌ترسیم، سراغ فال حافظ می‌رویم؟ راز پناه بردن ایرانی‌ها به شعر در روزهای بلاتکلیفی

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، روانشناسی شناختی و پژوهش های مربوط به آیین ها نشان می دهند که ذهن در شرایط نامطمئن به دنبال معنا، ساختار و احساس کنترل می گردد. همزمان با روز بزرگداشت حافظ، این پرسش مطرح می شود که فال گرفتن چه زمانی می تواند تجربه ای فرهنگی و آرامش بخش باشد و چه زمانی ممکن است جای تصمیم گیری آگاهانه را بگیرد؟

چرا حافظ هنوز در زندگی روزمره ایرانیان حضور دارد؟

 بیستم مهر در تقویم فرهنگی ایران به عنوان روز بزرگداشت حافظ شناخته می شود؛ شاعری که آثارش قرن ها پس از زندگی او همچنان در خانه ها، آیین های خانوادگی و لحظات مهم زندگی حضور دارند. دیوان حافظ برای بسیاری از فارسی زبانان فقط یک اثر ادبی نیست، بلکه بخشی از حافظه فرهنگی و تجربه های مشترک خانوادگی به شمار می رود. از شب یلدا تا تصمیم های شخصی، فال حافظ در موقعیت های متفاوتی حضور پیدا می کند و هر فرد ممکن است معنای خاصی برای آن قائل باشد.

برخی افراد فال گرفتن را سرگرمی فرهنگی می دانند، برخی آن را فرصتی برای تامل درباره زندگی تلقی می کنند و بعضی نیز برداشت معنوی از این سنت دارند. روانشناسی بدون آنکه درباره درستی باورهای معنوی افراد داوری کند، می تواند بررسی کند که چرا چنین رفتاری در شرایط نامطمئن برای برخی افراد جذاب یا آرامش بخش است. اهمیت موضوع زمانی بیشتر می شود که بدانیم بسیاری از تصمیم های زندگی پاسخ فوری ندارند و انسان ناچار است مدتی با ندانستن نتیجه آنها زندگی کند.

چرا ذهن انسان از پاسخ نداشتن خسته می شود؟

میشل دوگاس، روانشناس بالینی کانادایی و پژوهشگر حوزه اضطراب و عدم تحمل بلاتکلیفی، در مطالعات خود نشان داده است دشواری تحمل آینده نامعلوم می تواند با نگرانی و استرس مزمن ارتباط داشته باشد. انسان بطور طبیعی تلاش می کند اتفاق های آینده را پیش بینی کند، زیرا پیش بینی به او کمک می کند برای خطرها آماده شود و تصمیم های مناسب تری بگیرد اما بسیاری از مسائل مهم زندگی، از سرنوشت یک رابطه عاطفی تا نتیجه یک انتخاب شغلی، پاسخ قطعی و فوری ندارند.

در چنین شرایطی، فرد ممکن است به دنبال نشانه ای بگردد که احساس کند مسیر پیش رو روشن تر شده است. برای برخی افراد، باز کردن دیوان حافظ و خواندن یک غزل می تواند فرصتی برای مکث و معنا دادن به نگرانی باشد. با این حال، باید میان احساس روشن شدن ذهن و دست یافتن به اطلاعات واقعی درباره آینده تفاوت گذاشت. شعر ممکن است به فرد کمک کند درباره خواسته هایش فکر کند، اما نمی تواند نتیجه رویدادهای آینده را با دقت علمی پیش بینی کند.

چرا یک رفتار تکراری می تواند اضطراب را کمتر کند؟

فرانچسکا جینو، پژوهشگر ایتالیایی تبار حوزه رفتار سازمانی و تصمیم گیری که فعالیت دانشگاهی او عمدتا در ایالات متحده بوده است، همراه با مایکل نورتون، پژوهشگر آمریکایی حوزه رفتار مصرف کننده و روانشناسی تصمیم گیری، در مطالعاتی به نقش آیین ها در تجربه اضطراب پرداخته اند. برخی یافته های این حوزه نشان می دهند انجام رفتارهای ساختارمند و معنادار می تواند در شرایط خاص آزمایشی با کاهش اضطراب همراه باشد.

این یافته ها به معنای آن نیست که فال حافظ برای همه افراد اثر درمانی دارد یا هر آیینی لزوما آرامش بخش است. اما می توان از آنها برای فهم این موضوع کمک گرفت که چرا انجام رفتاری آشنا، مانند گشودن کتاب، خواندن شعر و تامل درباره آن، ممکن است به برخی افراد احساس نظم و آرامش بدهد. وقتی فرد با مسئله ای مواجه است که نمی تواند نتیجه آن را کنترل کند، انجام یک فعالیت معنادار و قابل پیش بینی ممکن است تجربه ذهنی او را برای مدتی تغییر دهد.

وقتی یک بیت به رنج انسان زبان می دهد

ویکتور فرانکل، روانپزشک و عصب شناس اتریشی و بنیانگذار معنا درمانی، بر اهمیت معنا در مواجهه انسان با رنج و دشواری های زندگی تاکید داشت. از نگاه او، جست و جوی معنا یکی از ابعاد مهم تجربه انسانی است. البته معنا درمانی فرانکل را نباید با فال گرفتن یکسان دانست، اما می توان از اهمیت معنا برای فهم کارکرد روانشناختی ادبیات بهره برد.

گاهی فرد احساس غم، دلتنگی یا نگرانی دارد، اما نمی تواند آن را به روشنی بیان کند. خواندن یک غزل ممکن است واژه هایی در اختیار او قرار دهد که با تجربه درونی اش هماهنگ هستند. در چنین لحظه ای، شعر لزوما مشکل بیرونی را حل نمی کند، اما می تواند به فرد کمک کند احساس خود را بهتر بشناسد و آن را در چارچوبی قابل فهم قرار دهد.

کریستال پارک، روانشناس سلامت آمریکایی و پژوهشگر حوزه معناپردازی در مواجهه با استرس، نیز در مطالعات خود به نقش فرایندهای معنا دادن به رویدادهای دشوار پرداخته است. از این منظر، شعر می تواند برای بعضی افراد ابزاری فرهنگی برای تامل و بازنگری در تجربه های زندگی باشد، نه جایگزینی برای حل عملی مشکلات.

چرا فال هایی را که درست درآمده اند بهتر به یاد می آوریم؟

پیتر واسون، روانشناس شناختی بریتانیایی، از پژوهشگران مهم حوزه استدلال و سوگیری تاییدی بود. این سوگیری به گرایش انسان برای توجه بیشتر به اطلاعاتی اشاره دارد که با انتظارها و باورهای قبلی او هماهنگ هستند. برای مثال، فردی ممکن است فالی بگیرد و چند روز بعد اتفاقی رخ دهد که به نظرش با بخشی از شعر ارتباط دارد. او ممکن است این تجربه را به خوبی به خاطر بسپارد، در حالی که فال های بدون ارتباط روشن با رویدادهای بعدی کمتر در حافظه اش باقی بمانند.

این سازوکار تنها به فال مربوط نیست و در بسیاری از قضاوت های روزمره نیز دیده می شود. انسان ها گاهی شواهد تاییدکننده باورهای خود را برجسته تر می بینند و به موارد ناسازگار توجه کمتری می کنند. شناخت این ویژگی ذهن به معنای بی ارزش دانستن سنت فال حافظ نیست؛ بلکه کمک می کند میان تجربه شخصی، برداشت فرهنگی و ادعای پیش بینی واقعی آینده تفاوت بگذاریم.

چرا هر کس از یک غزل برداشت متفاوتی دارد؟

جروم برونر، روانشناس شناختی و از چهره های مهم روانشناسی فرهنگی، در آثار خود به نقش روایت و فرهنگ در معنا دادن انسان به تجربه های زندگی توجه داشت. انسان ها اطلاعات را در خلأ تفسیر نمی کنند؛ تجربه های گذشته، نگرانی های فعلی، روابط و باورهای فرهنگی بر برداشت آنها اثر می گذارند. به همین دلیل، ممکن است دو نفر یک غزل واحد را بخوانند، اما هر کدام معنایی متفاوت از آن دریافت کنند.

فردی که درگیر تصمیم عاطفی است، ممکن است بیشتر به ابیات مربوط به عشق و جدایی توجه کند، در حالی که فردی نگران آینده شغلی، همان شعر را به امید یا صبر مرتبط بداند. این تفاوت برداشت می تواند فرصتی برای شناخت دغدغه های درونی باشد. گاهی آنچه فرد از شعر انتخاب می کند، درباره نگرانی ها و آرزوهای خودش اطلاعات بیشتری می دهد تا درباره اتفاق هایی که قرار است در آینده رخ دهند.

چرا فال گرفتن در جمع خانواده معنای دیگری دارد؟

جان بالبی، روانپزشک و روانکاو بریتانیایی و بنیانگذار نظریه دلبستگی، اهمیت پیوندهای عاطفی و روابط امن را در رشد و زندگی انسان بررسی کرده است. هرچند نظریه دلبستگی به طور مستقیم درباره فال حافظ نیست، توجه آن به روابط حمایتی می تواند اهمیت حضور دیگران در تجربه های هیجانی را روشن کند.

وقتی اعضای خانواده دور هم جمع می شوند و شعر می خوانند، فقط با یک متن ادبی روبرو نیستند؛ ممکن است خاطرات مشترک، شوخی ها، گفت و گوها و احساس نزدیکی نیز فعال شوند. برای برخی افراد، بخش آرامش بخش این تجربه نه خود فال، بلکه حضور در جمعی آشنا و پذیراست. چنین آیین هایی می توانند فرصتی برای ارتباط میان نسل ها ایجاد کنند به ویژه زمانی که افراد درباره برداشت های متفاوت خود از شعر صحبت می کنند.

البته همه تجربه های خانوادگی مثبت نیستند و هیچ آیینی به تنهایی روابط آسیب دیده را ترمیم نمی کند اما وقتی فضای ارتباطی امن باشد، فعالیت های فرهنگی مشترک می توانند یکی از منابع احساس تعلق باشند.

چه زمانی فال گرفتن مشکل ساز می شود؟

استفاده از فال حافظ به عنوان سرگرمی، سنت فرهنگی یا فرصتی برای تامل، به خودی خود نشانه اختلال روانی نیست. مسئله زمانی متفاوت می شود که فرد احساس کند بدون گرفتن فال نمی تواند درباره امور مهم تصمیم بگیرد یا برای کاهش اضطراب، ناچار است بارها یک رفتار را تکرار کند. در چنین شرایطی، بهتر است بررسی شود که آیا این رفتار به فرد کمک می کند با بلاتکلیفی کنار بیاید یا به تدریج توانایی تصمیم گیری مستقل او را محدود کرده است.

تصمیم هایی مانند انتخاب درمان پزشکی، سرمایه گذاری مالی، ازدواج یا پایان دادن به یک رابطه مهم نیازمند بررسی واقعیت ها، شناخت پیامدها و در موارد لازم مشورت تخصصی هستند. شعر می تواند به فرد کمک کند احساسات و ارزش هایش را بهتر بشناسد، اما نباید جای شواهد معتبر و تصمیم گیری مسئولانه را بگیرد.

چرا گروه روانشناسی رکنا به این موضوع می پردازد؟

زیرا سلامت روان تنها در مطب روانشناس یا بیمارستان معنا پیدا نمی کند. زبان، هنر، روابط خانوادگی و سنت های فرهنگی نیز می توانند بر نحوه تجربه و بیان احساسات اثر بگذارند. روز بزرگداشت حافظ فرصتی است برای بررسی رابطه میان فرهنگ و روانشناسی؛ اینکه چرا انسان در لحظات نامطمئن به شعر روی می آورد و چگونه یک متن ادبی می تواند برای برخی افراد به منبع تامل، امید یا احساس همراهی تبدیل شود.

هدف این گزارش نه تایید توانایی فال در پیش بینی آینده است و نه بی اعتبار کردن یک سنت فرهنگی. مسئله اصلی شناخت کارکردهای روانشناختی این تجربه و حفظ مرز میان آرامش عاطفی و تصمیم گیری مبتنی بر اطلاعات معتبر است.

پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان

فعالیت های فرهنگی و هنری می توانند بخشی از برنامه های ارتقای کیفیت زندگی باشند. گسترش دسترسی به کتابخانه ها، برنامه های شعرخوانی، کارگاه های ادبی و فضاهای گفت و گوی بین نسلی می تواند فرصت های بیشتری برای ارتباط و مشارکت اجتماعی فراهم کند. در عین حال، سیاست گذاران نباید فعالیت های فرهنگی را جایگزین خدمات تخصصی سلامت روان بدانند. حمایت از فرهنگ و فراهم کردن دسترسی عادلانه به خدمات روانشناختی، دو مسئولیت مکمل هستند.

راهکار برای خانواده ها

خانواده ها می توانند شعرخوانی را به فرصتی برای گفت و گو درباره احساسات تبدیل کنند. به جای آنکه فال را پاسخی قطعی درباره آینده بدانند، می توانند از یکدیگر بپرسند کدام بیت برایشان معنادار بوده و چرا. چنین گفت و گویی ممکن است به شناخت نگرانی ها، امیدها و خواسته های اعضای خانواده کمک کند. در عین حال، بهتر است تصمیم های مهم زندگی بر اساس اطلاعات معتبر و بررسی پیامدها گرفته شوند. اگر یکی از اعضای خانواده به دلیل اضطراب شدید مدام در جست و جوی نشانه و اطمینان است، گفت و گو درباره نگرانی اصلی او از تمسخر یا سرزنش موثرتر خواهد بود.

تلنگر روانشناختی

شاید راز ماندگاری فال حافظ فقط در این نباشد که مردم می خواهند بدانند فردا چه اتفاقی می افتد. گاهی آنها می خواهند برای چند دقیقه از سنگینی ندانستن فردا فاصله بگیرند. دیوان را باز می کنند، چند بیت می خوانند و در میان واژه ها به دنبال چیزی می گردند که بتوانند با آن به زندگی ادامه دهند. شعر نمی تواند آینده را تضمین کند، اما گاهی می تواند به انسان کمک کند امروز را بهتر بفهمد. شاید حافظ همیشه پاسخی برای پرسش های زندگی نداشته باشد، اما می تواند فرصتی فراهم کند تا انسان با پرسش های خود تنها نماند.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1257354
  • فیلم / دختر کوچولوی نیوشا ضیغمی: هیچ‌وقت ازدواج نمی‌کنم! /درشت گویی ها بامزه لنا خانم در اولین مصاحبه اش