راست اوت چیست؟ / روی پنهان فرسودگی شغلی را بشناسید
رکنا: وقتی از فرسودگی شغلی حرف می زنیم، معمولا تصویری از کارمندی را به یاد می آوریم که زیر فشار کار، مهلت های فشرده، مسئولیت های سنگین و استرس مداوم از پا افتاده است. اما همه کسانی که از شغلشان فرسوده می شوند، لزوما بیش از حد کار نمی کنند.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، گاهی مسئله درست برعکس است؛ فرد آنقدر کم به چالش کشیده می شود، آنقدر کارش تکراری و بی معنا شده و آنقدر فرصت استفاده از توانایی هایش را از دست داده که آرام آرام احساس می کند در شغلش خاموش شده است. روانشناسان برای این وضعیت از مفهومی به نام فرسودگی ناشی از کسالت و کم تحریکی شغلی (Rustout) صحبت می کنند.
مجله مانیتور آن سایکولوژی (Monitor on Psychology) وابسته به انجمن روانشناسی آمریکا (APA) گزارشی را به کم تحریکی شغلی (workplace rustout) اختصاص داده و آن را روی دیگر فرسودگی شغلی (Burnout) معرفی کرده است. در فرسودگی شغلی (Burnout)، فشار و تقاضای کاری بیش از ظرفیت فرد است؛ اما در فرسودگی ناشی از کسالت و کم تحریکی شغلی (Rustout)، مشکل می تواند کمبود چالش، یکنواختی، استفاده نشدن از توانایی ها و احساس گیر افتادن در کاری باشد که دیگر برای فرد معنایی ندارد. نکته مهم این است که فرد ممکن است حتی مشغول به نظر برسد، اما از درون احساس کند هیچ ارتباطی با کاری که انجام می دهد ندارد.
وقتی کار زیاد نیست، اما زندگی کاری خسته کننده شده است
ممکن است فرد هر روز سر ساعت به محل کار برود، وظایفش را انجام دهد و حتی از نظر مدیر هم کارمند منظمی باشد، اما در ذهن خودش دائما منتظر تمام شدن ساعت کاری باشد. ممکن است کار آنقدر ساده و تکراری شده باشد که هیچ فرصتی برای یادگیری یا حل مسئله جدید ایجاد نکند. ممکن است توانایی هایی داشته باشد که هیچ گاه در شغلش به کار گرفته نمی شوند یا سال ها در یک جایگاه باقی مانده باشد، بدون اینکه احساس کند در حال رشد است.
لوتا هارجو (Lotta Harju)، پژوهشگر رفتار سازمانی در مدرسه کسب و کار املیون (emlyon business school)، در گزارش انجمن روانشناسی آمریکا (APA) توضیح می دهد که مسئله فقط نداشتن کار نیست؛ حتی فردی که کارهای زیادی برای انجام دادن دارد ممکن است زمانی که فعالیت هایش چالش برانگیز نیستند یا برایش ارزش و معنایی ندارند، احساس کسالت و بی انگیزگی کند. جیمز دنکرت (James Danckert)، روانشناس دانشگاه واترلو (University of Waterloo) نیز کسالت را صرفا نبود فعالیت نمی داند، بلکه آن را نوعی ناتوانی در درگیر شدن معنادار با کاری می داند که فرد در حال انجام آن است.
این تفاوت مهم است، زیرا فرسودگی ناشی از کسالت و کم تحریکی شغلی (Rustout) را نباید با تنبلی اشتباه گرفت. فردی که دچار این وضعیت شده ممکن است اتفاقا توانمند، مسئولیت پذیر و حتی بسیار موفق باشد، اما شغلش دیگر فرصت استفاده از توانایی ها و احساس پیشرفت را در اختیار او نمی گذارد.

فرسودگی همیشه با خستگی شدید شروع نمی شود
نشانه های فرسودگی ناشی از کسالت و کم تحریکی شغلی (Rustout) گاهی بسیار آرام ظاهر می شوند. فرد ممکن است متوجه شود تمرکزش کمتر شده، بیشتر در محل کار خیال پردازی می کند، کارها را به تعویق می اندازد یا فقط حداقل وظایف لازم را انجام می دهد. ممکن است احساس کند روز کاری تمام نمی شود و در عین حال از خودش بپرسد چرا با وجود اینکه فشار کاری زیادی ندارد، باز هم از شغلش احساس خستگی می کند.
پژوهش های مربوط به فرسودگی ناشی از کسالت شغلی (Bore-out) نیز نشان داده اند که کسالت شغلی می تواند با کمبود چالش، از دست رفتن علاقه حرفه ای و بحران معنا و رشد همراه باشد. در یک مطالعه منتشرشده در مرزهای روانشناسی (Frontiers in Psychology)، پژوهشگران برای سنجش فرسودگی ناشی از کسالت شغلی (Bore-out) ابعادی مانند کسالت، کم تحریکی، احساس استفاده نشدن از توانایی ها و بحران معنا را بررسی کرده اند. در واقع، مسئله اصلی ممکن است این جمله باشد: من می توانم بیشتر از این باشم، اما این شغل اجازه نمی دهد.
وقتی توانایی های تو در محل کار خاک می خورند
فردریک مورگسون (Frederick Morgeson)، روانشناس سازمانی و استاد دانشگاه ایالتی میشیگان (Michigan State University)، در گزارش انجمن روانشناسی آمریکا (APA) تاکید می کند که مشاغلی که بیش از حد ساده، تکراری و فاقد اختیار، تنوع و چالش فکری هستند، می توانند زمینه جداشدگی روانی از کار (disengagement) را ایجاد کنند. شارون پارکر (Sharon Parker) از دانشگاه کرتین (Curtin University) نیز بر نقش طراحی شغل تاکید دارد و معتقد است ساختارهایی که افراد را به وظایف بسیار محدود و تکراری می بندند، می توانند فرصت ابتکار و استفاده از توانایی های فرد را کاهش دهند.
از طرف دیگر، توماس چامورو پرموزیک (Tomas Chamorro-Premuzic)، روانشناس سازمانی و استاد دانشگاه کالج لندن (University College London)، به یک تناقض مهم اشاره می کند: انسان های امروز زمان و انرژی زیادی برای تحصیل و ساختن مسیر حرفه ای خود صرف می کنند و طبیعی است انتظار داشته باشند شغلشان علاوه بر درآمد، فرصتی برای رشد و تحریک فکری هم باشد. وقتی این انتظار با شغلی کاملا تکراری و فاقد معنا روبه رو می شود، فاصله میان چیزی که فرد می خواهد و چیزی که تجربه می کند می تواند به نارضایتی عمیق منجر شود.
فرسودگی ناشی از کسالت و کم تحریکی شغلی (Rustout) فقط حوصله سر رفتن نیست
اگر کسی یک روز در محل کار حوصله اش سر برود، نمی توان گفت دچار فرسودگی ناشی از کسالت و کم تحریکی شغلی (Rustout) شده است. حتی چند هفته کار تکراری نیز لزوما به معنای فرسودگی شغلی ناشی از کم تحریکی نیست. مسئله زمانی جدی تر می شود که کسالت و احساس بی معنایی به یک تجربه پایدار تبدیل شود و فرد احساس کند در شغل خود نه رشد می کند، نه یاد می گیرد و نه از توانایی هایش استفاده می کند.
این وضعیت در برخی پژوهش ها با کاهش رضایت شغلی، انگیزه، عملکرد و بهزیستی روانشناختی ارتباط داشته است. پژوهش های مربوط به فرسودگی ناشی از کسالت شغلی (Bore-out) همچنین ارتباطاتی میان کم تحریکی شغلی و مشکلاتی مانند استرس، افسردگی و کاهش عزت نفس گزارش کرده اند؛ البته این یافته ها به معنای آن نیست که فرسودگی ناشی از کسالت و کم تحریکی شغلی (Rustout) به تنهایی علت مستقیم این مشکلات است.
حتی پژوهش های جدیدتر درباره فرسودگی ناشی از کسالت و کم تحریکی شغلی (Rustout) نشان می دهند که مسئله می تواند فراتر از احساس کسالت باشد و با نوعی رکود حرفه ای، استفاده نشدن از استعدادها و احساس نارضایتی عمیق از مسیر شغلی همراه شود.

نگاه روانشناختی
از نگاه روانشناختی دکتر مریم سامانی، همیشه نباید خستگی از کار را با زیاد بودن کار اشتباه گرفت. گاهی انسان از چیزی خسته می شود که در ظاهر فشار زیادی ندارد، اما مدت هاست هیچ احساس رشد، معنا، انتخاب و پیشرفتی در آن تجربه نمی کند.
دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه، در تحلیل این وضعیت می گوید: یکی از مهم ترین سوال ها این نیست که چقدر کار می کنم، بلکه این است که آیا در کاری که انجام می دهم هنوز احساس می کنم زنده ام، یاد می گیرم و اثرگذار هستم؟ ممکن است فرد ساعت های زیادی در محیط کار باشد اما از نظر روانی هیچ ارتباطی با کارش نداشته باشد. در مقابل، گاهی کاری دشوار است اما چون با ارزش ها، توانایی ها و اهداف فرد هماهنگ است، فرسودگی کمتری ایجاد می کند.
به همین دلیل اگر فرد مدت هاست از کار خود احساس بی حوصلگی و بی معنایی می کند، بهتر است قبل از تصمیم ناگهانی برای استعفا از خودش بپرسد دقیقا چه چیزی از بین رفته است. آیا کار بیش از حد تکراری شده است؟ آیا فرصت یادگیری وجود ندارد؟ آیا فرد هیچ اختیاری در شیوه انجام کار ندارد؟ آیا توانایی هایش دیده نمی شوند؟ یا شاید مسئله این است که شغل فعلی دیگر با ارزش ها و مرحله فعلی زندگی او هماهنگ نیست؟
شاید لازم نباشد همیشه شغلت را عوض کنی
یکی از نکات مهم در مواجهه با فرسودگی ناشی از کسالت و کم تحریکی شغلی (Rustout) این است که راه حل همیشه ترک شغل نیست. در بسیاری از موارد می توان ابتدا درباره تغییر شکل کار فکر کرد. گرفتن یک مسئولیت تازه، یادگیری مهارت جدید، مشارکت در یک پروژه متفاوت، افزایش استقلال در انجام وظایف یا حتی همکاری بیشتر با همکاران می تواند بخشی از حس درگیری و معنا را برگرداند.
انجمن روانشناسی آمریکا (APA) نیز بر اهمیت بازطراحی شغل (Job Redesign) تاکید کرده است؛ یعنی به جای اینکه صرفا از کارمند بخواهیم انگیزه بیشتری داشته باشد، خود کار را طوری تغییر دهیم که فرصت بیشتری برای استفاده از مهارت، یادگیری، حل مسئله، دریافت بازخورد و تصمیم گیری ایجاد شود.
گاهی حتی یک تغییر کوچک می تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند: کاری که همیشه فقط اجرا می کردی، حالا بخشی از طراحی اش را بر عهده بگیری؛ وظیفه ای که همیشه تکرار می کردی، با یک پروژه تازه ترکیب شود؛ یا فرصتی پیدا کنی که مهارتی را که مدت هاست استفاده نکرده ای دوباره به کار بگیری.
فرسودگی ناشی از کسالت و کم تحریکی شغلی (Rustout) به ما یادآوری می کند که سلامت روان در محیط کار فقط به این معنا نیست که زیر فشار له نشویم. انسان برای سلامت روانی خود به اندازه ای از چالش، رشد، اختیار، ارتباط و معنا نیز نیاز دارد. گاهی مسئله این نیست که کارمان بیش از حد سنگین شده است؛ مسئله این است که دیگر هیچ چیزی در آن ما را به حرکت در نمی آورد.
به همین دلیل بعضی ها بعد از سالها کار آرام و بدون فشار، ناگهان متوجه می شوند که خسته اند؛ نه از کار زیاد، بلکه از سال هایی که احساس کرده اند توانایی هایشان جایی برای استفاده شدن نداشته است.
-
قبل از خرید زمین روستایی بخوانید / سامانه «ساختار» امکان استعلام رایگان کاربری زمین را فراهم کرد + فیلم
ارسال نظر