چرا نسل Z تمرکز ندارد؟ / نه موبایل متهم است و نه مغزتان تنبل نشده !
رکنا: گاهی جوانی ساعت ها پشت میز می نشیند، چند بار یک صفحه را می خواند، وسط انجام یک کار فراموش می کند دنبال چه چیزی بوده و برای انجام تکالیفی که قبلا ساده بودند زمان بیشتری صرف می کند. اولین توضیح ممکن است کمبود تمرکز، بی انگیزگی یا وابستگی بیش از حد به موبایل باشد، اما پژوهشی تازه نشان می دهد شاید لازم باشد قبل از هر قضاوتی یک سوال ساده تر پرسیده شود: این فرد در طول روز چقدر خواب آلود است؟ مطالعه ای تازه روی جوانان ۱۸ تا ۳۰ ساله نشان داده است خواب آلودگی بیشتر در طول روز با عملکرد ضعیف تر تحصیلی همراه بوده؛ یافته ای که پژوهشگران آن را در ارتباط با حافظه کاری تفسیر کرده اند. با این حال، خود طراحی مطالعه به ما یادآوری می کند که نباید از این ارتباط، نتیجه ای بزرگ تر از داده ها بگیریم.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، پژوهش تازه ای که ۸ سپتامبر ۲۰۲۶ در مجله Frontiers in Sleep منتشر شده، به یکی از تجربه های بسیار آشنای زندگی مدرن پرداخته است؛ جوانانی که بخش بزرگی از روز خود را با تلفن همراه، لپ تاپ و دیگر ابزارهای دیجیتال می گذرانند، شب ها دیر می خوابند و روز بعد برای درس خواندن، به خاطر سپردن اطلاعات و حفظ تمرکز تلاش می کنند. پژوهشگران موسسه علوم پزشکی هند در دهلی نو می خواستند بدانند زمان استفاده از صفحه نمایش، کیفیت خواب و خواب آلودگی روزانه تا چه اندازه با عملکرد شناختی و تحصیلی جوانان ارتباط دارند. مطالعه ابتدا ۱۱۹ فرد ۱۸ تا ۳۰ ساله را وارد بررسی کرد و پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، داده های ۱۱۴ نفر تحلیل شد. بیشتر شرکت کنندگان دانشجو بودند و حدود ۸۰ درصد آنها در رشته پزشکی تحصیل می کردند. میانگین سن آنها ۲۲.۳ سال بود. پژوهشگران از شرکت کنندگان درباره ساعت خواب و بیداری، میزان استفاده روزانه از ابزارهای الکترونیکی، زمان مطالعه و عملکرد تحصیلی پرسیدند و همزمان دو ابزار استاندارد، یعنی شاخص کیفیت خواب پیتسبورگ و مقیاس خواب آلودگی اپورث را نیز به کار بردند.
وقتی ۶۳ درصد جوانان خواب با کیفیت مطلوب نداشتند
یکی از اعداد قابل توجه این پژوهش مربوط به کیفیت خواب بود. از ۱۱۴ نفر، ۷۲ نفر، یعنی حدود ۶۳ درصد، امتیازی داشتند که بر اساس شاخص پیتسبورگ نشان دهنده کیفیت خواب نامطلوب بود. دامنه ساعت خواب افراد نیز بسیار گسترده بود؛ بعضی ساعت ۸:۳۰ شب به تخت می رفتند و بعضی تا ساعت ۴ صبح بیدار می ماندند. ۲۹ نفر از شرکت کنندگان معمولا بعد از ساعت ۲ بامداد می خوابیدند.
در کنار این وضعیت، استفاده از ابزارهای دیجیتال هم بخش بزرگی از روز افراد را اشغال کرده بود. میانگین زمان استفاده از صفحه نمایش حدود ۵.۸ ساعت در روز گزارش شد، اما این عدد در بعضی افراد تا ۱۴ ساعت بالا می رفت. ۴۲ نفر از سه وسیله الکترونیکی یا بیشتر استفاده می کردند و ۱۴ نفر دست کم ۹ ساعت در روز مقابل صفحه نمایش بودند. این اعداد به تنهایی ثابت نمی کنند که فناوری علت مشکلات خواب یا افت عملکرد بوده است، اما تصویری قابل توجه از سبک زندگی نمونه مورد بررسی ارائه می دهند.
ارتباط خواب آلودگی روزانه با زمان صفحه نمایش
نتیجه ای که بیش از بقیه توجه پژوهشگران را جلب کرد، مربوط به خواب آلودگی در طول روز بود. امتیاز بالاتر در مقیاس خواب آلودگی اپورث با عملکرد ضعیف تر همراه بود و ضریب همبستگی حدود منفی ۰.۲۶ گزارش شد. این ارتباط از نظر آماری معنادار بود؛ یعنی در این نمونه، هر چه فرد در طول روز خواب آلودتر بود، عملکردی که پژوهشگران آن را در ارتباط با حافظه کاری بررسی می کردند پایین تر بود. نکته جالب این است که رابطه مستقیم میان متوسط زمان روزانه صفحه نمایش و عملکرد تحصیلی، به تنهایی به سطح معناداری آماری نرسید. بنابراین تیترهایی مانند موبایل حافظه را نابود می کند یا هر ساعت بیشتر موبایل، حافظه ضعیف تر با داده های این پژوهش سازگار نیستند. خود پژوهش بیشتر به این جهت اشاره دارد که مجموعه ای از سبک زندگی دیجیتال، خواب و به ویژه خواب آلودگی روزانه ممکن است با عملکرد فرد ارتباط داشته باشند.

تلنگر روانشناسی؛ قبل از سرزنش خود از مغزتان بپرسید چقدر خوابیده ؟
دکتر مریم سامانی - روانشناس بالینی و استاد دانشگاه می گوید: وقتی عملکرد ذهنی پایین می آید، ما خیلی سریع آن را به شخصیت تبدیل می کنیم. دانشجو چند بار مطلبی را می خواند و یادش نمی ماند و با خودش می گوید : حافظه ام خراب شده. کارمند تمرکز ندارد و نتیجه می گیرد:دیگر مثل قبل باهوش نیستم. نوجوان صبح سر کلاس خواب آلود است و اطرافیانش آن را بی مسئولیتی یا تنبلی می بینند. مشکل اینجاست که مغز خسته می تواند از بیرون دقیقا شبیه مغز بی انگیزه به نظر برسد.
خواب آلودگی فقط احساس سنگینی پلک ها نیست. وقتی سطح هوشیاری پایین می آید، نگه داشتن چند قطعه اطلاعات در ذهن، جابه جا شدن بین مراحل یک مسئله، مقاومت در برابر حواس پرتی و ادامه دادن یک فعالیت شناختی دشوارتر می شود. فرد ممکن است متن را بخواند اما چند خط بعد فراموش کند ابتدای پاراگراف چه گفته بود، وارد اتاق شود و یادش نیاید برای چه آمده یا هنگام انجام کاری چند مرحله ای مدام مجبور شود به مرحله قبل برگردد.
تلنگر این پژوهش همین جا است: قبل از اینکه افت تمرکز را به ضعف اراده، تنبلی یا کم هوشی نسبت بدهیم، باید ببینیم مغزی که از او انتظار عملکرد داریم، واقعا فرصت کافی برای خواب و هوشیاری داشته است یا نه. گاهی فرد برای جبران خستگی بیشتر به صفحه نمایش، قهوه یا ساعات مطالعه طولانی تر پناه می برد و همین تلاش برای جبران می تواند ریتم خواب شبانه را دوباره به هم بزند؛ چرخه ای که در آن فرد بیشتر کار می کند، اما کیفیت عملکردش لزوما بهتر نمی شود.
یک ایراد مهم؛ آیا این پژوهش حافظه کاری را اندازه گرفته است؟
اینجا باید در تفسیر مقاله سخت گیر بود. عنوان پژوهش از حافظه کاری صحبت می کند، اما محققان برای سنجش آن از یک آزمون شناختی مستقیم مانند n-back، digit span یا آزمون های استاندارد حافظه کاری استفاده نکردند. آنها نمرات خوداظهاری دو آزمون داخلی دانشگاه را به عنوان شاخص جانشین عملکرد حافظه کاری در نظر گرفتند.
این تفاوت بسیار مهم است. عملکرد تحصیلی با حافظه کاری مرتبط است، اما فقط محصول حافظه کاری نیست؛ میزان مطالعه، انگیزه، دشواری امتحان، اضطراب امتحان، دانش قبلی، شرایط آموزشی و ده ها عامل دیگر نیز می توانند نمره فرد را تغییر دهند بنابراین بهتر است نتیجه پژوهش را اینطور بخوانیم خواب آلودگی روزانه با عملکرد تحصیلی پایین تر ارتباط داشت و سپس بگوییم پژوهشگران این عملکرد را به عنوان یک نماینده تقریبی از حافظه کاری تفسیر کرده اند، نه اینکه ثابت شده باشد خواب آلودگی مستقیما حافظه کاری را مختل کرده است. خود نویسندگان نیز این محدودیت را پذیرفته اند.
مدل آماری هم فقط بخش کوچکی از تفاوت افراد را توضیح داد
پژوهشگران زمان صفحه نمایش، امتیاز کیفیت خواب و خواب آلودگی روزانه را همزمان وارد یک مدل آماری کردند. کل مدل از نظر آماری معنادار بود، اما R² آن فقط ۰.۰۷۳ بود؛ یعنی این سه متغیر در مجموع حدود ۷ درصد از تفاوت عملکرد افراد را توضیح می دادند. این عدد مهم است، زیرا نشان می دهد بخش بزرگی از تفاوت عملکرد افراد به عوامل دیگری مربوط بوده که در مدل حاضر وجود نداشته اند.
حتی در این مدل، امتیاز کیفیت خواب پیتسبورگ در جهتی ظاهر شد که در نگاه اول غیرمنتظره بود. نویسندگان صراحتا هشدار داده اند که نباید این نتیجه را به معنای خواب بدتر باعث عملکرد بهتر می شود تفسیر کرد و احتمال داده اند ویژگی های خاص نمونه، عوامل مخدوش کننده یا همپوشانی میان متغیرهای خواب در ایجاد این نتیجه نقش داشته باشد. این بخش نمونه خوبی است از اینکه چرا یک مدل آماری را نباید به چند جمله ساده و قطعی تبدیل کرد.

موبایل متهم اصلی نیست؛ رابطه پیچیده تر از این حرف هاست
مطالعه تازه یک فرصت خوب برای فاصله گرفتن از روایت های ساده درباره موبایل فراهم می کند. استفاده زیاد از تلفن همراه می تواند زمان خواب را عقب بیندازد، فعالیت ذهنی را در ساعتی که مغز باید آرام شود ادامه دهد یا جای رفتارهای کمک کننده به خواب را بگیرد، اما همین پژوهش نشان نداد که افزایش زمان صفحه نمایش به تنهایی مستقیما با افت معنادار عملکرد همراه باشد.
ممکن است فردی شش ساعت در روز با لپ تاپ کار علمی انجام دهد و برنامه خواب منظمی داشته باشد، در حالی که فرد دیگری سه ساعت شبانه در تخت میان شبکه های اجتماعی جابه جا شود و خوابش بارها به تعویق بیفتد. عدد زمان صفحه نمایش به تنهایی این تفاوت را نشان نمی دهد. زمان استفاده، نوع محتوا، ساعت استفاده، میزان درگیری ذهنی و اینکه استفاده از دستگاه چه چیزی را در زندگی فرد جابه جا کرده است، همگی اهمیت دارند.
بجای پرسیدن:چند ساعت گوشی دستت بود؟ چه باید پرسید
در گفت وگو درباره خواب و فناوری، معمولا تمام تمرکز روی ساعت استفاده از گوشی است. اما یافته های این مطالعه پیشنهاد می کنند سوال دیگری هم ارزش پرسیدن دارد: فرد فردای آن شب چقدر هوشیار است؟
اگر جوانی صبح به سختی بیدار می شود، هنگام مطالعه چرت می زند، مدام تمرکزش قطع می شود، در موقعیت های آرام احساس می کند ممکن است خوابش ببرد و برای بیدار ماندن دائما به محرک نیاز دارد، مسئله فقط عادت دیجیتال نیست. خواب آلودگی روزانه می تواند علامتی باشد که ارزش بررسی جداگانه دارد.
البته علت آن همیشه کم خوابی ساده نیست. بی نظمی ساعت خواب، مشکلات تنفسی هنگام خواب، بعضی داروها، اختلالات خواب، شرایط جسمانی و عوامل دیگر نیز می توانند خواب آلودگی ایجاد کنند. بنابراین خواب آلودگی شدید و مداوم را نباید فقط با توصیه «زودتر بخواب» خلاصه کرد.
خواب آلودگی را تا وقتی حادثه ای رخ نداده جدی بگیریم
خواب آلودگی روزانه فقط مسئله درس خواندن و حافظه نیست. وقتی مغز برای بیدار ماندن تقلا می کند، سرعت واکنش، توجه پایدار و توانایی تشخیص خطر نیز ممکن است افت کند. به همین دلیل خواب آلودگی شدید هنگام رانندگی، موتورسواری، کار با دستگاه ها یا انجام فعالیت هایی که نیاز به توجه مداوم دارند، نباید با قهوه خوردن و فشار آوردن به خود نادیده گرفته شود. اگر فرد احساس می کند هنگام رانندگی پلک هایش سنگین می شود، مسیر چند دقیقه گذشته را خوب به خاطر نمی آورد، مرتب خمیازه می کشد یا برای باز نگه داشتن چشم هایش باید تقلا کند، ادامه دادن مسیر تصمیم ایمنی مناسبی نیست. توقف در محل امن و استراحت اهمیت بیشتری از رسیدن چند دقیقه زودتر دارد.
از نظر پیشگیری بلندمدت نیز بهتر است خواب به کاری تبدیل نشود که فقط اگر وقت باقی ماند، انجام می شود. داشتن ساعت نسبتا منظم خواب و بیداری، محدود کردن استفاده تحریک کننده از صفحه نمایش در نزدیکی زمان خواب و در نظر گرفتن فرصت کافی برای خواب می توانند به حفظ هوشیاری روزانه کمک کنند. در بزرگسالان جوان، نیاز به خواب بین افراد متفاوت است، اما خواب ناکافی مکرر را نمی توان با خواب طولانی یک آخر هفته به طور کامل جبران کرد.
از سوی دیگر، اگر فرد با وجود فرصت کافی برای خواب همچنان تقریبا هر روز خواب آلود است، به طور ناخواسته در کلاس، جلسه یا هنگام مطالعه چرت می زند، خروپف شدید یا وقفه تنفسی در خواب دارد، صبح ها با سردرد بیدار می شود یا خواب آلودگی در کار و رانندگی او اختلال ایجاد کرده است، بهتر است مسئله فقط به سبک زندگی نسبت داده نشود و برای بررسی علت زمینه ای از پزشک یا متخصص خواب کمک گرفته شود.
پیام پیشگیرانه ساده است: خواب آلودگی یک هشدار عملکردی است، نه مسابقه ای که باید با اراده برنده اش شویم. هر چه زودتر به علت آن توجه شود، احتمال اینکه خستگی به افت تحصیلی، خطای کاری یا یک حادثه قابل پیشگیری تبدیل شود کمتر خواهد بود.
این پژوهش چه چیزی را ثابت نمی کند؟
این مطالعه مقطعی بود؛ یعنی متغیرها تقریبا در یک مقطع زمانی اندازه گیری شدند. بنابراین نمی توان از آن نتیجه گرفت خواب آلودگی علت کاهش عملکرد بوده است. حتی جهت رابطه می تواند پیچیده تر باشد؛ برای مثال دانشجویی که به دلیل فشار درسی تا نیمه شب مطالعه می کند، هم ممکن است نمرات متفاوتی داشته باشد و هم روز بعد خواب آلودتر شود.
اطلاعات استفاده از ابزارهای دیجیتال، ساعات خواب و عملکرد تحصیلی نیز عمدتا خوداظهاری بودند و مطالعه روی نمونه نسبتا کوچک و عمدتا دانشجوی پزشکی انجام شد. به همین دلیل تعمیم نتیجه به همه جوانان باید با احتیاط صورت گیرد. پژوهشگران خودشان پیشنهاد کرده اند مطالعات بعدی طولی باشند، از شاخص های عینی تر استفاده از صفحه نمایش بهره ببرند و حافظه کاری را مستقیما با آزمون های شناختی اندازه گیری کنند.
مغزی که بیدار مانده، لزوما مغزی آماده نیست
مهمترین پیام این مطالعه برای زندگی روزمره این است که بیدار بودن و آماده بودن مغز دو چیز متفاوت هستند. می توان چشم ها را باز نگه داشت، پشت میز نشست و حتی ساعت ها مطالعه کرد، اما اگر خواب آلودگی بالا باشد کیفیت کاری که مغز انجام می دهد ممکن است پایین بیاید بنابراین وقتی تمرکز افت کرده و اطلاعات در ذهن نمی مانند، همیشه جواب افزایش ساعات کار نیست. گاهی اضافه کردن یک ساعت دیگر مطالعه به مغزی که از خواب محروم است، کمتر از یک ساعت خواب کافی ارزش دارد.
سوالی که باید قبل از سرزنش خودمان بپرسیم این نیست که چرا حافظه ام مثل قبل نیست؟، بلکه این است: این چند روز، مغزم واقعا چقدر فرصت داشته است که بخوابد و روز بعد کاملا بیدار شود؟
-
صفر تا صد اثر مونالیزا با هوش مصنوعی + فیلم
ارسال نظر