عاطفه 27 ساله درباره قتل شوهرش : دختربچه بودم که ازدواج کردم/ شوهرم محبتی نداشت دل به مرد متاهلی دادم
حوادث رکنا: زن جوانی که پس از انتشارخبرکشف جسدی با خالکوبی روی بازو در روزنامه خراسان،دستگیرشده بود،درحالی به قتل هولناک شوهرش اعتراف کرد که مدعی شد او را به خاطرکمبود محبت کشته است!
به گزارش رکنا،چهارم اردیبهشت گذشته، پرونده ای درپلیس آگاهی مشهد تشکیل شدکه محتویات آن نشان می داد مرد۳۵ساله افغانستانی به نام«نجیب»سوم اردیبهشت ازمنزل خارج شده ودیگر بازنگشته است. برادراین مردتبعه خارجی به کارآگاه های پلیس آگاهی اظهارداشت:گوشی تلفن برادرم خاموش شده است و هیچ اطلاعی ازاو نداریم. وی به نقل ازهمسرمرد گم شده نیزادعا کرد:«نجیب»شب هنگام ودرحالی که مست بود،به خانه اش دربولوار شاهنامه آمده اما بعد برای کاری ازمنزل خارج شده ودیگر بازنگشته است. به دنبال دریافت این گزارش،ماجرای گم شدن مرد افغانستانی با دستورمستقیم سرهنگ جواد بیگی(رئیس پلیس آگاهی مشهد)در دایره فقدانی های آگاهی مورد بررسی های کارشناسی قرارگرفت.اما در رد زنی های پلیسی هیچ سرنخی از وی پیدا نشد و بدین ترتیب فرضیه وقوع جنایت قوت گرفت.این گونه بودکه پرونده مذکور با نظر سرهنگ محمدباقرپهلوان(رئیس اداره جنایی آگاهی)به(دایره ویژه قتل عمد)ارسال شد تا کارآگاهان زبده جنایی آن را بررسی کنند.
هنوزتحقیقات جنایی دراین باره آغاز نشده بودکه یازدهم اردیبهشت،خبرکشف جسدی درجاده روستایی آبقد(واقع در۱۰ کیلومتری روستای انداد)در بی سیم های پلیس پیچید و بدین ترتیب با حضورقاضی دکترصادق صفری (قاضی ویژه قتل عمد)وکارآگاهان پلیس آگاهی درصحنه کشف جسد،تحقیقات برای رازگشایی ازاین معمای جنایی آغازشد.
جسد دربیابان های حاشیه جاده روستایی رها شده بود و هیچ گونه مدارک هویتی نیزبه همراه نداشت.خیلی زود جلسه تحلیلی و کارشناسی جرم با راهنمایی های قاضی شعبه۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد در پلیس آگاهی به سرپرستی سرهنگ ولی نجفی(رئیس دایره قتل عمد آگاهی)برگزارشد و ماجرای کشف جسد درحالی مورد واکاوی تخصصی قرارگرفت که سرهنگ نجفی براساس تجربیات پلیسی خود پیشنهاد کرد تا خالکوبی روی بازوی مرد جوان به عنوان نشانه ای خاص درروزنامه خراسان انتشاریابد و شهروندان نیز برای شناسایی هویت جسد کشف شده به یاری پلیس بیایند.
![]()
این گونه بود که خبر«ماجرای رازآلود جسد رها شده درحاشیه جاده روستایی»چهاردهم اردیبهشت درصفحه حوادث منتشرشد. صبح روز بعد جوانی با پلیس تماس گرفت وادعا کرد برادرش چنین خالکوبی را روی بازوی خودداشت ولی ازچند روزقبل ناپدید شده که پرونده گم شدن وی نیزدرپلیس آگاهی تشکیل شده است. با این سرنخ مهم،تحقیقات کارآگاهان وارد مرحله جدیدی شد و با دعوت ازمرد جوان به پلیس آگاهی،دیگرتردیدی باقی نماندکه مرد۳۵ساله افغانستانی به قتل رسیده است وعامل یا عاملان جنایت، جسد اورا در حاشیه جاده روستایی رها کرده اند.
درهمین حال گروه زبده ای ازافسران جنایی با هدایت سروان آرمین منفرد (افسر پرونده)،درحالی بررسی های جنایی را ادامه دادندکه همچنان همسرمرد افغانستانی اولین مظنون جنایت بود اما اوادعا می کرد اختلافی با شوهرش نداشته و از۱۳سالگی با او زندگی می کند و اکنون نیز۴فرزند دارد. این زن۲۷ساله که «عاطفه»نام دارد ادعاهای قبلی خود را تکرارکرد و مدعی شد شوهرش آن شب مست از خانه بیرون رفته ودیگربازنگشته است!
ازسوی دیگرکارآگاهان با آن که یقین داشتند«عاطفه» موضوعی خاص را پنهان می کند با دستورقاضی صفری او را آزادکردند و به بررسی های پلیسی خود ادامه دادند تا این که سرنخی ازیک سیم کارت دیگر وی به دست آمد که هیچ کس ازآن خط پنهانی خبرنداشت. بررسی این ماجرا به ارتباط«عاطفه»با مردجوان دیگری رسیدکه درشب حادثه با یکدیگر گفت وگوی تلفنی داشتند. طولی نکشید که دوباره زن جوان به پلیس آگاهی احضارشد و این بار ازپسری سخن گفت که دریکی ازروستاهای تربت حیدریه زندگی می کرد. او مدعی شد همسرم آن شب با آن پسر جوان بیرون رفت.
بنابراین کارآگاهان با هماهنگی قاضی ویژه قتل عمد عازم تربت حیدریه شدند و جوان مورد ادعای او را دستگیرکردند اما بررسی های تخصصی افسران کارآزموده پلیس جنایی مشهد بیانگر آن بود که پسر جوان فقط به صورت تلفنی ودرفضای مجازی با آن زن جوان (عاطفه) ارتباط دارد ودرجریان قتل شوهر او نیست !
زن۲۷ ساله که حالا می دانست کارآگاهان خودش را متهم اصلی جنایت می دانند،ناگهان لب به اعتراف گشود وگفت:کودکی خردسال بودم که پدرم مرا به عقد «نجیب»درآورد. او هم مانند پدرم درکوره های آجرپزی کار می کرد اما من چیزی از ازدواج نمی دانستم و علاقه ای هم به او نداشتم. وقتی زندگی مشترکمان آغاز شد او مدام مرا کتک می زد وهیچ توجهی به خواسته ها و سلایق من نداشت .درواقع اواصلا مرا نمی دید و هیچ گونه ابراز محبتی هم نمی کرد. عقده های کمبود محبت درمن تا آن جا پیش رفت که چند سال قبل با مرد متاهلی به نام «حمید»به صورت تلفنی آشنا شدم و با او به درد دل پرداختم. این روابط ادامه داشت تا این که از رفتارهای شوهرم خسته شدم و تصمیم به قتل گرفتم.
آن شب وقتی مست به خانه آمد قرص های خواب آور را درون چای به او خوراندم و سپس با کاردآشپزخانه آن قدر به سرش کوبیدم تا غرق درخون جان داد و این گونه انتقام محبت نکردن هایش را ازاوگرفتم. بعد هم با «حمید» تماس گرفتم و او هم با یکی ازدوستانش به خانه ام آمدند و جسد «نجیب» را با پراید بیرون بردند تا این که تصویر خالکوبی او درروزنامه خراسان منتشرشد و ...
تحقیقات کارآگاهان با دستورهای ویژه قاضی صفری برای ریشه یابی این ماجرای جنایی درحالی همچنان ادامه دارد که کارآگاهان درعملیاتی غافلگیرانه ،«حمید»را نیزدستگیر و به پلیس جنایی انتقال دادند.
-
فیلم طرز تهیه شاورمای مرغ خوش طعم ترین ساندویچ!