روزهای تنهایی

ملیحه شناسنامه اش را بازکرد. مهرطلاق و جدایی بر صفحه دوم شناسنامه اش حکایت از آن داشت که طعم تلخ شکست و جدایی را یک‌بار چشیده است.

باور نمی کرد با کلی آرزو با حمید ازدواج کرده بود و حالا ماه هاست به خانه پدری اش برگشته است.

مادر ملیحه وقتی دید دخترش باز به شناسنامه اش چشم دوخته است کنارش نشست او را در آغوش گرفت دلداری اش داد و گفت مطمئن است بزودی داماد خوبی پیدا خواهد کرد.

خواستگاری

یک هفته نگذشته بود که به اصرار مادر آنها به خانه عمه رقیه رفتند ملیحه نمی دانست چه اتفاقی در انتظار او است اما مادر کمی مرموز شده بود.

وقتی از عمه رقیه شنید پسر همسایه شان می تواند شوهر مناسبی برایش بوده باشد یکه خورد اصلا نمی خواست بازهم ازدواج کند اما نگاه های مادر نشان می داد همه دوست دارند مطلقه بودن ملیحه لطمه ای به آبروی خانوادگی شان نزند.

در دادگاه

هنوز یکسال از ازدواج ملیحه و محمد نگذشته بود که زن و شوهر راهی دادگاه خانواده تهران شدند.

ملیحه وقتی پیش روی قاضی دادگاه ایستاد گفت: وقتی اولین بار ازدواج کردم اعتیاد زندگی من و حمید را نابود کرد می دانستم طلاق بگیرم زندگی خوبی نخواهم داشت خانواده حمید پولدار بودند و مشکل مالی نداشتیم اما حمید نه کار می کرد نه دست از اعتیاد و آزار من بر می داشت اخلاق بدی هم داشت با گرفتن 300 سکه طلا از پدرشوهرم جدا شدم و برای اینکه پدرم من را بهتر بپذیرد سکه ها را در ازای سود کمی به او دادم.

وی ادامه داد: با این وجود همیشه تصور می کردم در خانه پدرم غریبه و اضافی هستم تا اینکه عمه رقیه برایم خواستگار پیدا کرد.

رفتاری عجیب

ملیحه مکثی کرد و گفت: بعد از عروسی یک روز تعدادی از دوستانم را دعوت کردم. محمد وقتی غروب به خانه برگشت و متوجه این میهمانی شد، ناراحت شد. شب، بعد از رفتن میهمانان من با خوشحالی برای او تعریف کردم که آنها دوستان دوران مدرسه و دبیرستان من بوده اند و برای تبریک ازدواج مان به خانه مان آمده اند. اما محمد اخم کرده و گفت که تبریک را می‌شود تلفنی هم گفت. پول درآوردن سخت است و من دوست ندارم تو سرمایه زندگی مان را اینطور هدر بدهی. از روز بعد کم کم رفتار محمد تغییر کرد من احساس می کردم محمد می خواهد با گوشه و کنایه هایی که به من می زند، چیزی را به من بفهماند، ولی هرچه فکرمی کردم نمی فهمیدم منظور شوهرم چیست؟ تا اینکه محمد بعد از چندهفته بالاخره بعد از یک جاروجنجال درباره مهریه ام پرسید و اینکه 300 سکه طلا کجاست؟ تازه فهمیدم مادرشوهرم که همسایه عمه رقیه بود ماجرای مهریه من را می دانسته و محمد هم در جریان است.

زن جوان ادامه داد: ابتدا تعجب کردم که درباره مهریه ام می پرسد؟

خیل طلبکارانه حرف می زد به محمد گفتم مهریه ام را به پدرم داده ام. پدرم هم آن پول را درکارانداخته و هرماه به من سود آن را می دهد تا اگر خواستم چیزی برای خودم بخرم یاپس اندازی داشته باشم، بتوانم آن کار را بکنم.آن روز دیگر حرفی درباره مهریه ام زده نشد اما بعد از آن محمد هربار به یک بهانه ای پول هایم را از من می گرفت احساس می کردم پول ها در زندگی مان خرج می شود و اصلا ناراحت نبودم اما برایم جای تعجب داشت بارها به بهانه برگشت خوردن چک هایش از من پول میلیونی می گرفت تا اینکه یک ماه پیش محمد تقاضای عجیبی کرد او پرسید چرا سرمایه ام را به پدرم داده ام و خواست از پدرم بگیرم و به او بدهم تا به کارش رونق بدهم. حرص زیادی در گفتارش می دیدم راستش را بخواهی ترسیدم کمی فکر کردم دیدم او مدت هاست مرتب از من پول گرفته است و خرج خانه را هم من داده ام خیلی قاطعانه نپذیرفتم محمد چندروزی به حالت قهر به خانه نیامد و بعد هم که برگشت تنها حرفش یک چیز بود او گفت خانم! اگر پول را دادی که دادی وگرنه بلایی به سرت می آورم که مرغ‌های آسمان به حال تو گریه کنند. طلاقت می دهم. پدرت را درمی آورم.

ملیحه رو به شوهرش کرد و به قاضی گفت: تازه فهمیدم محمد بخاطر من سراغم نیامده است و از همان روز نخست طمع مهریه ام باعث شده است به خواستگاری ام بیاید و مهر و محبتی هم درکار نیست! سراغ شناسنامه ام رفتم از دوبار طلاق خجالت می کشیدم اما در خانه بی روح این مرد حریص دیگر جایی برای من نبود و حالا تقاضای طلاق دارم.

بعد از ادعاهای ملیحه شوهرش روبروی قاضی ایستاد و گفت: زنم پنهان کار و پول پرست است بخاطر اینکه زندگی مان روبراه شود از او خواستم کمکم کند نپذیرفت و حالا طلاق می خواهد من جدا نمی شوم اگر هم بخواهم طلاقش بدهم یک ریال مهریه نمی دهم او عادت کرده است ازدواج کند و مهریه بگیرد و جیب پدرش را پرپول کند.

ملیحه که این حرف ها را شنید گفت:من فقط طلاق می خواهم مهریه را هم می بخشم با چنین مردی نمی توانم زندگی کنم.

تحلیل حقوقی / حق زن درتصرف دارایی خود و خواست طلاق

حمید رضا توانمندی وکیل و حقوقدان

طبق ماده ۱۱۱۸ قانون مدنی زن مستقلاً می تواند در دارایی خود هرگونه دخل و تصرفی را که می خواهد بکند و ازنظر مسائل مالی و اقتصادی استقلال و آزادی کامل دارد و نیازی به توافق شوهر ندارد اعم از اینکه این اموال قبل از ازدواج به دست آمده باشد یا بعد از ازدواج.

طبق ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی نیز زن می تواند هرگونه شرطی را که مبطل عقد نباشد و مخالف ذات عقد نیز نباشد اعمال کند مثلاً شرط کند که حق مسکن با او باشد یا مسأله حق اشتغال، حق ادامه تحصیل، حق طلاق با او باشد. ضمناً طبق نظرات حضرت امام زن می تواند حین عقد شرط کند که هروقت بخواهد به صورت مطلق بتواند به محکمه مراجعه و خود را مطلقه کند.

طبق ماده ۱۱۲۱ قانون مدنی زن حق دارد در صورت جنون همسرش اعم از اینکه این جنون مستمر باشد یا ادواری از فسخ نکاح استفاده کند. ضمناً درصورتی که مرد دارای عیوبی باشد که مانع از ایفای وظیفه زناشویی باشد زن می تواند طبق ماده ۱۱۲۲ قانون مدنی از فسخ نکاح استفاده کند.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟