فیلم اعترافات قاتل سریالی در رکنا - قسمت چهارم
«زنم به من خیانت کرد...»؛ روایت مجید سالک و پاسخ افسر پرونده پس از ۴۰ سال + فیلم
حوادث رکنا: پس از انتشار سه قسمت نخست پرونده ویژه رکنا که به روند شناسایی، تعقیب، دستگیری و نخستین اعترافات مجید سالکمحمودی، یکی از مشهورترین قاتلان سریالی دهه ۶۰، اختصاص داشت، در قسمت چهارم برای نخستین بار بخش دیگری از فیلم بازجویی و گفتوگوی خبرنگاران با این متهم منتشر میشود. مجید سالک در این بخش، انگیزه قتلهای خود را به اختلافات خانوادگی و آنچه «خیانت همسر» مینامد، نسبت میدهد؛ اما سرهنگ محمدرضا خجسته - اولین خبرنگار جنایی پلیس ، پژوهشگر ، نویسنده چندین جلد کتاب بررسی پروندهای قتل دهه 60 و 70 و داستانهای پلیسی واجتماعی، با استناد به گفتههای مسئولان رسیدگی به پرونده، تأکید میکند که این ادعا از همان ابتدا از سوی افسران پرونده مورد تردید و رد قرار گرفت.
به گزارش رکنا، سرهنگ محمدرضا خجسته که نخستین گفت وگوی رسانه ای با مجید سالک را پس از دستگیری انجام داده است، در گفت وگو با رکنا میگوید: «همانطور که در فیلم اعترافات و گفتوگوی خبرنگاران با مجید سالک مشاهده میشود، نخستین مصاحبه با این متهم را من انجام دادم. او در آن مقطع به ۱۳ فقره قتل اعتراف کرده بود. در جریان گفتوگو، بارها مدعی شد که به دلیل خیانت همسرش تصمیم گرفته "نسل زنان فاسد" را از بین ببرد و قتلها را با همین انگیزه انجام داده است.»
سرهنگ خجسته ادامه میدهد:«پس از پایان مصاحبه، موضوع را با مسئولان پرونده مطرح کردیم، اما سردار علیاصغر ابراهیمیفخار، رئیس وقت شعبه یک اداره آگاهی تهران، همان زمان تأکید کرد که این ادعا صحت ندارد و قاتل در حال دروغپردازی است.»
در ادامه فیلم اعترافات، مجید سالک درباره نخستین قتل و انگیزهای که مدعی است او را به ادامه این جنایتها کشاند، میگوید:
«یک روز زنی را تعقیب کردم. مدتی زیر نظرش گرفتم و دیدم با افراد مختلف ارتباط دارد و تصور کردم میخواهد با من هم همین رفتار را داشته باشد. همانجا تصمیم گرفتم او را بکشم. با دستهای خودم خفهاش کردم. بعد از آن، این کار ادامه پیدا کرد. با خودم تصمیم گرفتم هر جا زنی را ببینم که شوهردار است و به نظر من دنبال این کارها میرود، او را از بین ببرم.»
در ادامه، یکی از خبرنگاران از او میپرسد نخستین بار چگونه با یکی از قربانیان آشنا شد.
مجید سالک در پاسخ میگوید: «یک روز دم بازار با او آشنا شدم. دنبال چرخ دستی بود و من برایش تهیه کردم. بعد از آن گفت شوهر ندارد و اگر من هم زن ندارم، آدرس خانهاش را به من داد و گفت میتوانم به دیدنش بروم. مدتی با او در ارتباط بودم، اما بعد فهمیدم فقط با من ارتباط ندارد و افراد دیگری هم به آن خانه رفتوآمد میکنند.»
او در ادامه مدعی میشود:«خودش میگفت خانه متعلق به خودش نیست و فقط چهارشنبهها میتواند آنجا باشد. هر بار هم از افرادی که به آنجا میآمدند پول میگرفت. مدتی او را زیر نظر گرفتم و دیدم تقریباً هر روز یک یا دو نفر به آنجا رفتوآمد دارند.»
سالک سپس میگوید:«همان موقع تصمیم گرفتم او را بکشم، اما روزی که برای این کار رفتم، دو نفر دیگر آنجا بودند و نتوانستم کاری انجام بدهم. وقتی اول با او آشنا شده بودم، اصلاً قصد قتل نداشتم. او میگفت شوهر ندارد و اگر زن نداری، بیا با هم باشیم. آن زمان من هم جوان بودم و خودم هم منحرف شده بودم.»
در ادامه این قسمت، مجید سالک بار دیگر ادعا میکند که پس از این اتفاق، تصمیم گرفته زنانی را که به تصور خودش به همسرانشان وفادار نیستند، هدف قرار دهد.
این اظهارات، روایت و ادعاهای مجید سالک در جریان بازجویی است و لزوماً به معنای تأیید صحت آنها نیست. همانگونه که در ابتدای این قسمت نیز سرهنگ محمدرضا خجسته تأکید میکند، مسئولان پرونده از جمله سردار علیاصغر ابراهیمیفخار، از همان زمان این ادعاها را مورد تردید قرار داده و اعلام کرده بودند که انگیزههای مطرحشده از سوی متهم با یافتههای پرونده همخوانی کامل ندارد.
سرهنگ خجسته در ادامه با اشاره به روند اعترافات میگوید: «مجید سالک در ابتدا به ۱۳ قتل اعتراف کرد، بعد این تعداد به ۲۱ قتل رسید. در مقاطعی نیز تعداد بیشتری را پذیرفت، اما در روزهای پایانی زندگیاش مدعی شد بخشی از اعترافات فراتر از ۲۱ قتل، بر اساس اطلاعاتی بوده که در جریان بازجوییها در اختیارش قرار گرفته است. او فردی بسیار باهوش بود و در بازجوییها بارها تلاش میکرد مسیر تحقیقات را تغییر دهد یا روایتهای متفاوتی ارائه کند.»
این بخش از مجموعه ویژه رکنا، برای نخستین بار پس از حدود ۴۰ سال، همزمان روایت خود متهم و روایت افسران پرونده را کنار یکدیگر قرار میدهد تا مخاطب بتواند تفاوت میان ادعاهای مجید سالک و یافتههای پلیس در جریان تحقیقات را مشاهده کند.