خبر ویژه :

پرونده کدخبر: 395207 ارسال پرینت 3613

حوادث رکنا: جوان شیشه ای در اقدامی هولناک پدر و مادرش را در شرق تهران هدف گلوله های مرگبار قرار داد.

حجم ویدیو: 55.70M | مدت زمان ویدیو: 00:06:39

به گزارش خبرنگار جنایی رکنا، ساعت 15 چهارشنبه 30 خرداد ماه امسال ماموران کلانتری 128 تهران نو در جریان تیراندازی مرگباری در خیابان دماوند، خیابان فانی قرار گرفتند و تیم های جنایی برای بررسی موضوع در صحنه جرم Crime حاضر شدند.

ماموران اداره 10 پلیس Police آگاهی تهران با حضور در طبقه سوم ساختمان با جسد خونین زن و شوهر 48 و 56 ساله روبرو شدند که شلیک گلوله به قتل Murder رسیده بودند و 2 پسر خانواده نیز با شلیک گلوله و ضربات چاقو و قمه مجروح شده اند.

امیر پسر زوج به قتل رسیده در همان ابتدا هدف تحقیق قرار گرفت و گفت: داخل خانه بودم که ناگهان 3 مرد که صورتشان را بسته بودند و ارد خانه شدند و پس از شلیک به سمت پدر و مادرم به سراغ من آمدند و اسلحه را در دستم قرار دادند تا برادرم را نیز به قتل برسانم، منتظر آمدن برادرم شدیم تا اینکه غلامرضا وارد خانه شد و من به سمت او تیراندازی کردم که تیر به دست برادرم اصابت کرد و به سرعت به طبقه سوم ساختمان رفت و در را به روی من و مردان غریبه بست، سپس مردان خشن مرا به باد کتک گرفتند و با زخمی کردنم پا به فرار Escape گذاشتند.

این ادعاها در حالی بود که غلامرضا 29 ساله که از اناحیه دست هدف گلوله قرار گرفته بود به ماموران گفت: وقتی وارد خانه شدم با برادرم امیر روبرو شدم که بخاطر اختلافاتی که با هم داشتیم بدون هیچ صحبتی به سمت راه پله ها رفتم که ناگهان صدای تیراندازی شنیدم و متوجه شدم از ناحیه دست زخمی شدم، به سرعت به طبقه سوم ساختمان رفتم با جسد پدر و مادرم روبرو شدم.

وی افزود: داخل خانه در را قفل کرده بودم که امیر درخواست کمک کرد و می گفت که چند مرد قصد کشتن Killing او را دارند اما هیچ صدای مرموز به گوش نمی رسید تا اینکه برادرم با شکستن شیشه وارد خانه شد و همان لحظه من با پلیس تماس گرفتم.

بازپرس مرادی با توجه به مرموز بودن ادعاهای امیر دستور بازداشت پسر جوان را صادر کرد و تحقیقات فنی در اداره 10 پلیس آگاهی تهران کلید زده شد و این در حالی بود که پزشکی قانونی جراحات روی دست و پای امیر را خودزنی اعلام کرده بود و سپس ساعت 5 عصر پنج شنبه پسر جوان که در برابر مدارک پلیسی قرار گرفته بود پرده از قتل پدر و مادرش برداشت.

امیر گفت: روز حادثه Incident در پارکینگ ساختمان در حال مصرف مواد مخدر Drugs بودم که ناگهان پدرم بالای سرم آمد و با پا ضربه ای به وسایل استعمال مواد مخدر زد که سر همین موضوع با هم درگیر شدیم که از پدرم کتک خوردم.

وی افزود: از رفتار پدرم خسته شده بودم، به همین خاطر اسلحه ای را که از قبل تهیه کرده بودم را مسلح کردم و به سراغ پدرم در طبقه سوم ساختمان رفتم و ابتدا او را هدف قرار دادم و سپس مادرم که شروع به جیغ و فریاد کرده بود را در آشپزخانه به قتل رساندم.

پسر جوان ادامه داد: قصد داشتم از خانه خارج شوم که ناگهان برادرم وارد خانه شد و چون نمی خواستم او متوجه ماجرا شود از پشت به سمت او تیراندازی کردم که گلوله به دستش اصابت کرد و غلامرضا به سرعت به طبقه سوم ساختمان رفت و در را به روی من بست و مانع ورود من شد و سپس ماموران با حضور در خانه مرا دستگیر کردند.

کارآگاهان در ادامه تحقیقات پی بردند که امیر در زمینه وصول کردن چک های بلامحل فعالیت داشته و به همین خاطر همیشه تفنگ همراه خود داشته است.

گفتگو قاتل The Murderer شیشه ای

امیر 32 ساله که هنوز باور ندارد پدر و مادرش را به قتل رسانده تنها نگران دختر 7 ساله اش است و از برادرش می خواهد که از دخترش مراقبت کند و اگر آزاد شود برای آنها تا آخر عمر غلامی می کند.

به چه جرمی دستگیر شدی؟

قتل پدر و مادرم.

سابقه داری؟

نه، تا حالا خلافی نکرده بودم.

چرا پدر و مادرت را به قتل رساندی؟

تو حال خودم نبودم، با پدرم درگیر شدم که ابتدا او را به قتل رساندم و بعد صدای جیغ و فریادهای مادرم را شنیدم که به آشپزخانه رفتم و به سمت مادرم نیز تیراندازی کردم تا اینکه برادرم به سراغم آمد و چند بار زد تو گوشم تا اینکه به حال خودم برگشتم و تفنگ را به دست برادرم دادم و سپس با پلیس و اورژانس تماس گرفتیم.

اما به برادرت هم تیراندازی کردی؟

یادم نمی آید که به برادرم شلیک کرده باشم .

گفتی در حال خودت نبودی، مواد مصرف کرده بودی؟

بله، همه جور موادی مصرف کرده بودم.

چه موادی مصرف کرده بودی؟

شب قبل از قتل تریاک کشیده بودم، بعد کمی حشیش مصرف کردم دیدم حال خوبی ندارم به همین خاطر کمی شیره کشیدم اما بی فایده بود به همین خاطر به سراغ مواد مخدر کوکائین رفتم و آن را اسنیف کردم و بعد از آن شیشه کشیدم.

قبلا این همه مواد را با هم کشیده بودی؟

یکبار کوکائین و تریاک را با هم مصرف کرده بودم.

روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟

در پارکینگ ساختمان بودم که پدرم وسایل را داخل حیاط ریخت و من هم تصمیم گرفتم وسایلم را جمع کنم و به شهرهای شمالی بروم و بعد از چند روز به خانه بیایم که در یک لحظه عصبانی شدم و با برداشتن اسلحه به سراغ پدرم رفتم.

اسلحه را از کجا تهیه کرده بودی؟

یک ماه قبل از یکی از دوستانم گرفته بودم.

تا قبل از قتل از تفنگ استفاده کرده بودی؟

یکبار با برادرم در حیاط خانه یک تیر شلیک کردم و دیگر هیچ استفاده ای از آن نکردم.

چرا مادرت را به قتل رساندی؟

وقتی به طبقه سوم رفتم و پدرم را به قتل رساندم، فکر می کردم مادرم در طبقه پایین است اما ناگهان صدای جیغ و فریادش را از داخل آشپزخانه شنیدم که به سراغ مادرم رفتم و از پشت به سرش شلیک کردم.

چه وقت متوجه قتل پدر و مادرت شدی؟

فردا آن روز که در بازداشت پلیس بودم متوجه شدم پدر و مادرم به قتل رسیدند.

چه حسی داشتی؟

داشتم خفه می شدم و حالم خیلی بد بود.

شنیدم در کار شرخری فعالیت داشتی؟

نه، دروغ است.

ازدواج کردی؟

بله اما 5 سال است که از طلاق گرفتیم.

بچه داری؟

بله، نگران رها هستم، دخترم 7 ساله است و نمی دانم چه حال و روزی دارد.

می دانی دخترت کجاست؟

امیر در حالی که اشک می ریزد گفت: از برادرم علی خواستم که مواظب دخترم باشد و فکر کنم پیش برادرهایم باشد.

بخاطر اعتیاد از همسرت جدا شدی؟

نه، 2 سال بعد از جدایی از همسرم به خاطر ناراحتی شروع به مصرف مواد کردم که آرام شوم.

با پدرت اختلاف داشتی؟

بله، همیشه با من درگیر می شد و مرا کتک می زد.

از بچگی تو را تنبیه می کرد؟

نه، از زمانیکه ازدواج کردم و تا بعد از جدایی ام پدرم با من اختلاف پیدا کرد و هر روز با هم درگیر می شدیم.

پدرت با ازدواجتان مخالفت می کرد؟

بله.

عاشق شده بودی؟

بله، بعد از مدتی که با همسرم آشنا شدم به او وابسته شدم و تصمیم به ازدواج کردیم و همسرم یک پدر پیر داشت که به خواستگاری اش رفتم و با همه مخالفت هایی که پدرم داشت با هم ازدواج کردیم و حتی بعد از جدایی نیز پدرم به خاطر طلاق دوباره اختلافاتش با من بیشتر شد.

هنوز همسرت را دوست داری؟

بله، حتی شب عید از او خواستم که به خانه بازگردد و پدرم نیز پیشنهاد داد تا مدتی را من و همسرم در خانه پدری ام زندگی کنیم و اگر در کنار هم دیگر اختلاف نداشتیم دوباره ازدواج کنیم اما نپذیرفت.

چه چیزی باعث شد که تو دست به قتل بزنی؟

اشتباهات پدرم باعث این اتفاقات بود، هیچ وقت ما را آدم حساب نمی کرد و تفکر قدیمی اش باعث درگیری ما شده بود.

اما گفته بودی در حالت عادی نبودی که قتل را انجام دادی؟

مواد مخدر تاثیر داشت اما بیشتر از همه اشتباهات پدرم مرا به اینجا رساند.

صحنه تیراندازی هایت را به یاد داری؟

نه، الا یادم نیست، اما هر شب دارم کابوس می بینم.

چرا گریه می کنی؟

دارم خفه می شم، مرا بکشید تا راحت شوم، دلم برای پدر، مادر و دخترم تنگ شده است.

حرف آخر؟

اول می خواهم به برادرم بگویم که به پاهات می افتم و میخواهم که برای دخترم رها پدری کنی و تنهایش نگذاری و به برادرم کوچکم حامد می گویم که تو می دانی که همیشه دوستت داشتم و به خاطر من مواظب دخترم باش.

امیر اشک می ریخت و گفت: از برادرهایم می خواهم مرا حلال کنند و اگر آزاد شوم به خاطر اینکه از دخترم نگهداری کردند تا آخر عمر نوکری برادرهایم را می کنم.

بنا به این گزارش، امیر برای تحقیقات بیشتر به دستور بازپرس مرادی از شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران در اختیار ماموران اداره 10 پلیس آگاهی تهران قرار دارد.

اخبار اختصاصی سایت رکنا را از دست ندهید:

2 خواهر همزمان شوهران خود را در زاهدان به قتل رساندند!

اسرار عجیب پسر خوانده‌ کی‌ِروش در تیم ملی ایران!

فیلم لو رفته از گنده لات بازی های قاتلان در زندان رجایی شهر کرج + جزییات

آزمایش خون برای شناسایی قاتل وحید مرادی / آخرین خبر از پرونده

ببینید قاتلان وحید مرادی در زندان چگونه خط و نشان می کشند؟ / فیلم عربده های وحشتناک قاتلان

جنازه وحید مرادی در جمع خانواده و هواخواهانش تشییع شد + فیلم

شرط جیش العدل برای آزادی سرباز ایرانی ربوده شده در مرز میرجاوه اعلام شد + عکس

زیبایی این پسر مادرش را به دردسر انداخت+عکس

ارتباط بین اختلاس گران و محبوبیت وحید مرادی !

مردی به خاطر خوابیدن زنش کنار پسرش او را در اطاق خواب کشت +عکس

فوری/ سلطان سکه ایران دستگیر شد

اولین عکس از جسد وحید مرادی قبل از خاکسپاری + عکس

گفت عقاب ایرانم و گنده لاتی کرد ما هم او را زدیم! / آخرین خبر از پرونده + عکس

وقتی وارد خانه باغ شدم دوست صمیمی ام با زنم خلوت کرده بود + عکس

وحید مرادی در برابر دوربین مداربسته زندان کرج کشته شد + جزئیات

فاطمه 17 ساله را از مادرش خرید و همان شب اول حامله اش کرد!

دستگیری 3 شرور به خاطر قتل وحید مرادی در زندان کرج / جزئیات اولین بازجویی + عکس

 



اخبار مرتبط

خبرهای تصادفی

ارسال نظر

  • ناشناس 0 0

    توبه ی گرگ مرگ است!
    بهتره این آشغال هرچه زودتر از روی زمین برچیده شود و به زباله دان بپیوندد!!!