طرز فکر و باورهای ما احساس را در ما سبب می شود.با تغییر اندیشه آگاهانه و فکر و باور مردم نسبت به شکست،حوادث دردناک و احساس درماندگی افراد در شناخت درمانی می توانیم به بهبود افسردگی کمک کنیم.self tanner

ابتدا باید به افکار ناخود آگاهی که در دشواری ها و شرایط سخت و دردناک به ذهنتان هجوم می آورند توجه کنید.این افکار ناخودآگاه همان جملات کوتاهی هستند که بلافاصله و فوری در شرایط سخت به ذهن شما می آیند.مثلا وقتی نمره بدی در امتحان می گیرید با خودتان می گویید:من بی عرضه ام.

این جملات در واقع توضیحاتی هستند که دائمی و فراگیرند و با آنها همه چیز را به خود نسبت می دهید.

چگونه در رویکرد شناختی با افسردگی مقابله کنیم؟

در مرحله اول درمان افسردگی با رویکرد شناختی فرد یاد می گیرد که از افکار ناخودآگاه خود در شرایط سخت و دردناک آگاه شود و آنها را بشناسد.

برای مقابله با افسردگی در رویکرد شناختی باید با افکار ناخودآگاه که گفتیم از طریق پیدا کردن شاهد خلاف آن فکر برخورد کنید.مثلا بعد از گرفتن نمره بد در امتحان و آمدن جمله "من بی عرضه ام" به یاد بیاورید که چه زمانهایی به خوبی از پس کارهای خود برآمده اید و ببینید که بی عرضه بودن را درست به خود نسبت نداده اید.

راه مقابله با افسردگی

رویکرد شناختی رفتاری چه تاثیری در درمان افسردگی دارد؟

بعد از این مرحله این افکار ناخودآگاه خود را مورد سؤال قرار می دهید.مثلا در مورد همین جمله "من بی عرضه ام" می توانید از توضیحات جدیدی استفاده کنید که به آن نسبت دادن دوباره می گویند،مثلا بگویید "من در این امتحان چون به اندازه کافی تلاش نکردم موفق نشدم ولی هروقت تلاش کرده ام نمره خوبی گرفته ام"

برای درمان افسردگی در رویکرد شناختی سعی کنیدحواس خودتون رو ازافکار افسرده کننده دور کنید.باید تلاش کنید دست از نشخوار کردن افکار افسرده کننده و اندیشیدن منفی بردارید،یعنی افکار منفی را مهار کنید و زمان فکر کردن خودتان را محدود و مشخص کنید.

رهایی از افکار ناخود آگاه افسرده کننده

در انتها سعی کنید عبارت ایجاد کننده افسردگی خودتان را شناسایی کنید و به جای آنها عبارات بهتری را جایگزین کنید.مثلا به جای عبارت افسرده کننده " من بی عرضه ام" می توانی عبارت "من با پشتکار و تلاش موفق خواهم شد" را جایگزین کنید.

اخبار 24 ساعت گذشته رکنا را از دست ندهید

 

آیا این خبر مفید بود؟