پرونده روانشناسی گینسی ها / پنج ویژگی روانی پشت زندگی مرد یخی
رکنا: ویم هوف؛ مرد یخی که می گوید ذهنش می تواند با سرما مقابله کنداو در آب یخ می نشیند، میان برف و یخ ساعت ها دوام می آورد و حتی با لباس اندک در سرمای کوهستان حرکت می کند. ویم هوف به مرد یخی مشهور شده است؛ مردی که مدعی است با ترکیبی از تنفس، تمرکز ذهنی و مواجهه تدریجی با سرما می توان کنترل بیشتری بر واکنش های بدن به دست آورد. اما پشت این نمایش شگفت انگیز، چه ویژگی های روانشناختی قرار دارد؟ آیا با اراده ای خارق العاده روبه رو هستیم یا باید میان توانایی واقعی بدن، تمرین و ادعاهای اغراق آمیز تفاوت قائل شویم؟
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، ویم هوف در آب یخ فرو می رود، چشم هایش را می بندد و بی حرکت می ماند. دقیقه ها می گذرند و بدنش در محاصره سرمایی قرار می گیرد که برای بیشتر انسان ها غیرقابل تحمل است. اما او بیرون نمی آید. این مرد هلندی که جهان او را با نام مرد یخی می شناسد، مدعی است با تمرین تنفس، تمرکز و مواجهه با سرما می توان واکنش های بدن را تا اندازه ای تحت تاثیر قرار داد.
او فقط یک رکوردشکن نیست. زندگی اش با یک تجربه تلخ خانوادگی، جست وجوی معنای زندگی و سال ها آزمایش روی بدن خودش گره خورده است اما آیا پشت این توانایی، صرفا اراده ای خارق العاده قرار دارد؟ یا می توان از زندگی او به ویژگی های روانشناختی دیگری هم رسید؟
از کودکی کنجکاو تا مردی که سرما را آزمایشگاه خود کرد
ویم هوف در ۲۰ آوریل ۱۹۵۹ در هلند متولد شد. او در نوجوانی به سرما علاقه پیدا کرد. در حدود ۱۷ سالگی، هنگام قدم زدن در پارکی در آمستردام، متوجه لایه نازک یخی روی آب شد. به گفته خودش، ناگهان تصمیم گرفت لباس هایش را درآورد و وارد آب سرد شود. تجربه ای که برای بسیاری از مردم ترسناک است، برای او به تجربه ای هیجان انگیز تبدیل شد.
این تجربه بتدریج به علاقه ای جدی تبدیل شد. هوف به سراغ یوگا، تمرین های تنفسی و شیوه های مراقبه رفت و تلاش کرد رابطه میان ذهن و بدن را در شرایط دشوار بشناسد اما نقطه عطف بزرگ زندگی اش در سال ۱۹۹۵ اتفاق افتاد. همسرش، اولایا، پس از سال ها درگیری با مشکلات روانی، خودکشی کرد. هوف در آن زمان پدر چهار فرزند بود و ناگهان با مسئولیت بزرگ کردن آنها و فقدان همسرش تنها ماند.
او بعدها در گفت وگو با گینس روایت کرد پس از این اتفاق، از نظر عاطفی به شدت آسیب دیده بود و برای ادامه زندگی باید راهی پیدا می کرد. به گفته خودش، حضور در طبیعت و شنا در آب های سرد به او احساس تسکین می داد. تمرین تنفس نیز بتدریج به بخشی از تلاش او برای مدیریت هیجان های دشوار تبدیل شد.
این تجربه، مسیر زندگی او را تغییر داد. هوف بجای آنکه سرما را فقط یک وضعیت طبیعی بداند، آن را به موضوع اصلی آزمایش های شخصی خود تبدیل کرد.
![]()
رکوردهایی که بدن انسان را به چالش کشیدند
شهرت جهانی ویم هوف با مجموعه ای از فعالیت های غیرمعمول آغاز شد. او بارها در آب یخ فرو رفت، مسافت هایی را با پای برهنه روی برف دوید و در شرایط سرد کوهستان به فعالیت پرداخت.
در سال ۲۰۰۷، نیمه ماراتن خود را با پای برهنه روی برف و یخ در مدت ۲ ساعت و ۱۶ دقیقه و ۳۴ ثانیه به پایان رساند. او همچنین در تلاش هایی برای صعود به ارتفاعات کوه اورست با لباس بسیار سبک شرکت کرد؛ هرچند نتوانست صعود را تا قله کامل کند.
یکی از مشهورترین رکوردهای او، ماندن در تماس کامل بدن با یخ به مدت یک ساعت و ۵۳ دقیقه و ۲ ثانیه در سال ۲۰۱۳ بود. این رکورد بعدها به وسیله فرد دیگری شکسته شد، اما نام هوف همچنان با تحمل سرمای شدید گره خورده است.
روش او که به نام روش ویم هوف شناخته می شود، سه بخش اصلی دارد: تمرین تنفس، مواجهه تدریجی با سرما و تعهد و تمرکز ذهنی.
هوف معتقد است این تمرین ها می توانند به افراد کمک کنند تا در شرایط استرس زا احساس کنترل بیشتری داشته باشند. پژوهش های علمی نیز بخشی از ادعاهای او را بررسی کرده اند؛ اما همه ادعاهای مربوط به درمان بیماری ها یا تقویت قطعی سیستم ایمنی هنوز اثبات نشده اند.
![]()
پنج ویژگی روانشناختی قابل بررسی در زندگی ویم هوف
کنجکاوی و تجربه گری: میل به کشف مرزهای ناشناخته
یکی از ویژگی های برجسته زندگی هوف، تمایل او به تجربه کردن موقعیت هایی است که بیشتر مردم از آنها دوری می کنند. ورود به آب یخ در نوجوانی، آغاز مسیری بود که بعدها به آزمایش های مکرر درباره واکنش بدن در برابر سرما تبدیل شد.
در روانشناسی شخصیت، گشودگی به تجربه یکی از ابعاد شناخته شده شخصیت است. این ویژگی با علاقه به تجربه های تازه، کنجکاوی، جست وجوی ایده های متفاوت و تمایل به کشف ناشناخته ها ارتباط دارد.
رفتار هوف را می توان از این زاویه بررسی کرد؛ او به جای پذیرش بی چون و چرای تصور رایج درباره تحمل ناپذیری سرما، تصمیم گرفت آن را شخصا آزمایش کند.
البته تجربه گری همیشه رفتار ایمن یا عاقلانه ای نیست. کنجکاوی زمانی ارزشمندتر است که با شناخت خطر و ارزیابی پیامدها همراه شود.
![]()
خودتنظیمی: تلاش برای مدیریت واکنش های بدن و هیجان
تمرین تنفس و تمرکز در روش ویم هوف، بخش مهمی از فعالیت های اوست. او بارها گفته است که تنفس آگاهانه به او کمک کرده تا در موقعیت های دشوار، احساس کنترل بیشتری داشته باشد.
در روانشناسی، خودتنظیمی به مجموعه فرایندهایی گفته می شود که فرد از طریق آنها می کوشد توجه، هیجان و رفتار خود را مدیریت کند.
پژوهش منتشر شده در سال ۲۰۱۴ در مجله معتبر PNAS نشان داد گروهی از داوطلبان که روش ویم هوف را آموزش دیده بودند، در یک آزمایش کنترل شده توانستند واکنش های فیزیولوژیک و التهابی بدن را نسبت به گروه کنترل تغییر دهند. در این مطالعه، افزایش آدرنالین و تغییر در برخی شاخص های التهابی مشاهده شد.
این یافته مهم است، اما نباید آن را به معنای کنترل کامل بدن یا درمان بیماری ها با تنفس تعبیر کرد. پژوهش درباره سازوکارهای این روش همچنان ادامه دارد.
![]()
تاب آوری و بازسازی معنا پس از فقدان
مرگ همسر هوف در سال ۱۹۹۵، یکی از تلخ ترین اتفاقات زندگی او بود. او با چهار فرزند تنها ماند و به گفته خودش، برای تحمل شرایط عاطفی دشوار به طبیعت و تمرین های بدنی روی آورد.
از منظر روانشناسی، تاب آوری به توانایی سازگاری با شرایط دشوار و ادامه دادن زندگی در حضور فشارهای روانی اشاره دارد. تاب آوری به معنای بی درد بودن یا فراموش کردن فقدان نیست؛ فرد ممکن است همچنان غمگین باشد، اما بتدریج راههایی برای ادامه زندگی پیدا کند.
در زندگی هوف، تمرین های تنفسی و مواجهه با سرما به تدریج معنای تازه ای پیدا کردند. فعالیتی که ابتدا برای خودش راهی جهت تحمل شرایط دشوار بود، بعدها به پروژه ای عمومی و حرفه ای تبدیل شد.
با این حال، نباید از این روایت نتیجه گرفت سرما درمان سوگ یا افسردگی است. تجربه شخصی یک فرد، جایگزین درمان روانشناختی و پزشکی نمی شود.
![]()
استمرار و تعهد: تبدیل تمرین به یک سبک زندگی
هوف سال ها تمرین های خود را ادامه داد. مواجهه با سرما، تمرین تنفس و آماده سازی جسمانی، فعالیت هایی نبودند که فقط برای یک رکورد انجام دهد به مرور به بخش ثابتی از سبک زندگی او تبدیل شدند.
در روانشناسی انگیزش، تعهد به هدف و استمرار رفتاری اهمیت زیادی دارد. فردی که برای رسیدن به هدفی بلندمدت تلاش می کند، باید بتواند رفتارهای لازم را در طول زمان تکرار کند؛ حتی زمانی که هیجان اولیه کاهش یافته است اما استمرار به تنهایی نشانه سلامت نیست. ادامه دادن یک رفتار پرخطر، حتی اگر با نظم و اراده همراه باشد، لزوما تصمیم درستی محسوب نمی شود. ارزش پشتکار به هدف، هزینه ها و پیامدهای آن نیز بستگی دارد.
تبدیل تجربه فردی به هویت اجتماعی و رسالت عمومی
هوف امروز فقط یک ورزشکار یا رکورددار نیست. او در سراسر جهان درباره روش خود سخنرانی می کند، دوره آموزشی برگزار می کند و مخاطبان بسیاری دارد.
او تجربه شخصی خود را به یک نظام آموزشی تبدیل کرده و معتقد است دیگران نیز می توانند بخشی از توانایی های خود را از طریق تمرین کشف کنند.
از منظر روانشناسی اجتماعی، تبدیل تجربه شخصی به فعالیت جمعی می تواند به شکل گیری هویت اجتماعی کمک کند. فرد دیگر فقط درباره خودش صحبت نمی کند، بلکه گروهی از افراد را حول یک روش، هدف یا باور مشترک گرد هم می آورد.
البته هرگاه یک تجربه شخصی به یک روش عمومی تبدیل می شود، مسئولیت علمی و اخلاقی نیز افزایش پیدا می کند. ادعاهای سلامت باید با شواهد مستقل سنجیده شوند و نباید از موفقیت یک فرد، نتیجه گرفت که همان روش برای همه مناسب است.
می خواهم اشاره کنم داستان ویم هوف از یک زاویه روانشناختی بسیار جالب است: گاهی انسان پس از یک فقدان عمیق، به دنبال تجربه ای می رود که دوباره احساس زنده بودن و کنترل را به او بازگرداند.
هوف پس از مرگ همسرش، سرما را به بخشی از مسیر شخصی خود تبدیل کرد. ممکن است این تجربه برای او نوعی احساس تسلط بر بدن و بازگشت به زندگی ایجاد کرده باشد اما باید میان تجربه شخصی او و یک راهکار درمانی عمومی تفاوت گذاشت.
نکته مهم دیگر رابطه میان کنترل و پذیرش است. انسان همیشه نمی تواند رویدادهای بیرونی را کنترل کند مرگ، بیماری، فقدان و بسیاری از بحران های زندگی خارج از اختیار ما هستند اما گاهی می توانیم شیوه پاسخ دادن به آنها را تغییر دهیم.
![]()
در عین حال، تلاش برای کنترل بدن نباید به انکار محدودیت های طبیعی آن منجر شود. بدن انسان در برابر سرما، کم آبی و تغییرات تنفسی آسیب پذیر است. توانایی یک فرد برای تحمل شرایط شدید، به معنای ایمن بودن آن شرایط برای دیگران نیست.
روش ویم هوف نیز بی خطر مطلق نیست. تمرین های تنفسی شدید ممکن است باعث سرگیجه و از دست دادن هوشیاری شوند. انجام آنها در آب، هنگام رانندگی یا در موقعیت هایی که بیهوشی خطرناک است، می تواند به غرق شدگی یا آسیب جدی منجر شود. مواجهه با سرما نیز باید با توجه به وضعیت سلامت فرد و خطر افت دمای بدن انجام شود.
مهمترین درس زندگی مرد یخی این است که انسان می تواند پس از تجربه های دشوار، راه تازه ای برای معنا دادن به زندگی پیدا کند اما قرار نیست برای اثبات قدرت روانی خود، بدنش را به خطر بیندازد.
ویم هوف با سرما شناخته شد، اما داستان زندگی اش در واقع درباره جست وجوی کنترل، معنا و ادامه دادن پس از یک فقدان بزرگ است.
-
گل دوم استقلال خوزستان به استقلال تهران در دقیقه 95
ارسال نظر