بار نامرئی زندگی مشترک/  زن بیشتر خسته است یا مرد؟

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، در بسیاری از خانواده ها، تقسیم کار بر اساس وظایف قابل مشاهده انجام می شود. یکی آشپزی می کند، دیگری خرید می رود و فردی هم مسئول رسیدگی به فرزندان است. اما پشت همین وظایف روزمره، مجموعه ای از فعالیت های کمتر دیده شده وجود دارد: فهمیدن اینکه چه چیزی تمام شده، به خاطر سپردن زمان مراجعه به پزشک، برنامه ریزی برای مهمانی، پیگیری تکالیف فرزند، پیش بینی نیازهای هفته آینده و مدیریت تنش های خانوادگی.

تقسیم کار خانه عادلانه به نظر می رسد، اما یک نفر هنوز مسئول همه چیز است

در روانشناسی اجتماعی و مطالعات خانواده، به بخشی از این مسئولیت ها بار ذهنی گفته می شود. فرد فقط کار را انجام نمی دهد؛ او باید متوجه شود که چه کاری لازم است، زمان انجام آن را تعیین کند، مسئولیتش را به خاطر بسپارد و تا پایان پیگیری کند برای مثال اگر مردی پس از درخواست همسرش خرید خانه را انجام دهد، بخشی از کار را بر عهده گرفته است. اما اگر همسرش همچنان باید موجودی یخچال را بررسی کند، فهرست خرید بنویسد، زمان خرید را یادآوری کند و مطمئن شود چیزی فراموش نشده، مدیریت ذهنی کار همچنان بر عهده اوست.

پژوهش تازه چه می گوید؟

گزارشی   در رسانه علمی PsyPost منتشر شد، یافته های یک پژوهش دو بخشی درباره بار ذهنی و عاطفی در روابط دگرجنس گرایانه را بررسی کرد. نتایج نشان داد زنان در این نمونه ها، زمانی که شریک مردشان سهم بیشتری از مسئولیت های ذهنی و عاطفی رابطه را بر عهده می گرفت، رضایت بیشتری از رابطه و زندگی جنسی خود گزارش می کردند.

در این پژوهش، مشارکت عاطفی، مانند توجه به ناراحتی شریک زندگی، آرام کردن تنش ها و برنامه ریزی برای لحظه های مشترک، نیز اهمیت داشت. ارتباط میان مشارکت در بار ذهنی و رضایت گزارش شده از رابطه، در برخی تحلیل ها از تقسیم کار فیزیکی خانه برجسته تر بود.

با این حال، یافته ها به معنای آن نیست که تقسیم کار خانه بی اهمیت است یا بار ذهنی به تنهایی کیفیت یک رابطه را تعیین می کند. پژوهش درباره ارتباط میان متغیرهاست و نمی توان از آن نتیجه گرفت که در همه خانواده ها یک الگوی یکسان وجود دارد.

چرا این خستگی به دعوا تبدیل می شود؟

مشکل زمانی شدت می گیرد که یک نفر احساس کند حتی برای استراحت کردن هم باید مدیر خانواده باقی بماند. او ممکن است هنگام تماشای تلویزیون همچنان به کارهای فردا فکر کند، هنگام خواب فهرست خرید را مرور کند یا در میانه یک گفت وگوی دوستانه نگران فراموش شدن قرار فرزندش باشد.

در چنین شرایطی، درخواست کمک ممکن است بارها تکرار شود و به تدریج از یک درخواست ساده به تجربه ای از نادیده گرفته شدن تبدیل شود. جمله ای مانند چرا خودت نگفتی چه کاری باید انجام بدهم، از نگاه گوینده شاید نشانه آمادگی برای همکاری باشد؛ اما از نگاه طرف مقابل ممکن است به این معنا باشد که مسئولیت تشخیص، برنامه ریزی و مدیریت کارها همچنان بر دوش اوست.

البته هر اختلافی درباره کارهای خانه نشانه رابطه ناسالم نیست. خستگی شغلی، مشکلات مالی، تفاوت در معیارهای نظم، بیماری و شرایط خانوادگی هم می توانند در این اختلاف ها نقش داشته باشند. آنچه اهمیت دارد، تکرار یک الگوی نابرابر و ناتوانی زوجین در گفت وگو درباره آن است.

نگاه روانشناختی 

دکتر مریم سامانی - زوج درمانگر و روانشناس بالینی- می گوید: از منظر روانشناسی روابط، لازم است میان انجام دادن یک وظیفه و پذیرفتن مسئولیت کامل آن تفاوت بگذاریم. مشارکت واقعی زمانی شکل می گیرد که هر دو نفر نه فقط در اجرای کارها، بلکه در تشخیص نیازها، برنامه ریزی، تصمیم گیری و پیگیری نیز سهم داشته باشند.

در بررسی این موضوع باید به تجربه هر دو طرف توجه کرد. ممکن است یکی از زوجین واقعاً احساس کند سهم زیادی از کارها را انجام می دهد و دیگری همچنان خود را تنها مدیر امور خانواده بداند. هدف، تعیین مقصر نیست؛ هدف روشن کردن مسئولیت های پنهان و ساختن توافقی قابل اجراست.

وی می گوید: زوج ها می توانند به جای بحث کلی درباره اینکه چه کسی بیشتر زحمت می کشد، یک هفته تمام کارهای خانه و خانواده را ثبت کنند؛ از خرید و آشپزی تا پیگیری مدرسه، قرارهای پزشکی و برنامه ریزی. سپس مشخص کنند چه کسی کار را تشخیص می دهد، چه کسی برای آن برنامه می ریزد و چه کسی تا پایان پیگیری می کند. این کار تصویر دقیق تری از تقسیم مسئولیت می سازد.

خودسنجی؛ آیا یکی از شما مدیر نامرئی خانواده است؟

آیا بیشتر قرارهای خانوادگی را یک نفر به خاطر می سپارد؟ آیا برای انجام کارهای ساده باید بارها یادآوری صورت بگیرد؟ آیا یک نفر حتی هنگام استراحت نگران فراموش شدن امور فرداست؟ آیا مسئولیت برنامه ریزی و پیگیری تقریباً همیشه بر عهده یک نفر است؟ آیا گفت وگو درباره این مسئله معمولاً به دفاع، سرزنش یا دعوا ختم می شود؟

پاسخ مثبت به چند پرسش، به تنهایی نشانه اختلال یا شکست رابطه نیست؛ اما می تواند فرصتی برای بازبینی توافق های زندگی مشترک باشد.

زندگی مشترک فقط با تقسیم ظرف ها، خریدها و قبض ها اداره نمی شود. بخشی از رابطه در ذهن کسی می گذرد که باید همه چیز را به خاطر بسپارد و پیش از آنکه مشکلی اتفاق بیفتد، برای آن راه حل پیدا کند. اگر این مسئولیت دیده نشود، ممکن است یکی از زوجین به تدریج احساس کند نه یک شریک زندگی، بلکه مدیر دائمی خانواده است.

عدالت در رابطه همیشه به معنای تقسیم مکانیکی همه کارها نیست؛ به معنای توافقی روشن، منصفانه و قابل بازنگری است که در آن هیچ کس مجبور نباشد برای دریافت کمک، ابتدا تمام بار مدیریت را به تنهایی به دوش بکشد.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1257016
  • فیلم / بازداشت 4 ناجوانمرد در پرونده حمله خونین به پیرمرد کرجی