چرا عذرخواهی بعضی ها حالمان را بهتر نمی کند؟
دکتر مریم سامانی- روانشناس بالینی و استاد دانشگاه
رکنا: می گوید ببخشید، اما دلخوری سر جایش می ماند. شاید حتی بعد از شنیدن عذرخواهی، احساس کنیم باید از ناراحتی خودمان هم خجالت بکشیم. چرا کلمه ای که قرار است فاصله را کم کند، گاهی هیچ آرامشی نمی آورد؟ چون عذرخواهی فقط یک واژه نیست. ما معمولا از آن انتظار داریم نشانه ای ببینیم که طرف مقابل فهمیده چه کرده، اثر رفتارش را جدی گرفته و حاضر است چیزی را تغییر دهد.
عذرخواهی بدون مسئولیت
می گوید متاسفم که ناراحت شدی. این جمله ممکن است از روی پشیمانی گفته شود، اما مسئولیت را به احساس مخاطب منتقل می کند؛ گویی مشکل اصلی این است که او ناراحت شده، نه اینکه رفتاری آسیب زننده رخ داده است. شکل دیگری از عذرخواهی با اما ادامه پیدا می کند: ببخشید، اما تو هم من را مجبور کردی. در این جمله، پذیرش مسئولیت بلافاصله پس گرفته می شود.
عذرخواهی ممکن است با کوچک شمردن اتفاق هم همراه باشد: شوخی کردم، این قدر حساس نباش؛ یا همه همین کار را می کنند. فرد در ظاهر پوزش می خواهد، اما هم زمان به مخاطب می گوید برداشتت معتبر نیست. در چنین موقعیتی طبیعی است که دلخوری باقی بماند، چون رابطه هنوز درباره خود اتفاق به توافق نرسیده است.
آسیب فقط به نیت مربوط نیست
کسی ممکن است قصد آزار نداشته باشد و با این حال رفتارش آسیب زده باشد. قصد مهم است، اما تنها بخش ماجرا نیست. وقتی می گوییم نمی خواستم ناراحتت کنم، شاید قصد خود را توضیح می دهیم؛ اما طرف مقابل هنوز نمی داند اثر رفتار او را دیده ایم یا نه. برای ترمیم، لازم است بتوانیم این دو را کنار هم بگذاریم: قصد من این نبود، اما می فهمم کاری که کردم چه اثری روی تو گذاشت.
پذیرفتن اثر رفتار به معنای پذیرفتن هر اتهامی نیست. می توان درباره نیت یا جزئیات اختلاف نظر داشت، اما همچنان پذیرفت که آن اتفاق برای دیگری دردناک بوده است. این تفاوت، عذرخواهی را از دعوای اثبات بی گناهی جدا می کند.
عذرخواهی چه چیزی باید داشته باشد؟
عذرخواهی ترمیم کننده معمولا چند بخش ساده دارد: نام بردن از رفتار مشخص، پذیرفتن سهم خود، شنیدن اثر آن بر طرف مقابل و گفتن اینکه در آینده چه تغییری می دهم. مثلا به جای ببخشید اگر ناراحت شدی، می توان گفت وقتی حرفت را وسط جمع قطع کردم، فرصت ندادم حرفت را تمام کنی و می فهمم چرا احساس کردی نادیده گرفته شدی. دفعه بعد صبر می کنم حرفت تمام شود. مهم تر از جمله کامل، این است که تغییر بعدی با حرف هماهنگ باشد.
طرف آسیب دیده هم لازم نیست بلافاصله بگوید اشکالی ندارد. می تواند بگوید عذرخواهی ات را شنیدم، اما برای آرام شدن به زمان نیاز دارم. بخشیدن، اعتماد کردن و ادامه دادن به همان رابطه، تصمیم هایی متفاوت هستند. عذرخواهی ممکن است شروع ترمیم باشد، نه پایان فوری ناراحتی.
وقتی عذرخواهی به الگوی تکراری تبدیل می شود
اگر یک رفتار بارها تکرار شود، عذرخواهی های مکرر بدون تغییر ممکن است خودشان بخشی از چرخه آزاردهنده رابطه شوند: آسیب، پشیمانی، آشتی و سپس تکرار همان آسیب. در چنین شرایطی پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا فرد عذرخواهی می کند؛ باید دید آیا رفتار تغییر می کند، مرزها رعایت می شوند و مسئولیت پذیری ادامه دارد یا نه.
ممکن است دو نفر درباره یک اتفاق برداشت های متفاوتی داشته باشند. در این حالت هم می شود گفت من اتفاق را مثل تو ندیده ام، اما می خواهم بفهمم چه چیزی برایت دردناک بوده است. چنین جمله ای قرار نیست اختلاف را محو کند؛ فقط نشان می دهد رابطه برای شنیدن حقیقت طرف مقابل جا دارد.
عذرخواهی خوب قرار نیست ناراحتی ما را خاموش کند تا دیگری آسوده شود. قرار است دری باز کند برای فهمیدن، مسئولیت پذیرفتن و جلوگیری از تکرار. اگر بعد از شنیدن ببخشید هنوز دلگیر هستیم، شاید نیاز داریم رفتار تغییر کند، پیامد آن دیده شود یا مدتی بگذرد. گاهی چیزی که آراممان می کند خود کلمه نیست؛ این تجربه است که می بینیم طرف مقابل حرفش را در عمل جدی گرفته است.
-
اولین صدا از آیت الله سید مجتبی خامنه ای منتشر شد / شیطان را تحقیر کنید
ارسال نظر