رکنا گزارش می دهد
خبر فوری از جنگ ایران و آمریکا؛ حمله ای که پیش از شلیک موشکها آغاز میشود
سیاسی رکنا، درحالیکه هنوز خبری از آغاز جنگ تازه نیست، یک سناریوی نگرانکننده میتواند پیش از نخستین انفجار، فضای ایران را تحت تأثیر قرار دهد.
به گزارش خبرنگار سیاسی رکنا، تصور کنید هنوز صدای انفجاری شنیده نشده، اما در تلفن همراهتان خبر کشتهشدن یک فرمانده ارشد، سقوط یک مرکز نظامی، فرار مسئولان و تمامشدن ذخایر غذایی دستبهدست میشود. تصویری از شهری ویران منتشر شده و صدایی منتسب به یک مقام رسمی، از بحرانی بزرگ خبر میدهد. چه کسی راست میگوید؟ کدام تصویر واقعی است؟ و اگر هیچکدام را نتوان تأیید کرد، چرا هزاران نفر آن را بازنشر کردهاند؟ این همان نقطهای است که جنگ میتواند پیش از اصابت نخستین موشک، به ذهن و روان جامعه راه پیدا کند.
جنگی که با یک پیام «فوری» شروع میشود
در جنگهای امروز، گلوله تنها سلاح میدان نیست. گاهی یک پیام چندخطی، یک فایل صوتی چندثانیهای یا تصویری که میلیونها بار بازنشر میشود، میتواند موجی از ترس و بیاعتمادی به راه بیندازد؛ موجی که مهار آن بهمراتب دشوارتر از حذف یک پیام از شبکههای اجتماعی است.
سناریو آشناست، خبری بدون منبع مشخص منتشر میشود؛ چند کانال آن را بازنشر میکنند؛ کاربران با عبارتهایی مانند «فوری»، «خبر محرمانه» و «رسانهها نمیگویند» به آن اعتبار میدهند و در فاصلهای کوتاه، ادعایی که هنوز هیچ شواهد مستقلی برای آن ارائه نشده، به موضوع بحث خانوادهها، گروههای دوستانه و شبکههای اجتماعی تبدیل میشود.
در چنین شرایطی، پرسش فقط این نیست که چه اتفاقی افتاده است؛ پرسش مهمتر این است که چه کسی روایت نخست را ساخته، چه کسی آن را گسترش داده و چرا جامعه باید پیش از روشنشدن واقعیت، درباره آن تصمیم بگیرد؟
فرمانده کشته شد؛ شهر سقوط کرد؛ کشور در آستانه فروپاشی است!
یکی از حساسترین محورهای شایعهسازی در شرایط جنگی، انتشار خبرهای تأییدنشده درباره فرماندهان نظامی و مراکز امنیتی است. خبر ترور یک مقام ارشد، سقوط یک پایگاه یا ازکارافتادن یک مرکز حیاتی، اگر بدون شواهد معتبر منتشر شود، میتواند فضای عمومی را با موجی از پرسشها و نگرانیها روبهرو کند.
اما روایتها معمولاً به همینجا ختم نمیشوند. در ادامه ممکن است ادعاهایی درباره شکست قطعی، فرار مسئولان، رهاشدن مردم یا ازهمپاشیدن ساختارهای حکومتی منتشر شود؛ گویی سرنوشت یک کشور در چند پیام کوتاه تعیین شده است.
تکرار این ادعاها میتواند این تصور را ایجاد کند که یک اتفاق قطعی رخ داده، حتی اگر هیچ منبع مستقلی آن را تأیید نکرده باشد. خطر زمانی جدیتر میشود که مرز میان خبر، تحلیل، گمانهزنی و جعل عملاً از بین برود.
شایعه قحطی؛ وقتی ترس میتواند به بحران واقعی دامن بزند
خبر جعلی همیشه از میدان جنگ یا مراکز نظامی نمیآید؛ گاهی مستقیم سراغ سفره مردم میرود.«سوخت تا چند روز دیگر تمام میشود.» «کالاهای اساسی دیگر توزیع نمیشوند.» «بانکها در آستانه تعطیلیاند.» «زیرساختهای حیاتی از کار افتادهاند.»
هرکدام از این ادعاها، اگر بدون مدرک و با لحنی اضطراری منتشر شوند، ممکن است شهروندان را به خرید هیجانی، ذخیرهسازی غیرضروری کالا یا تصمیمهای عجولانه سوق دهند. افزایش ناگهانی تقاضا نیز در شرایطی که زنجیره تأمین با محدودیت روبهروست، میتواند فشار بیشتری بر بازار وارد کند.
به این ترتیب، شایعهای که از ابتدا واقعیت نداشته است، ممکن است به رفتارهایی منجر شود که خودشان بخشی از یک بحران واقعی را تشدید میکنند. این همان نقطه خطرناک ماجراست: وقتی ترس از یک اتفاق، رفتارهایی ایجاد میکند که شرایط را دشوارتر میسازند.
خیانت داخلی؛ روایت آماده برای شکستن اعتماد عمومی
در کنار شایعات نظامی و اقتصادی، روایتهایی نیز ممکن است با هدف نسبتدادن آغاز جنگ به خیانت داخلی، متهمکردن نیروهای نظامی به عملکرد عمدی نادرست یا بزرگنمایی اختلافات سیاسی و اجتماعی منتشر شوند.
در این میان، هر اختلافی میتواند به نشانهای از فروپاشی تعبیر شود و هر سکوتی، بهجای آنکه یک خلأ اطلاعاتی تلقی شود، به ادعایی تازه درباره پنهانکاری تبدیل شود.
البته نقد مسئولان، پرسش درباره تصمیمهای سیاسی و بررسی احتمال خطا یا سوءمدیریت، حق جامعه و بخشی از وظیفه رسانههاست. مسئله از جایی آغاز میشود که اتهام جای سند را میگیرد و یک روایت بدون شواهد کافی، بهعنوان حقیقت قطعی به مخاطب فروخته میشود.
هوش مصنوعی؛ جعلهایی که ممکن است از واقعیت باورپذیرتر باشند
حالا یک خطر دیگر هم به این میدان اضافه شده است: جعل تصویر و صدا با هوش مصنوعی.تصویری از انفجار در یک شهر، ویدئویی از یک مقام نظامی یا صدایی شبیه به سخنان یک مسئول میتواند بهگونهای تولید یا دستکاری شود که تشخیص جعلیبودن آن برای مخاطب عادی دشوار باشد. گاهی نیز تصویری واقعی از جنگی قدیمی، با توضیحی تازه و گمراهکننده منتشر میشود تا مخاطب تصور کند حادثه همین امروز و در نقطهای دیگر اتفاق افتاده است.
در چنین وضعیتی، عبارت «خودم فیلمش را دیدم» دیگر برای اثبات وقوع یک حادثه کافی نیست. تصویر باید بررسی شود، زمان و مکان آن مشخص شود و شواهد مستقل برای تأیید ادعا وجود داشته باشد.
چه کسی از آشفتگی اطلاعاتی سود میبرد؟
پرسش کلیدی این است که آیا هر شایعهای بخشی از یک عملیات سازمانیافته است؟ پاسخ الزاماً مثبت نیست. برخی اخبار جعلی ممکن است از سوی شبکههای هماهنگ منتشر شوند، اما بخشی دیگر محصول خطا، هیجان، برداشت نادرست یا بازنشر بدون بررسی است.
بااینحال، نتیجه انتشار گسترده اطلاعات نادرست میتواند در هر دو حالت مشابه باشد: سردرگمی بیشتر، دشوارترشدن تشخیص حقیقت و کاهش اعتماد میان مردم و منابع اطلاعرسانی.
در این شرایط، سکوت نهادهای مسئول درباره موضوعات مهم نیز میتواند فضای گمانهزنی را گستردهتر کند. اطلاعرسانی شفاف و بهموقع، بدون افشای جزئیات حساس نظامی، یکی از ابزارهای مهم برای محدودکردن این فضاست. از سوی دیگر، رسانهها نیز نباید برای عقبنماندن از رقابت خبری، ادعاهای تأییدنشده را به تیتر قطعی تبدیل کنند.
در جنگ شایعات، هر بازنشر یک تصمیم است
مقابله با خبر جعلی نه به معنای باورکردن همه اطلاعیههای رسمی است و نه به معنای بیاعتمادی مطلق به هر منبع خبری. راه مؤثر، مطالبه سند، بررسی منبع اولیه، مقایسه گزارشها و خودداری از بازنشر ادعاهایی است که هنوز تأیید نشدهاند.
پیش از انتشار یک خبر درباره ترور، سقوط یک مرکز نظامی، کمبود کالا یا فروپاشی کشور، باید پرسید: منبع این خبر کیست؟ آیا رسانههای مستقل و معتبر آن را تأیید کردهاند؟ تصویر منتشرشده مربوط به همین زمان و مکان است؟ و اگر این ادعا نادرست باشد، بازنشر آن چه پیامدی خواهد داشت؟
**جنگ بعدی، اگر رخ دهد، ممکن است فقط بر سر زمین و زیرساختها نباشد؛ بر سر اعتماد، آرامش و توانایی جامعه برای تشخیص واقعیت نیز خواهد بود. در چنین میدانی، شایعه میتواند پیش از آنکه حقیقت فرصت رسیدن پیدا کند، ترس را به خانهها ببرد.**
و شاید مهمترین پرسش همین باشد: وقتی یک خبر هنوز اثبات نشده، چرا باید ما به بلندگوی آن تبدیل شویم؟
-
دستگیری سارق حرفه ای خودرو در شهرری + فیلم
ارسال نظر