وقتی طرد شدن دردناک تر می شود / مغز کاربران افراطی گوشی چه واکنشی نشان می دهد؟

به گزارش گروه روانشناسی رکنا،   یک مطالعه تصویربرداری مغزی نشان داده است افرادی که الگوی استفاده افراطی از گوشی هوشمند دارند، هنگام تجربه طرد اجتماعی در یک آزمایش، در بعضی شبکه های مغزی مرتبط با پردازش اجتماعی و هیجانی الگوهای متفاوتی نشان می دهند. یافته ها یک احتمال جالب را مطرح می کنند: شاید برای بعضی افراد گوشی فقط عامل حواس پرتی نباشد و به ابزاری برای فرار موقت از احساس طرد تبدیل شده باشد. اما مطالعه کوچک و مقطعی است و نمی تواند مشخص کند گوشی مغز را تغییر داده یا افرادی که نسبت به طرد حساس ترند بیشتر به گوشی وابسته می شوند.

وقتی یک بازی ساده احساس طرد شدن ایجاد می کند

برای بررسی واکنش مغز به طرد اجتماعی، پژوهشگران از یک روش آزمایشگاهی شناخته شده استفاده کردند. شرکت کنندگان تصور می کردند در یک بازی مجازی پرتاب توپ با افراد دیگری حضور دارند. در بخشی از بازی، توپ به طور طبیعی میان افراد رد و بدل می شود. سپس شرایط تغییر می کند و فرد به تدریج از بازی کنار گذاشته می شود؛ دیگران توپ را میان خودشان رد و بدل می کنند و شرکت کننده کمتر در تعامل قرار می گیرد.

در ظاهر اتفاق مهمی رخ نداده است. کسی توهین نکرده، رابطه واقعی تمام نشده و فرد فقط در یک بازی رایانه ای نادیده گرفته شده است. با این حال همین موقعیت ساده می تواند احساس طرد اجتماعی ایجاد کند و به پژوهشگران اجازه دهد واکنش مغز را هنگام کنار گذاشته شدن بررسی کنند.

در مطالعه تازه، این واکنش ها با تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی یا اف ام آر آی ثبت شدند و پژوهشگران الگوی فعالیت و ارتباط میان بخش های مختلف مغز را در کاربران افراطی گوشی با افراد گروه مقایسه بررسی کردند.

وقتی طرد شدن دردناک تر می شود3

مغز طرد اجتماعی را جدی می گیرد

انسان موجودی اجتماعی است و پذیرفته شدن در گروه در طول تاریخ برای بقا اهمیت داشته است. به همین دلیل کنار گذاشته شدن فقط یک فکر ناخوشایند نیست و می تواند شبکه هایی از مغز را درگیر کند که با پردازش هیجان، توجه و ارزیابی موقعیت اجتماعی ارتباط دارند.

پژوهش های پیشین نیز نشان داده اند طرد شدن می تواند پاسخ های قابل اندازه گیری در مغز ایجاد کند. اما مطالعه جدید می خواست بداند آیا این پردازش در افرادی که استفاده مشکل ساز از گوشی دارند متفاوت است یا خیر. نتایج نشان داد میان دو گروه در برخی الگوهای ارتباط عملکردی مغز تفاوت هایی وجود داشت؛ به ویژه در شبکه هایی که با پردازش اجتماعی و هیجانی مرتبط هستند.

این یافته به معنای وجود مغز مخصوص معتادان گوشی نیست. تفاوت آماری میان دو گروه فقط نشان می دهد استفاده افراطی از گوشی و نحوه پردازش طرد اجتماعی ممکن است به یکدیگر مرتبط باشند.

چرا بعد از احساس تنهایی گوشی را برمی داریم؟

اینجا یکی از جالب ترین تفسیرهای مطالعه شکل می گیرد. فرض کنید فرد احساس می کند در یک جمع نادیده گرفته شده است. چند ثانیه بعد گوشی را بیرون می آورد. پیام ها را بررسی می کند، وارد شبکه اجتماعی می شود، ویدئو می بیند یا بدون هدف میان محتواها حرکت می کند.

گوشی در چنین لحظه ای فقط یک وسیله ارتباطی نیست. می تواند راهی سریع برای تغییر توجه و کاهش موقت احساس ناخوشایند باشد. اگر این رفتار بارها تکرار شود، ممکن است ارتباطی شکل بگیرد: احساس طرد یا تنهایی، ناراحتی، برداشتن گوشی و دریافت تسکین کوتاه مدت.

این همان الگویی است که در بسیاری از رفتارهای اجتنابی دیده می شود. رفتار در کوتاه مدت احساس فرد را بهتر می کند و همین تسکین احتمال تکرار آن را افزایش می دهد.

وقتی طرد شدن دردناک تر می شود1

گوشی می تواند هم درمان تنهایی باشد و هم بخشی از چرخه آن

این تناقض مهم است. گوشی هوشمند واقعا می تواند احساس ارتباط ایجاد کند. فرد می تواند با خانواده صحبت کند، دوستش را ببیند یا وارد گروهی شود که در دنیای واقعی به آن دسترسی ندارد بنابراین استفاده زیاد از گوشی را نمی توان به سادگی معادل انزوا دانست اما استفاده مشکل ساز شکل دیگری دارد. فرد ممکن است حتی زمانی که قصد مشخصی ندارد گوشی را بررسی کند، کنترل مدت استفاده برایش دشوار شود یا استفاده از تلفن با خواب، تحصیل، کار و روابط حضوری تداخل پیدا کند. در چنین شرایطی، گوشی ممکن است از ابزاری برای ارتباط به ابزاری برای تنظیم هیجان تبدیل شود.

آیا شبکه های اجتماعی حساسیت به طرد را بیشتر می کنند؟

شبکه های اجتماعی محیطی هستند که نشانه های پذیرش و طرد را به عدد تبدیل کرده اند؛ تعداد لایک، بازدید، دنبال کننده، پاسخ و حتی دیده شدن پیام. برای فردی که حساسیت زیادی نسبت به ارزیابی اجتماعی دارد، این نشانه ها می توانند اهمیت بیشتری پیدا کنند.

پیامی که پاسخ نمی گیرد ممکن است برای یک نفر مسئله خاصی نباشد، اما فرد دیگری ممکن است آن را نشانه بی علاقگی یا طرد تفسیر کند. همین تفاوت در تفسیر می تواند رفتار بعدی را تغییر دهد. او ممکن است دوباره پیام رسان را باز کند، وضعیت آنلاین بودن فرد مقابل را بررسی کند یا بارها شبکه اجتماعی را تازه سازی کند.

مطالعه مغزی جدید این چرخه را اثبات نمی کند، اما یافته های آن با این احتمال سازگار است که پردازش طرد اجتماعی یکی از عوامل مرتبط با استفاده مشکل ساز از گوشی باشد.

یک سوال اساسی بدون پاسخ مانده است

آیا استفاده زیاد از گوشی باعث تغییر نحوه پردازش طرد اجتماعی در مغز شده است یا افرادی که از ابتدا نسبت به طرد حساس تر بوده اند بیشتر به گوشی پناه برده اند؟ مطالعه فعلی نمی تواند میان این دو توضیح انتخاب کند.

برای پاسخ به این سوال باید افراد پیش از شکل گیری استفاده مشکل ساز از گوشی بررسی شوند و سپس برای مدت طولانی تحت پیگیری قرار بگیرند. تنها در آن صورت می توان دید کدام تغییر ابتدا اتفاق افتاده است. حتی احتمال سومی نیز وجود دارد. یک عامل دیگر مانند اضطراب اجتماعی، تنهایی یا ویژگی های شخصیتی ممکن است هم حساسیت نسبت به طرد و هم استفاده زیاد از گوشی را افزایش دهد.

وقتی طرد شدن دردناک تر می شود2

استفاده زیاد لزوما به معنای اعتیاد نیست

این تفاوت برای انتشار خبر اهمیت دارد. فردی ممکن است به دلیل شغل خود روزانه ساعت های زیادی با گوشی کار کند اما کنترل استفاده را از دست نداده باشد. در مقابل، فرد دیگری ممکن است زمان کمتری از گوشی استفاده کند اما دائما احساس کند مجبور است آن را بررسی کند و نتواند این رفتار را متوقف کند.

به همین دلیل پژوهشگران معمولا علاوه بر مدت زمان صفحه نمایش، نشانه هایی مانند کنترل ضعیف، اشتغال ذهنی، استفاده اجباری و تاثیر منفی بر عملکرد روزانه را نیز بررسی می کنند. پس عدد ساعت به تنهایی برای گفتن اینکه فرد به گوشی معتاد است کافی نیست.

چرا مطالعه مغز جذاب است اما باید با احتیاط خوانده شود؟

تصاویر اف ام آر آی از نظر خبری بسیار جذاب هستند، اما نباید بیش از توان علمی آن ها نتیجه گیری کرد. این مطالعات معمولا تفاوت های میانگین میان گروه ها را بررسی می کنند. مشاهده فعالیت متفاوت در یک ناحیه مغزی به این معنا نیست که می توان با اسکن مغز تشخیص داد چه کسی استفاده مشکل ساز از گوشی دارد.

همچنین نمونه این مطالعه نسبتا کوچک بوده است. مطالعات تصویربرداری مغزی کوچک ممکن است برای کشف فرضیه های تازه مفید باشند، اما یافته های آن ها باید در نمونه های بزرگ تر تکرار شوند. بنابراین تیترهایی مانند گوشی مغز را خراب می کند یا اعتیاد به گوشی مغز را تغییر می دهد از داده های این پژوهش جلوتر می روند.

یکی از کاربردی ترین سوال هایی که از چنین پژوهشی بیرون می آید این نیست که روزانه چند ساعت گوشی دستمان است. سوال جالب تر این است: چه زمانی سراغ گوشی می رویم؟ بعد از خستگی؟ هنگام اضطراب؟ وقتی احساس تنهایی می کنیم؟ پس از بحث با شریک عاطفی؟ وقتی پیاممان بدون پاسخ مانده؟ یا زمانی که احساس می کنیم از یک جمع کنار گذاشته شده ایم؟

اگر گوشی به طور مداوم برای خاموش کردن یک احساس ناخوشایند استفاده شود، بررسی آن احساس شاید مهم تر از صرفا محدود کردن زمان صفحه نمایش باشد.

برای بعضی افراد، مسئله ممکن است کمتر درباره فناوری و بیشتر درباره تنظیم هیجان باشد. پژوهش تازه هنوز نمی گوید گوشی علت حساسیت به طرد است یا نتیجه آن. اما یک مسیر جذاب برای تحقیقات آینده باز می کند: شاید برای فهم استفاده افراطی از گوشی نباید فقط به صفحه نمایش نگاه کنیم؛ باید ببینیم چند ثانیه قبل از روشن شدن آن صفحه، در ذهن و مغز فرد چه اتفاقی افتاده است.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1252623
  • فیلم /دکوراسیون و چیدمان لوکس خانه پدری رایان سرلک کاوه زیرخاکی / مادر خوش سلیقه اش چه هارمونی رنگی انتخاب کرده از میلمان تا پرده ها و تابلوها