خودسنجی کنید: برای آرام شدن از ناراحتی فاصله می گیرید یا برای تنبیه؟
رکنا: گاهی دعوا با فریاد تمام نمی شود؛ با سکوت تمام می شود. یک نفر عقب می کشد، پیام هایش کوتاه می شود و دیگری برای گرفتن پاسخ بیشتر فشار می آورد. اما هر فاصله گرفتنی بی علاقگی یا تنبیه نیست. تفاوت اصلی را باید در هدف، مدت و چیزی جست و جو کرد که پس از سکوت اتفاق می افتد.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، ممکن است فردی وسط یک گفت و گوی عاطفی ناگهان ساکت شود، به اتاق دیگری برود یا بگوید اکنون نمی تواند صحبت کند. طرف مقابل اما ممکن است این سکوت را نشانه بی علاقگی، تنبیه یا پایان رابطه بداند. بنابراین بیشتر سوال می پرسد، پیام می دهد و برای گرفتن پاسخ اصرار می کند.همین جا چرخه ای شکل می گیرد: هرچه یک نفر بیشتر دنبال گفت و گو می رود، دیگری بیشتر عقب می کشد؛ و هرچه عقب نشینی بیشتر می شود، اضطراب و اصرار نفر اول هم بالاتر می رود.روانشناسان این الگو را فشار و عقب نشینی می نامند.
سکوت همیشه به معنای بی تفاوتی نیست
گاهی فرد از ادامه بحث خودداری می کند چون برانگیختگی هیجانی او بالا رفته است. ضربان قلبش افزایش یافته، افکارش آشفته شده و احساس می کند اگر صحبت را ادامه دهد ممکن است حرفی بزند که بعدا از آن پشیمان شود.
در چنین شرایطی فاصله گرفتن می تواند یک ترمز موقت باشد اما سکوت می تواند معنای دیگری هم داشته باشد. فرد ممکن است عمدا ارتباط را قطع کند تا شریکش را مضطرب کند، کنترل رابطه را به دست بگیرد یا او را وادار به عذرخواهی و التماس کند. از بیرون، هر دو نفر ساکت هستند؛ اما کارکرد رفتار آنها یکسان نیست.
فردی که برای تنظیم هیجان فاصله می گیرد، معمولا توضیح می دهد چرا به زمان نیاز دارد و چه زمانی برمی گردد. کسی که از سکوت برای تنبیه استفاده می کند، طرف مقابل را در بلاتکلیفی نگه می دارد.
فاصله سالم سه نشانه دارد
فاصله سالم معمولا روشن، محدود و همراه با بازگشت است فرد می تواند بگوید اکنون بیش از حد عصبانی هستم و نمی توانم درست حرف بزنم. یک ساعت زمان می خواهم و بعد برمی گردم تا گفت و گو را ادامه دهیم.
این جمله سه پیام مهم دارد:
من از گفت و گو فرار نمی کنم.
برای آرام شدن زمان می خواهم.
رابطه و مسئله را رها نکرده ام.
اما وقتی کسی بدون توضیح ناپدید می شود، چند روز جواب نمی دهد یا بازگشت به گفت و گو را مدام عقب می اندازد، فاصله دیگر فقط یک مکث تنظیم کننده نیست.

چرا هرچه یکی جلو می آید، دیگری بیشتر عقب می رود؟
پژوهش های مربوط به الگوی فشار و عقب نشینی نشان می دهند رفتار دو طرف به یکدیگر وابسته است. یک نفر از بلاتکلیفی می ترسد و می خواهد مشکل همان لحظه حل شود. بنابراین بیشتر سوال می پرسد، توضیح می خواهد یا تماس می گیرد.
نفر دیگر این رفتار را فشار تجربه می کند. او برای کاهش فشار عقب می کشد، کمتر حرف می زند یا ارتباط را قطع می کند. این عقب نشینی اضطراب نفر اول را افزایش می دهد و او با شدت بیشتری دنبال پاسخ می رود. بتدریج هر دو نفر تصور می کنند مشکل فقط شخصیت طرف مقابل است؛ یکی دیگری را سرد و بی عاطفه می بیند و دیگری شریکش را کنترل گر و خسته کننده می داند. در حالی که گاهی مشکل اصلی، چرخه ای است که رفتار هر دو نفر آن را تقویت می کند.
این الگو فقط زنانه یا مردانه نیست
در برخی پژوهش های قدیمی، زنان بیشتر در نقش مطالبه گر و مردان بیشتر در نقش عقب نشین دیده شدند. اما مطالعات بعدی نشان دادند جنسیت به تنهایی توضیح کاملی ارائه نمی دهد.
اینکه چه کسی بیشتر خواهان تغییر در یک موضوع است، چه کسی احساس تهدید می کند و هر فرد چه تجربه ای از دلبستگی و تعارض دارد نیز اهمیت دارد. ممکن است در موضوعی یک نفر دنبال گفت و گو باشد و در موضوعی دیگر همان فرد عقب نشینی کند بنابراین پرسش دقیق تر این نیست که چرا مردان یا زنان چنین رفتاری دارند. باید پرسید در این اختلاف مشخص، چه کسی خواهان تغییر است و چه کسی احساس می کند تحت فشار قرار گرفته است.
فاصله گرفتن با ناپدید شدن یکی نیست
از نگاه دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه، فقط نیت فرد تعیین نمی کند که فاصله گرفتن سالم است یا ناسالم؛ پیامد رفتار او در رابطه نیز اهمیت دارد. ممکن است کسی واقعا برای تنظیم هیجان فاصله بگیرد، اما اگر هیچ توضیح و زمان مشخصی برای بازگشت ندهد، شریکش را در اضطراب و بلاتکلیفی رها می کند.
از سوی دیگر، طرف مقابل نیز ممکن است با تماس های مکرر، سوال های پشت سر هم و اصرار برای حل فوری مسئله، ناخواسته عقب نشینی شریک را شدیدتر کند.در چنین شرایطی همیشه با یک فرد مقصر و یک فرد بی تقصیر روبه رو نیستیم. ممکن است هر دو نفر، بدون آنکه بخواهند، چرخه یکدیگر را تغذیه کنند. اما این توضیح نباید برای عادی جلوه دادن سکوت تنبیهی، تحقیر یا کنترل عاطفی استفاده شود.

خودسنجی کنید: فاصله می گیرید یا تنبیه می کنید؟
هنگام سکوت، آیا واقعا تلاش می کنید آرام شوید یا منتظرید طرف مقابل مضطرب شود و سراغتان بیاید؟
آیا می گویید چرا به فاصله نیاز دارید؟
آیا زمان تقریبی بازگشت به گفت و گو را مشخص می کنید؟
بعد از آرام شدن، خودتان برای ادامه صحبت اقدام می کنید؟
آیا از پاسخ ندادن برای وادار کردن شریک به عذرخواهی استفاده می کنید؟
اگر شریک شما فاصله بگیرد، آیا می توانید زمان توافق شده را تحمل کنید یا مدام پیام می فرستید؟
آیا سکوت باعث حل مسئله می شود یا اختلاف را تا دعوای بعدی نگه می دارد؟
اگر پاسخ ها نشان می دهند فاصله محدود است و به گفت و گو برمی گردد، احتمالا هدف اصلی تنظیم هیجان است. اگر سکوت نامحدود، مبهم و وابسته به تسلیم شدن طرف مقابل است، احتمال دارد به ابزاری برای تنبیه تبدیل شده باشد.
به جای ناپدید شدن چه بگوییم؟
یک جمله روشن می تواند چرخه را متوقف کند: اکنون آنقدر ناراحتم که نمی توانم منصفانه صحبت کنم. یک ساعت زمان می خواهم و ساعت هشت برمی گردم تا گفت و گو را ادامه دهیم.
طرف مقابل نیز می تواند به جای دنبال کردن بپرسد: چه زمانی می توانیم به این بحث برگردیم؟ هدف این نیست که اختلاف همان لحظه حل شود. هدف این است که مکث، قابل پیش بینی باشد و اعتماد رابطه را از بین نبرد. اگر زمان بیشتری لازم است، باید دوباره اطلاع داده شود؛ نه اینکه یک ساعت به چند روز سکوت تبدیل شود.
یک مرز مهم
اگر سکوت برای ترساندن، تحقیر، کنترل یا محروم کردن طرف مقابل از ارتباط استفاده می شود، دیگر با یک اختلاف ارتباطی ساده روبه رو نیستیم. همچنین در رابطه ای که خشونت یا کنترل اجباری وجود دارد، توصیه به گفت و گوی بهتر همیشه کافی و حتی لزوما ایمن نیست. امنیت فرد باید در اولویت قرار گیرد.گاهی آدمی که ساکت می شود بی تفاوت نیست؛ فقط بیش از حد برانگیخته شده است. گاهی نیز سکوت را به سلاح تبدیل می کند.تفاوت اصلی اینجاست: فاصله سالم برای ادامه رابطه جا باز می کند؛ سکوت تنبیهی طرف مقابل را پشت در رابطه نگه می دارد.
-
اولین گیم پلی بازی Fragmentary Order
ارسال نظر