یک گلدان روی میز؛ آیا گل واقعا می تواند استرس ما را کمتر کند؟
رکنا: شاید برایتان پیش آمده باشد که وارد اتاقی شوید که چند گیاه سبز در آن قرار دارد و بی اختیار احساس کنید فضا زنده تر و دلپذیرتر شده است.اما یک سؤال مهم وجود دارد:آیا این فقط یک احساس شخصی است یا واقعا مغز و بدن ما به حضور گیاهان در محیط واکنش نشان می دهند؟
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، سال هاست پژوهشگران روانشناسی محیط، معماری و علوم رفتاری درباره رابطه انسان با طبیعت مطالعه می کنند. بخشی از این پژوهش ها به چیزی مربوط می شود که به آن «مواجهه با طبیعت» گفته می شود؛ یعنی تجربه دیدن، حضور داشتن یا تعامل با عناصر طبیعی.این مطالعات به این معنا نیستند که یک گلدان می تواند اضطراب یا افسردگی را درمان کند اما مجموعه ای از شواهد نشان می دهد حضور عناصر طبیعی در محیط می تواند با برخی شاخص های توجه، خلق و استرس ارتباط داشته باشد. پس شاید آن گلدان کوچک کنار پنجره، آنقدرها هم بی اهمیت نباشد. چرا دیدن طبیعت باید برای مغز مهم باشد؟ انسان امروز بخش زیادی از زندگی خود را در محیط های ساخته شده می گذراند؛ خانه، اداره، مدرسه، فروشگاه، خودرو و ساختمان های مختلف. با این حال، سیستم عصبی ما همچنان با محیط طبیعی سازگار شده است.
از همین جا نظریه هایی مانند نظریه بازیابی توجه و نظریه کاهش استرس شکل گرفته اند. بر اساس نظریه بازیابی توجه، برخی ویژگی های محیط طبیعی می توانند به سیستم توجهی که در اثر فعالیت مداوم خسته شده است، فرصت بازیابی بدهند. در نظریه کاهش استرس نیز مطرح می شود که مواجهه با برخی محیط های طبیعی می تواند از مسیرهای هیجانی و فیزیولوژیک با کاهش پاسخ استرس ارتباط داشته باشد. البته این نظریه ها به این معنا نیستند که هر گیاهی در هر شرایطی اثر یکسانی دارد. علم اینجا بسیار محتاط تر از تبلیغات اینترنتی است. یک گلدان، نسخه ضد اضطراب نیست
گاهی در فضای مجازی می خوانیم:این گیاه اضطراب را درمان می کند. این گل افسردگی را از بین می برد. این گیاه انرژی منفی خانه را جذب می کند. هیچکدام از این جملات را نمی توان به سادگی از پژوهش های علمی نتیجه گرفت.
اگر پژوهشی نشان دهد افراد در محیط دارای گیاه، خلق بهتری گزارش کرده اند، نمی توان از آن نتیجه گرفت که گیاه درمان افسردگی است. اگر مطالعه ای کاهش یک شاخص فیزیولوژیک استرس را نشان دهد، نمی توان نتیجه گرفت که گیاه جایگزین درمان اضطراب است. تفاوت میان کمک به تجربه آرامش و درمان اختلال روانی بسیار مهم است.
پژوهش درباره گیاهان داخل خانه چه می گوید؟
در سال های اخیر توجه پژوهشگران به گیاهان داخل ساختمان بیشتر شده است. یک مرور دامنه ای درباره مطالعات اپیدمیولوژیک گیاهان داخل خانه و سلامت روان، شواهد موجود را بررسی کرد و نشان داد که پژوهش درباره این موضوع در حال گسترش است، اما هنوز برای نتیجه گیری های بسیار قطعی، محدودیت هایی وجود دارد یعنی دانش فعلی بیشتر از یک احتمال علمی و رابطه قابل بررسی حمایت می کند تا اینکه بگوید: اگر گیاه بخرید، حتما استرس شما کاهش پیدا می کند. این تفاوت، دقیقا همان چیزی است که روانشناسی علمی را از روانشناسی زرد جدا می کند.
آیا گیاه فقط زیباست یا واقعا با بدن ما کاری می کند؟
یکی از جذاب ترین بخش های تحقیقات این است که پژوهشگران فقط از افراد نمی پرسند: آیا این اتاق را دوست داشتید؟ در برخی مطالعات، شاخص های فیزیولوژیک نیز بررسی شده اند؛ مانند ضربان قلب، فشار خون یا برخی شاخص های مرتبط با پاسخ استرس. در یک مرور نظام مند درباره تعامل انسان با گیاهان داخلی، پژوهشگران گزارش کردند که مطالعات مختلف از ارتباط احتمالی حضور گیاه با برخی پیامدهای فیزیولوژیک و روانشناختی حمایت کرده اند، اگرچه روش های پژوهش و کیفیت شواهد بین مطالعات متفاوت بوده است. پس ما با یک پاسخ ساده بله یا نه مواجه نیستیم. احتمالا مهم است که چه گیاهی، در چه محیطی، برای چه فردی، با چه نوع تعاملی و در چه شرایطی وجود داشته باشد.
تماشای گیاه با مراقبت از گیاه یکی نیست
یک نکته جالب این است که داشتن گیاه با تعامل با گیاه تفاوت دارد. ممکن است یک گلدان فقط بخشی از دکوراسیون باشد اما فرد دیگری هر روز به آن آب می دهد، برگ هایش را بررسی می کند، رشدش را می بیند و تغییراتش را دنبال می کند.این فعالیت می تواند نوعی ارتباط روزمره با یک موجود زنده ایجاد کند.البته باز هم نباید اغراق کنیم.هنوز نمی توان گفت مراقبت از یک گلدان به خودی خود یک مداخله روان درمانی است.اما از نظر روانشناسی رفتاری، داشتن یک فعالیت کوچک، قابل پیش بینی و معنادار می تواند تجربه متفاوتی با صرفا نگاه کردن به یک شیء تزئینی داشته باشد.
چرا گیاه زنده با یک تابلو فرق دارد؟
فرض کنید دو اتاق کاملا شبیه هم داریم.در یکی یک تصویر از یک درخت روی دیوار است.در دیگری یک گیاه واقعی قرار دارد. آیا مغز حتما واکنش متفاوتی نشان می دهد؟ نمی توان بدون پژوهش مستقیم برای هر موقعیتی پاسخ قطعی داد.اما گیاه واقعی ویژگی هایی دارد که تصویر ندارد:رشد می کند.تغییر می کند.نیاز به مراقبت دارد.رنگ و شکل آن در طول زمان تغییر می کند.ممکن است بو داشته باشد و فرد می تواند آن را لمس کند بنابراین تجربه گیاه واقعی فقط دیدن سبز نیست.یک رابطه حسی و رفتاری هم می تواند شکل بگیرد.با این حال، همین جا باید مراقب باشیم که از یک تفاوت فیزیکی، نتیجه روانشناختی قطعی نسازیم.
آیا هرچه گیاه بیشتر باشد، آرامش هم بیشتر می شود؟
این یکی از جاهایی است که باید با باورهای ساده مقابله کنیم.خانه ای را تصور کنید که پر از گیاه است اما نور کافی ندارد، مسیر رفت و آمد بسته شده، فرد دائما نگران آبیاری گیاهان است و نگهداری آنها برایش تبدیل به یک وظیفه سنگین شده است.در چنین شرایطی، ممکن است تجربه فرد کاملا متفاوت باشد.برای یک نفر، مراقبت از ده گلدان لذت بخش است.برای دیگری، همان ده گلدان تبدیل به ده کار ناتمام می شوند.پس گیاه بیشتر لزوما مساوی حال بهتر نیست. مقدار، نوع، شرایط نگهداری و تجربه شخصی اهمیت دارد.
گل یا گیاه سبز؟
از نظر علمی، نمی توان یک فهرست جهانی ارائه کرد و گفت: این گل برای آرامش بهترین است. چون بسیاری از پژوهش ها اساسا درباره حضور عناصر گیاهی و طبیعی هستند، نه رتبه بندی گل ها.این موضوع برای مخاطب بسیار مهم است.اگر کسی عاشق رز باشد، ممکن است حضور رز در خانه برای او تجربه ای خوشایند باشد.اگر دیگری با بوی یاس خاطره خوبی داشته باشد، همان بو ممکن است تجربه متفاوتی ایجاد کند.
گیاه را کجا بگذاریم؟
از نظر روانشناسی، یک سؤال جالب تر از چه گیاهی بخریم؟ این است:کجا قرار گرفتن گیاه، تجربه ما را تغییر می دهد؟ گیاهی که پشت یک کمد پنهان شده و تقریبا دیده نمی شود، احتمالا نقش متفاوتی با گیاهی دارد که در میدان دید فرد هنگام استراحت یا کار قرار گرفته است.اگر فرد هنگام کار چند لحظه به گیاه نگاه کند، ممکن است این نگاه کوتاه تبدیل به یک وقفه طبیعی در توجه شود اما نباید آن را به عنوان یک اثر درمانی قطعی معرفی کنیم.می توانیم بگوییم:گیاه ممکن است بخشی از محیطی باشد که فرصت مکث و تغییر جهت توجه را فراهم می کند.این تعبیر هم علمی تر است و هم از ادعاهای زرد فاصله دارد.
تلنگر روانشناختی
دکتر مریم سامانی - روانشناس بالینی و استاد دانشگاه می گوید: گاهی در زندگی روزمره دنبال تغییرهای بزرگ می گردیم؛ در حالی که روان انسان به تجربه های کوچک و تکرارشونده هم واکنش نشان می دهد.یک گیاه قرار نیست مشکلات زندگی را حل کند اما ممکن است به محیط زندگی ما یک عنصر زنده اضافه کند؛ چیزی که رشد می کند، تغییر می کند و نیاز به توجه دارد. از نظر روانشناختی، ارزش چنین تجربه ای فقط در خود گیاه نیست؛ در رابطه ای است که فرد با آن برقرار می کند.
برای یک نفر، مراقبت از گیاه می تواند یک فعالیت روزمره لذت بخش باشد. برای دیگری، ممکن است هیچ معنای خاصی نداشته باشد بنابراین من به جای اینکه بگویم فلان گیاه آرامش می دهد، ترجیح می دهم بپرسم: این عنصر طبیعی در زندگی این فرد چه تجربه ای ایجاد می کند؟آیا باعث مکث می شود؟آیا محیط را دلپذیرتر می کند؟آیا فرد از مراقبت از آن لذت می برد؟آیا یادآور طبیعت است؟آیا خاطره ای خوشایند ایجاد می کند؟یا برعکس، تبدیل به یک وظیفه دیگر شده است؟همین تفاوت هاست که نشان می دهد روانشناسی علمی قرار نیست برای همه یک نسخه یکسان بپیچد.
یک آزمایش کوچک با یک گلدان
وی می گوید: اگر در خانه گیاه دارید، امروز یک آزمایش ساده انجام دهید.یک گیاه را در جایی قرار دهید که هنگام نشستن یا کار کردن بتوانید به راحتی آن را ببینید.نه برای اینکه استرس تان را درمان کند.فقط برای اینکه ببینید حضور آن چه تغییری در تجربه شما ایجاد می کند.یک هفته بعد از خودتان بپرسید:آیا بیشتر متوجه محیط اطرافم می شوم؟آیا چند بار ناخودآگاه به گیاه نگاه می کنم؟آیا مراقبت از آن برایم لذت بخش است یا تبدیل به وظیفه شده؟آیا فضای اتاق برایم دلپذیرتر شده؟ پاسخ شما از هر فهرست اینترنتی بهترین گل برای آرامش ارزشمندتر است؛ چون درباره تجربه واقعی خودتان است.
علم هنوز به ما اجازه نمی دهد بگوییم:یک گلدان اضطراب شما را درمان می کند اما شواهد علمی به اندازه کافی جالب هستند که حضور طبیعت و گیاهان در محیط زندگی را جدی بگیریم. شاید گیاه، درمان نباشد اما می تواند بخشی از محیطی باشد که به ما فرصت مکث، تجربه زیبایی، ارتباط با موجود زنده و فاصله گرفتن کوتاه از فشارهای روزمره می دهد و مهمتر از اینکه بپرسیم :کدام گل معجزه می کند؟ این است که بپرسیم: چگونه می توانیم خانه ای بسازیم که هر روز چند دقیقه به ذهنمان اجازه نفس کشیدن بدهد؟
منابع
Zhao, T., Markevych, I., Buczyłowska, D., et al. (2023). When green enters a room: A scoping review of epidemiological studies on indoor plants and mental health. Environment International, 172, 107715
Bringslimark, T., Hartig, T., & Grindal Patil, G. (2009). The psychological benefits of indoor plants: A critical review of the experimental literature. Journal of Environmental Psychology, 29(4), 422–433
Ohly, H., White, M. P., Wheeler, B. W., et al. (2016). Attention Restoration Theory: A systematic review of the attention restoration potential of exposure to natural environments. Journal of Toxicology and Environmental Health, Part B, 19(7), 305–343
Ulrich, R. S., Simons, R. F., Losito, B. D., et al. (1991). Stress recovery during exposure to natural and urban environments. Journal of Environmental Psychology, 11(3), 201–230
Hartig, T., Mitchell, R., de Vries, S., & Frumkin, H. (2014). Nature and health. Annual Review of Public Health, 35, 207–228
-
فیلم آموزش آماده کردن لقمه آسان برای مدرسه بچه ها
ارسال نظر