فریادهای کمک از کوه ، دریا و آسمان / زنان و مردانی که با بی مهری انس گرفته اند + فیلم
حجم ویدیو: 87.38M | مدت زمان ویدیو: 00:10:16

هلال احمر / به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، نیروهای امداد و نجات هلال احمر اولین نیروهایی بودند که سر صحنه حوادث خاصی مانند سقوط هواپیمای دنا، تصادف دو اتوبوس اسکانیا و سوختن 44 ایرانی در اتوبان تهران - قم، جستجوی کوهنوردان اشتران کوه، سیل، زلزله و... حاضر شده اند. آنها همیشه آماده هستند برای نجات افراد از دل حوادث.

با شروع فصل گرما و افزایش غرق شدگی ها کارشان بیشتر هم می شود. آنها مرگ را تجربه می کنند، مرگ را می بینند و با مرگ کار می کنند.

محمدحسین کبادی، رئیس امداد و نجات کوهستان هلال احمر در گفتگو با خبرنگار اجتماعی رکنا به تشریح فعالیت های امداد و نجات کوهستان پرداخته و تاکید کرد: عملیات های کوهستان صرف کوهستان نیست بلکه عملیات در محیط های دشوار است. عملیات در مناطقی مثل دره ها، جنگل، کویر و... انجام می شود. جاهایی که برای ورود به آن مناطق نیاز به دوره های تخصصی و تیم ها و تجهیزات ویژه است.

استقبال مردم از ورزش های ماجراجویانه اما با ناآگاهی

رئیس امداد و نجات کوهستان هلال احمر با اشاره به این که چند سالی است که با استقبال شدید ورزش های ماجراجویانه مواجه هستیم، افزود:  مردم به ورزش هایی مانند کوه نوردی، دره نوردی، اسکی، آفرود، سنگ نوردی، غارنوردی حتی ورزش های هوایی مثل پاراگلایدر، پاراموتور و... روی آورده اند.

حکایت گمشدگان در دره

تنوع حوادث در طبیعت گردی ها زیاد شده و اکثرا در محیط های کوهستانی و جنگلی است اما نوع وقوع حوادث آنها اکثرا سقوط از ارتفاع و جستجو مفقودین است. بسیاری مواقع ما با قطع ارتباط گروهی روبرو هستیم که برای دره نوردی وارد دره شده اند و قرار بوده که سر ساعتی از دره خارج شوند ولی مشخص شده که آنها از دره بیرون نیامده اند. وقتی پرس و جو می کنیم هیچ کسی نمی داند که آنها از چه مسیری وارد دره شده اند، مقصدشان کجا بوده و آیا تیم تجهیزات مناسب و فنی و پیش بینی شرایط محیطی را دارد؟

اصول دره نوردی و ورود به کوهستان

ممکن است در بالا دست با وجود بارش شدید، سیل های برق آسا، به وقوع بپیوندد به همین دلیل افراد باید شرایط کامل آب و هوای آنجا را نیز رصد کنند. در کشور ما گروه ها به صورت آزاد و غیرتخصصی به کوهستان می روند. این یعنی این گروه ها  دانش تخصصی، آمادگی جسمانی کافی و لیدر معتبر ندارند، مسیرها را نمی شناسند و دست به رفتارهای هیجانی زده، مقطعی و احساسی می زنند و به مناطق بکر می روند.

به دلیل نداشتن اطلاعات کافی از منطقه و مخاطرات آن ، این احتمال وجود دارد آنجا امکان استفاده از سیستم ارتباطی نباشد و با رفتن به این مناطق بکر دچار حادثه و سانحه می شوند. جالب است  بعد از اینکه نیروهای امدادی به منطقه می رسند سوال می کنند چرا ما 2ساعت است زنگ زدیم تیم امداد و نجات با تاخیر رسیده است ؟ این در حالی است که  فرد برای رسیدن به آن نقطه 2 روز در راه بوده است.

 افزایش 46 درصدی  تعداد وقوع حوادث در کوهستان نسبت به سال گذشته

در جواب این سوال به او  می گویم اگر شما نقطه صفر بودی و می خواستی خودت را به مصدوم برسانی چند ساعت طول می کشید؟ چه توقعی از گروه امداد و نجات دارید؟ مگر اورژانس شهری است که ترافیک اتوبان روان باشد و با کورنومتر 8دقیقه بعد در موقعیت باشیم؟ در برخی از عملیات ها مصدوم باید به سرعت به مراکز درمانی اعزام شود. سال گذشته حوادث بی شماری در ارتفاعات دماوند داشتیم و با شروع فصل بهار با حوادث بی شماری روبرو می شویم. با رصد سامانه مرکز کنترل هماهنگی مشخص شد اردیبهشت امسال نسبت به سال مشابه سال گذشته بالغ بر 46درصد افزایش تعداد وقوع حوادث کوهستان را داشته ایم. امسال ناوگان امداد هوایی ما و تیم های امداد کوهستان مدام درگیر بوده اند. مشکل اینجاست که بعضی  تیم های کوهنورد  بدون آموزش خوب و اصولی، به کوهستان می روند که به  دلیل ناآشنایی هایی که دارند ، مشکلاتی پیش می آید و مجموعه ای پرهزینه باید به کمک آنها بشتابد.

امداد و نجات کوهستان یک عملیات پر هزینه است

محمدحسین کبادی با بیان این که در کوهستان و مناطق کوهستان حوادث تنوع بسیاری دارد، تاکید کرد: استهلاک و آسیب تجهیزات به شدت بالا می رود. فراموش نکنیم انجام عملیات امداد و نجات از کنار هم قرار گرفتن بسیاری از آیتم هاست. یک جنبه آن نیروی انسانی است، جنبه دیگر دانش فنی و تکنولوژی و سیستم ارتباطات که به کمک انسان می آید. یک عملیات کوهستان یک عملیات امداد و نجات ساده شهری نیست یک عملیات بسیار پرهزینه است.

صلیب سرخ در تحریم ها حامی هلال احمر ایران

وی در پاسخ به این سوال که تحریم ها و نبود امکان تجهیز بیشتر ناوگان امدادی کشور، امدادرسانی را سخت تر کرده است ؟ گفت: خوشبختانه در تحریم ها، جمعیت هلال احمر و صلیب سرخ پشتوانه همدیگر هستند. در سیل خوزستان، سیل های اخیر و حتی پاندومی کرونا چقدر کمک های جهانی را داشتیم؟ در این بحث ها مشکلی نداریم ولی فراموش نکنیم که نیاز به یک فرهنگسازی بسیار عمیق و گسترده در ورزش های ماجراجویانه هستیم. بیشتر وقت امدادگران صرف پیدا کردن افرادی می شود که خودشان هم نمی دانند کجا هستند.

 قوانین تحریم ها را نمی شناسم اما جمعیت هلال احمر و صلیب سرخ کنوانسیون بین المللی دارد و جوامع در بحران ها به کمک هم می آیند در سیل خوزستان تحریم بودیم ولی صلیب سرخ آلمان اولین کشوری بود که سنگین ترین محموله امداد و نجات ، یعنی 40 فروند قایق، ست تجهیزات نجات از سیلاب، قایق ها با موتور و امکانات ویژه را بلافاصله ظرف 9 یا 10 روز به ایران رساند. نباید فراموش کنیم که برخی بحران ها بازتاب زیادی در دنیا دارد. مثل زلزله نپال که همه بسیج شدند یا کودکان تایلندی که در غار گم شده بودند و از 10 کشور غواصان مطرح دنیا برای کمک به تایلند رفتند. اما در زمان هایی که در بحران نیستیم محدودیت ها وجود دارد. بسیاری از وقت ها تجهیزات را نمی توانیم وارد کنیم.

مدیریت حریق نیاز داریم

رئیس امداد و نجات کوهستان هلال احمر با اشاره به این که مناطقی که دچار حریق می شوند  و وسعت زیادی دارند، بکر هستند و غیرقابل دسترس، تاکید کرد: حریق استرالیا تمام دنیا را تحت تاثیر قرار داد. استرالیا تجهیزات خوبی داشت و جهانیان هم به کمک او شتافتند، با تمام این شرایط چقدر زمان برد تا حریق را کنترل و اطفا کنند؟ اما ما با آنها تفاوت داریم.  وقتی می گوییم زاگرس می سوزد، مردم برای بلوط های زاگرس اشک می ریزند. حریق ها با توجه به وسعت زیادی که دارد نیاز به تجهیزات، نیروی آموزش دیده و یک مدیریت قوی دارد. در حوزه حریق، دستگاه های مسئول کار می کنند اما یک مدیریت حریق نیاز است که حریق را رصد و کنترل کند. جنبه دیگر آن بحث مدیریت داوطلبان است. در این گونه مراسم بسیاری حاضرهستند  به اطفای حریق کمک کنند اما تخصص اهمیت دارد.

مدیریت بحران را به خانواده ها آموزش نداده ایم

شرایط مدیریت حوادث نشان می دهد که هر  دفعه با وقوع هر حادثه و اتفاقی در ابتدا شاهد سردرگمی مسئولان هستیم ، آیا مدیران بخش مدیریت حوادث ، بحران را می شناسند چنین  گفت: مدیریت بحران آموزش نیاز دارد و یکی از اصلی ترین آموزش ها به خانواده ها است . کجا و چه زمانی ما مدیریت بحران را به جامعه آموزش داده ایم. شعار هلال احمر این است که "هر خانواده یک امدادگر." با این روش، هر خانواده تا رسیدن تیم های امدادی بحران را مدیریت می کند. در پاسخ به سوالتان باید بگویم که مانورهای دور میزی دائما در حال برگزاری است ولی در صحنه حادثه ، تمام اتفاقات متفاوت است. بحران صحبت از بی قانونی و بی نظمی می کند بنابراین باید ساز و کارهایی داشته باشیم که در دل بی نظمی قانون ایجاد کنیم. رفتارهای هیجانی و احساسیت جامعه در بحران به شدت به امدادرسانی آسیب می رساند.

سلبریتی ها  مواجهه با بحران را بلد نیستند

وی با بیان این که جامعه در مورد انتشار اخبار در فضای مجازی به شدت نوپاست، تاکید کرد: باید برای آموزش جامعه ای که  هیجان زده و تحت تاثیر یک فیلم قرار می گیرد وقت بگذاریم  تا منطق و تحلیل درستی به وجود آید. نمی توان منکر کمبودها و محدودیت ها در حوادثی مانند سیل شد اما یک فیلم می تواند تا دو ماه دست به دست شود و تاثیرگذار باشد. مثلا در سیل سیستان و بلوچستان یک خیر با یک وانت شلوار لی و پوشاک بچه گانه به کمک آمده بود و گفت: "من در فیلم و عکس ها دیدم که بچه ها لباس های بلوچی پوشیده اند و نمی توانند لباس تهیه کنند." گفتم: "این لباس ارزش و فرهنگ این منطقه است. مردم در شرایط اقلیمی سیستان و بلوچستان به این لباس دست پیدا کرده اند. با این پول می شد یک کتابخانه، سرویس بهداشتی یا حمام ساخت. بزرگترین معضل ما انعکاس اخبار توسط افراد تاثیر گذار در جامعه و دامن زدن به این هیجانات است. البته هدف افراد مشهور خیر است ولی آنها آموزشی برای مواجه با بحران ندیده اند و بحران را نمی شناسد. مسئولان جامعه باید آنها را هدایت کنند. ما آشفتگی در این زمینه داریم و آشفتگی باعث تشدید بحران می شود.

1000 متر شنا کرد که چه پیامی را برساند؟

هرگز نمی توان نام محمد حسین  کبادی را از گینس جدا کرد. او طول خلیج فارس را به مسافت یک هزار و ۵۰ کیلومتری شنا کرد و با گذشت سه استان خود را به اروندکنار رساند. او دو رکورد در گینس را به نام خود ثبت کرد.

محمد حسین کبادی در وهله اول رکورد سریع و طولانی‌ترین مسافت شنا در آبهای آزاد جهان با شنای طول خلیج فارس به نام یک ایرانی و در درجه دوم رکورد اولین انسانی که در طول تاریخ توانست مسافت بالای ۱۰۰۰کیلومتر را شنا به نام خودش ثبت کرد.

محمدحسین کبادی درباره این رکوردزنی گفت: دو رکورد جهانی را ثبت کردیم. این شنا در گینس به عنوان سریع ترین و طولانی ترین رکورد شنای آبهای جهان در خلیج فارس ثبت شد. به عنوان اولین انسانی که بالای 1000 کیلومتر شنا کرده است برای ایران ثبت شد. این پروژه بزرگ بود ولی در کشور ما به آن پرداخته نشد و تبعات بین المللی آن برای ما ارزشمند بود و نگاه جامعه بین المللی به این بود که 1000 متر شنا کرده تا چه پیامی برساند؟

حمله عروس دریایی به مرد گینسی ایران

وی در ادامه خاطره ای از پروژه خلیج فارس گفت ، از حمله عروس دریایی به شناگر ایرانی که چنین تعریف کرد: در خلیج فارس عروس های دریایی وجود دارد که آرام و دوست داشتنی هستند ولی ماهیت آنها مانند این است که به یک اتو یا ظرف داغ دست بزنید. اگر بی هوا با پوست برخورد کند به شدت آسیب رسان هستند و حساسیت پوستی ایجاد می کنند. در آن زمان یکی از این عروس های دریایی با گردنم برخورد کرد و در حین شنا کار درمان روی گردنم انجام می شد. آب شور که به گردنم برخورد می کرد می سوخت و ترک می خورد. نزدیک به 40 روز طول کشید تا آن زخم خوب شود.

آغاز پروژه شنای صلح هرمز به زودی

محمد حسین کبادی در ادامه از پروژه دیگری گفت که در به زودی شروع خواهد شد . در حال حاضر پروژه ای تعریف کرده ایم به عنوان شنای صلح هرمز که از ایران شروع می شود به کشور عمان و برگشت به ایران. شعار این پروژه "شنا با صلح" است. باید به صلح درونی رسیده باشیم تا صلح با دیگران را بتوانیم رقم بزنیم.

از این پروژه استقبال بسیار بالایی شده است، مکاتبات و هماهنگی های بین المللی از طریق وزارت امور خارجه و جمعیت هلال احمر و صلیب سرخ جهانی صورت گرفته و با سفارت عمان چند جلسه داشتیم ، در نهایت قرار بود در اردیبهشت امسال این پروژه آغاز شود  ولی به درگذشت سلطان قابوس و بعد از آن شروع کرونا برخوردیم و آغاز حرکت به تاخیر افتاد. امیدواریم و تلاش می کنیم که این پروژه در نیمه دوم سال انجام شود.

تفاوت های قانون زیر آب و روی آب

رئیس امداد و نجات کوهستان هلال احمر  از امدادرسانی های زیر دریا گفت: امداد زیر دریا حوادث غواصی به حساب می آید. غواص ها دوره های تخصصی مثل خواصی خوداتکا را آموزش می بینند و می دانند که زیر آب اگر تجهیزاتشان دچار مشکل شود یا فردی دچار مشکل شود چگونه به هم کمک کنند. کمک به افراد زیرآب، بسیار کم اتفاق می افتد چرا که تا رسیدن امدادگران ساعت طلایی از دست می رود. امداد و نجات زیر آب بسیار تخصصی است اما دنیای زیرآب هم دنیایی متفاوت با ذهنیات مردم است. آنچه زیر همه چیز رنگ خودش را دارد و کائنات جای خود قرار گرفته اند ،قانون زیر آب با قانون روی آب بسیار تفاوت دارد. خیلی خوب است. پاکی و صداقت آنجا وجود دارد.

کشتی های غول آسایی که زیر آب آرمیده اند

محمدحسین کبادی با اشاره به کشتی های غرق شده در خلیج فارس گفت: در خلیج فارس کشتی غرق شده  زیاد هستند. در اطراف کیش، سایت داما، پشت جزیره لارک، سوپر تانک لارک، پشت جزیره هرمز کشتی یونایتد و... هستند. وقتی زیر آب می روید یک غول آهنی بزرگ آرمیده و زیباترین چیز اینجا زیستگاهی متفاوت در عمق های مختلف است. غواصی در اطراف کشتی ها بسیار تخصصی و لذت بخش و حرکتی ماجراجویانه است ، هر کسی این غواصی را تجربه کند تا مدت ها ذهنش درگیر آن خواهد بود.

تجربه مرگ با هلی کوپتر

وی در پاسخ به این سوال که آیا تجربه تزدیک شدن به مرگ در مسیر امدادرسانی ها را داشته اید؟ تاکید کرد:  تا دم مرگ رفتم و برگشتم. در حوادث مختلف ما با وجود رعایت اصول ایمنی دائم در معرض آسیب و تهدید هستیم. چند وقت پیش مفقودی یک نفر را در علم کوه گزارش کردند و ما در ارتفاع 4200 با هلی کوپتر عملیات جستجوی روی یکی از یخچال های علم کوه را انجام دادیم ، وزش باد شدید شروع شد ، در حال بالا رفتن یکی از موتورهای هلی کوپتر را از دست دادیم. تکان های شدید و عوض شدن صدای موتور در هلی کوپتر پیچید. تیم پرواز "کاپیتان نتاج" و "کاپیتان انصاری" جزو اساتید اول تایپ هلی کوپتر بودند. وقتی در آن شرایط شروع به صحبت تخصصی با یکدیگر کردند ، متوجه شدم موضوع خیلی جدی است. به عقب هلی کوپتر که نگاه کردم همه افراد که اکثرا امدادگران بود  را ترس و توهم گرفته بود. کاپیتان در آن ارتفاع تنها کاری که کرد جهت هلی کوپتر را به سمت درجه تغییر داده و شیرجه زد. از روی منطقه کلاردشت رد شدیم ، روی نوشهر قرار گرفتیم. سرعت خیلی زیاد بود و مثل ترن هوایی پایین می آمدیم. احساس کردم کاپیتان می خواهد جایی که مسکونی نیست هلی کوپتر را زمین بزند که آدم دیگری جز خودمان آسیب نبیند. روی دریا ارتفاع را  کم کرد و بالگرد را کنترل شد، در نهایت در  فرودگاه نوشهر نشستیم. در آن چند دقیقه همه چند کیلو کرم کردیم ! کاپیتان به من گفت طبق همه محاسبات صنعت هوایی این نشست یک معجزه است. آنجا بود که متوجه شدم در عین حال که به کمک یک نفر می رویم احتمال دارد یک لحظه بعد خودمان هم نباشیم. وقتی فرود آمدیم آتش نشانی و... منتظرمان بودند البته به نظر بیشتر آمده بودند که بعد از سقوط ، آتش هواپیمای احتمالا متلاشی شده را خاموش کنند ! به هر حال آن روز یک عده آدم منتظر بودند که تکه های بدن ما را جمع کنند و معجزه همراه با تخصص کاپیتان های پرواز رقم خورد و ما زنده ایم.

تازه هایی از سقوط هواپیمای دنا

حادثه سقوط هواپیمای دنا هم از جمله حوادثی بود که حواشی بسیاری داشت. نه تنها خانواده ها بلکه تمام ایران منتظر بودند که پس از حادثه  سرنشینان هواپیما را دوباره زنده ببینند! زیرا شایعاتی وجود داشت که می گفت  تلفن های همراه زنگ می خورد، پس بعضی از آنها زنده اند. اما حقیقت این بود که همه در لحظه اول حادثه جان سپرده بودند.

رئیس امداد و نجات کوهستان هلال احمر در تشریح آن روزها گفت: حادثه در زمستان بود و شرایط امدادر سانی سخت.  به قدری کار فنی و پیچیده بود که  تمام بچه های تخصصی بخش نجات کوهستان  را برای این عملیات به کار گرفتم. با یک تصمیم اشتباه ما می شد که حداقل 5 جوان امدادگر از دست می رفتند و زیر بهمن جان می باختند. فشار فضای اجتماعی هم وجود داشت . مردمی که امیدوار بودند هموطنانشان و عزیزانشان زنده هستند. در سانحه سقوط هواپیمای دنا خانواده ها دنبال تکه های بدن عزیزانشان بودند و هر روز باید به آنها می گفتم منتظر باشید. مدیریت روانی آنها بسیار سخت بود و ما هم آسیب می دیدیم. صحنه هایی که بالای کوه می دیدیم، از وضعیت هواپیما و بعد پایین می آمدیم و نمی دانستیم به خانواده ها دقیقا چه باید بگوییم.

وی تاکید کرد: نقطه مغفول ما این است که مدیریت روانی بحران ها را در جامعه انجام نمی دهیم. خانواده ای در دنا منتظر عزیزش بود. من تخصص روانشناسی، مدیریت روحی و روانی خانواده ندارم و باید تیم های روانشناسی می آمدند و با خانواده ها صحبت می کردند و درد دل آنها را می شنیدند. ما علاوه بر بار فنی باید  ناراحتی خانواده ها را به دوش می کشیدیم. این عملیات 128روز طول کشید. 6یا7بار عملیات را متوقف کردیم چون هواپیما در ارتفاع 4050 متر سقوط بود. در فصل تابستان هم در ارتفاع 4050 متر یک نفر 10 قدم بردارد نفسش بالا نمی آید. بچه های ما در سرمای منفی 30درجه، سرعت باد 40کیلومتر دمای محیطی آن نزدیک 35درجه زیر صفر باید بیل بزند تا یک تکه جسد پیدا کند و آن را کاور کرده  و در کنار بقیه اجساد بگذارد تا 100-200 کیلو شود و بالگرد آن را به پایین کوه بفرستند. در آن هوا که منفی 30درجه بود ضد عفونی کننده نمی توانستیم استفاده کنیم. دست ها  یخ زده بود. . لباس ها همه خونی بود. شب در زمان خواب نمی شد دستکش و جوراب را در آورد. بچه های ما 128 روز اینطور جنگیدند ، وقتی بالا برای نجات می رفتند و در این شرایط ، وقتی بازمی گشتند ، هیچ کسی نبود که حتی با یک لبخند محبت آمیز منتظرشان باشد. آنجا یک جمعیت ناراحت و غمگین منتظر بود که فریاد می کشید :"کم کاری می کنید!"، "چرا تیم از خارج نمی آورید وقتی امدادرسانی نمی دانید؟"  به جرات  می گوییم   عملیات امداد به حادثه دیدگان  دنا  یکی از سخت ترین عملیات های امداد کوهستان بود.

ما یک حادثه نداشتیم... فقط به خاطر "نه" هایی که گفتیم. توجیح منطقی کردیم و هیجانات را گرفتیم.  یک آقایی آمد من را هل داد و گفت: "انشالله سر عزیزات بیاید. انشالله تکه تکه برادرت بیاید... سر پدر و مادرت بیاید. من با بچه محل هایم با کتونی این کوه را بالا می روم."

گفتم: "اینجا سیزده به در نیست. دناست و شوخی ندارد." جبهه جنوبی دنا به دلیل بادهای گرم جنوبی سرسبز بود. جبهه شمالی یخ و برف بود. تا دنا را نگاه کردم متوجه شدم دچار سوءتفاهم شده است. ا دو ماه بود که منتظر برادرش بود. شروع کرد جلوی نیروها به من بی احترامی کردن.

او را سوار هلی کوپتر کردیم و بالا رفتیم ، به سمت دنا و لاشه هواپیما. باورتان نمی شود از روی دنا که رد شدیم آن سمت را که دید ،متعجب شد. دیگر آن انسان خشمگین نبود. آمد و کنارم نشست و شروع کرد به گریه و گفت : "حلالم کن! باورم نمی شود که من را اینجا آوردید.

" گفتم: من باید شما را به آرامش برسانم. مادرش را هم بردیم بالای کوه. وقتی او هم آن سوی کوه را دید فقط گریه می کرد و می گفت: "به این بچه ها(امدادگران هلال احمر ) بگو مراقب باشند."

آمدیم پایین گفت: "من فقط می خواستم ببینم مزار بچه ام کجاست. بچه ام را نمی خواهم."

گفتم: "اگر چیزی پیدا کردیم به شما خبر می دهیم.

" دو سه روز گذشت بچه ها گفتند که تکه پیکری پیدا کردیم که کارت ملی دارد. وقتی پایین آمدیم زنگ زد و گفت: "خبری شد؟" گفتم: "مادر دعا کنید. فکر می کنم آقازاده شما پیدا شده است.

" حالا به این حادثه زمان خورده و ما در مورد آن حرف می زنیم. این ها در خلوت و سختی ها درفکر و ذهن ما می ماند و با آن زندگی می کنیم و همیشه در معرض آسیب فیزیکی و روحی هستیم.

اشترانکوه یک عملیات تلخ و عجیب

کبادی با بیان این که کوهنوردانی که دارای نشان پلنگ برفی بودند در اشترانکوه دچار حادثه سقوط بهمن شدند، افزود: ما امدادگری داشتیم به نام سیدعلی حسینی در استان خراسان رضوی که اهل دل بود. سید علی در آن تیم به عنوان امدادگر و نجات گر رفته بود. در اشترانکوه 7 روز امداد و نجات طول کشید در 3 روز اول تمام اجساد پیدا شد تنها سید علی را پیدا نمی کردیم. همکارانمان گریه می کردند و می گفتند: "او که برای امداد و نجات این گروه آمده بود حتی در پیدا شدن اجساد نیز بقیه را اول فرستاد... چرا نمی آید؟"

پدر سید علی زنگ زد و گفت: "فیلم کارهای شما را دیدم. برگردید، این بچه را خدا به ما داد و خدا هم برمی گرداند. این سید بچه مشهد و امام رضاست. من مانده ام و حاج خانم. از خدا می خواهم که حاج خانم آرام باشد تا سیدعلی پیدا شود. تمام آن بچه هایی که آن بالا هستند مثل من و مادر سیدعلی چشم انتظار دارند، مواظب خودتان باشید.»

گفتم: "دعا کنید تا سیدعلی را پیدا کنیم."

فردای آن روز به من زنگ زدند که پیکر همه را به پایین می بریم. ما همه را پیدا کردیم فقط علی  در آن کوهستان به آن بزرگی مانده بود . می خواستیم بقیه کوهنوردها را بفرستیم. آن شب به بچه ها گفتم: "زود بخوابید می خواهیم صبح زود برویم بالا." بچه های علی گودرز و ازنا سنگ تمام گذاشته بودند و غیرتی پای کار بودند. به آنها گفتم: "بچه ها فردا هوا خراب می شود و بارشی دارد که اگر سیدعلی را پیدا نکنیم می رود برای فصل بعد!"

برای بچه یافتن علی ،انگار مسابقه تیم ملی و حیثیتی بود. ساعت 11-12 ظهر بود که گفتند  یک لکه خون می بینیم. مسیر دادیم و به کفش های سیدعلی رسیدیم. وقتی از زیر برف بیرون آمد جزو تلخ ترین لحظات زندگی ام بود. چون هم چهره پدر و مادر سیدعلی جلوی چشمم بود و هم بچه ها جلوی چشمم گریه می کردند. بچه های ما در بحران بزرگ شده اند و در شرایط سخت کار کردند، اما وقتی پایین می آیند بی مهری می بینند و به بی مهری انس گرفته اند. 

وقتی سیدعلی را بالا آوردیم یکی از بچه ها پرچم هلال احمر را روی او کشید و گفت: "چطور وقتی یک سرباز وطن شهید می شود روی او پرچم کشور را می کشند؟ ما برای علی چرا این کار را نکنیم؟" همه آنها گریه می کردند و می گفتند: "سیدعلی مهمان ما بود اما حالا پیکرش را بدرقه می کنیم." آنها ایستادند و به گویش زیبای لُری شعری را خواندند و من هنوز هم با دیدن فیلم این صحنه ها اشک می ریزم فقط برای از خودگذشتی و همبستگی بچه ها در بحران اشترانکوه. سیدعلی زنده نبود اما بچه ها برای یک هم لباس خود و پدر و مادری چشم انتظار، تلاش می کردند.

خنده هایی با یک غریب آشنا

محمد حسین کبادی در پاسخ به این سوال که در این  سال های نجات ،  خاطره شیرین هم در ذهنتان شکل گرفته است ؟ گفت: بله ، خیلی زیاد. بعضی آدم ها که نجاتشان می دهیم پرانرژی هستند. یکی از بهترین پاراگلایدر سوارهای ایران که با اسکی قله را صعود می کند و با پاراگلایدر پایین می آید، دچار سانحه شده بود. بالگرد فرستادیم شرایط محیطی اجازه نمی داد که به او کمک کنیم. امداد زمینی هم 6-7 ساعت طول می کشید. این آقا به من زنگ زد و گفت: "خونریزی دارم تا یکساعت نیایید من می میرم!" گفتم: "نگران نباش." کاپیتان گودرزی یکی از خلبان های خوب ما آمد و جریان را برایش تعریف کردم. او گفت: "برویم و بیاوریمش." من هم همراه تیم ، سوار هلی کوپتر شدم و  رفتم. باد شدید می آمد و اگر آن لحظه او را نجات نمی دادیم باید تا صبح آنجا می ماند. به او گفتم: "کارابین را بزن ما تو را بالا می کشیم!" پایش شکسته بود و تا بالا از درد داد زد. سریع بانداژش کردم وقتی نگاهش کردم هر دو خندیدیم و گفت: "حال کردی عجب مصدوم پررویی دارید؟! واقعا با مرگ را جنگیدم."

 و اما ، محمد حسین کبادی ، رئیس امدادگران کوهستان، همیشه آماده است برای نجات و کمک و هر کجا باشد فرقی نمی کند ، زنگ  تلفن که به صدا در بیاید حرکت می کند به سمت کمک .

کباد در پایان می گوید: "همه اطرافیانم من را با این گوشی( اشاره به گوشی تلفن همراهش  که زنگ آن یعنی کسی یا کسانی در خطر یا دچار حادثه شده اند ) پذیرفته اند و می دانند که باید همیشه در دسترس باشم. خیلی از مهمانی ها و مسافرت ها را نرفتم چون باید خودم را به عملیات می رساندم."

همیشه اولین ها هستند که می رسند . به محل حادثه ! . همیشه اولین ها هستند که بی جان شدگان در حوادث را می یابند  و بغض خود را پنهان می کنند و به کمک ادامه می دهند. آنها  بارها تجربه ی ذوق چشمان گرفتاران در حادثه را، در لحظه نجات دیده اند .  همیشه هستند در قلب حوادث ، بی چشمداشت ، بدون خسته شدن .خود اما، مردان و زنانی هستند که با بی مهری انس گرفته اند. مردان و زنان جمعیت هلال احمر ایران ...برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

 

آیا این خبر مفید بود؟