هشدار هیدرولوژیک سال؛ اغلب مخازن سدهای مهم پایین‌تر از ۳۰ درصد پر هستند / لار ۲٪، ساوه ۸٪، طرق ۱۲٪ + جدول
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  تا ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ داده‌های موجود از مخازن سدهای مهم کشور نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از زیرساخت ذخیره آب ایران وارد محدوده «تنش شدید هیدرولوژیک» شده است. درصدهای ثبت‌شده تنها یک عدد ساده نیستند؛ در علم مدیریت مخازن، زمانی که حجم آب به زیر حدود ۳۰ درصد ظرفیت می‌رسد، سدها عملاً بخش مهمی از کارایی تنظیمی خود را از دست می‌دهند و وارد مرحله بهره‌برداری اضطراری می‌شوند.

در این میان وضعیت برخی سدها به مرحله هشدار جدی رسیده است. سد لار با تنها ۲ درصد ذخیره عملاً به نقطه‌ای نزدیک شده که در ادبیات فنی از آن به عنوان حجم مرده مخزن یاد می‌شود؛ یعنی آبی که به دلیل موقعیت دریچه‌ها یا کیفیت پایین، امکان برداشت مؤثر از آن بسیار محدود است. این سد یکی از منابع مهم تأمین آب تهران محسوب می‌شود و چنین سطحی از ذخیره، نشان‌دهنده افت شدید ورودی‌های حوضه لار و کاهش چشمگیر جریان‌های برفاب البرز است.

در شرق کشور نیز سد دوستی با ۵ درصد و سد ساوه با ۸ درصد عملاً در شرایط تنش بهره‌برداری قرار گرفته‌اند. در چنین شرایطی، مدیریت سد ناچار می‌شود خروجی آب را به شدت کاهش دهد تا از رسیدن مخزن به سطح بحرانی جلوگیری کند. سد طرق با ۱۲ درصد نیز در آستانه همین وضعیت قرار دارد و عملاً امکان تنظیم پایدار جریان برای مصارف کشاورزی و شهری را از دست می‌دهد.

سدهای کارده با ۲۵ درصد، طالقان با ۲۶ درصد و زاینده‌رود با ۲۷ درصد در محدوده‌ای قرار گرفته‌اند که در مدیریت منابع آب به آن منطقه هشدار مخزن گفته می‌شود. در این سطح، کوچک‌ترین کاهش در ورودی رودخانه‌ها می‌تواند مخزن را به سرعت وارد محدوده بحران کند. سد امیرکبیر نیز با حدود ۳۲ درصد پرشدگی اگرچه از نظر عددی کمی بالاتر است، اما برای تأمین پایدار آب تهران و کرج در آستانه تابستان، ذخیره‌ای شکننده محسوب می‌شود.

تنها سد جیرفت با ۴۳ درصد شرایط نسبتاً پایدارتر دارد، اما حتی این رقم نیز در مقایسه با الگوی بهره‌برداری معمول سدهای کشاورزی جنوب شرق کشور فاصله زیادی با وضعیت مطلوب دارد.

جدول وضعیت درصد پرشدگی سدهای منتخب کشور

ردیف نام سد درصد پرشدگی مخزن
1 لار ۲٪
2 دوستی ۵٪
3 طرق ۱۲٪
4 کارده ۲۵٪
5 امیرکبیر ۳۲٪
6 زاینده‌رود ۲۷٪
7 ساوه ۸٪
8 جیرفت ۴۳٪
9 طالقان ۲۶٪

میانگین پرشدگی این ۹ سد حدود ۲۰ درصد است؛ رقمی که نشان می‌دهد بخش عمده‌ای از مخازن مهم کشور در محدوده تنش شدید آبی قرار دارند.

ریشه این وضعیت را باید در ترکیب چند عامل ساختاری جست‌وجو کرد، کاهش بارش مؤثر، افت شدید ذخیره برفی در ارتفاعات، افزایش تبخیر مخازن در نتیجه گرمایش اقلیم، و برداشت فزاینده در بخش کشاورزی. بسیاری از سدهای ایران بر پایه الگوی بارش دهه‌های گذشته طراحی شده‌اند، در حالی که رژیم بارندگی کشور در سال‌های اخیر به سمت بارش‌های کوتاه‌مدت و سیلابی حرکت کرده است؛ بارش‌هایی که سهم کمتری در تغذیه پایدار مخازن دارند.

پیامد هیدرولوژیک این روند آن است که سدها به تدریج از نقش «تنظیم‌کننده منابع آب» به سازه‌هایی با کارکرد محدود تبدیل می‌شوند. در چنین شرایطی، فشار اصلی بر منابع آب زیرزمینی منتقل می‌شود؛ منابعی که بسیاری از دشت‌های کشور را پیش‌تر به مرحله افت شدید سطح آب و فرونشست زمین رسانده‌اند.

به زبان ساده، اعداد فعلی مخازن سدها تنها نشانه یک سال خشک نیستند؛ بلکه نشان‌دهنده ورود تدریجی کشور به مرحله‌ای است که در آن ظرفیت واقعی ذخیره و تنظیم آب در بسیاری از حوضه‌های آبریز ایران به شکل ساختاری در حال کاهش است. اگر این روند ادامه یابد، مسئله دیگر صرفاً کمبود آب در یک فصل یا یک سال نخواهد بود، بلکه با تغییر دائمی توازن منابع و مصارف آب در مقیاس ملی روبه‌رو خواهیم شد.

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات