بیوگرافی خواجه عبدالله انصاری به مناسبت 14 اردیبهشت زادروز او / پاسخ به سوالات متداول
رکنا: خواجه عبدالله انصاری که با لقب «پیر هرات» شناخته میشود از برجستهترین چهرههای عرفان و ادب فارسی در سدههای چهارم و پنجم هجری قمری است.
به گزارش رکنا، خواجه عبدالله انصاری که با لقب «پیر هرات» شناخته میشود از برجستهترین چهرههای عرفان و ادب فارسی در سدههای چهارم و پنجم هجری قمری است. او ادیب، شاعر، مفسر قرآن، محدث و از بزرگان تصوف بود که با نثر آهنگین و اندیشههای عمیق خود، تأثیری ماندگار بر ادبیات فارسی گذاشت.
خواجه عبدالله انصاری کیست؟
نام کامل او «شیخالاسلام ابواسماعیل عبدالله بن ابیمنصور محمد» است. وی در شهر هرات چشم به جهان گشود و به دلیل جایگاه علمی و معنویاش، القابی چون «پیر هرات» و «شیخالاسلام» به او داده شد. این عنوان اخیر را خلیفه عباسی المقتدی به او اعطا کرد.
خواجه عبدالله از نوادگان انصار (یاران پیامبر اسلام) به شمار میرفت و به همین دلیل «انصاری» نامیده شد. او از کودکی دارای هوش و حافظهای شگفتانگیز بود و در نوجوانی به وعظ و تدریس پرداخت.
زندگی و سیر علمی
خواجه در سال ۳۹۶ هجری قمری در هرات متولد شد. پدرش از اهل علم و عرفان بود و نقش مهمی در تربیت او داشت. وی از همان کودکی به یادگیری علوم دینی، حدیث و تفسیر قرآن پرداخت و بهسرعت در این زمینهها پیشرفت کرد.
یکی از مهمترین نقاط عطف زندگی او، دیدار با عارف بزرگ ابوالحسن خرقانی بود. این دیدار تأثیر عمیقی بر اندیشههای عرفانی او گذاشت و مسیر فکریاش را شکل داد.
با وجود جایگاه علمی بالا، خواجه بارها به دلیل دیدگاههایش با مخالفت برخی علما روبهرو شد و حتی به تبعید و زندان محکوم گردید. با این حال، او هرگز از تعلیم و تربیت شاگردان و بیان عقاید خود دست نکشید.
جایگاه ادبی
خواجه عبدالله انصاری از پیشگامان نثر مسجع در زبان فارسی به شمار میرود. او سبکی نو در نوشتار ایجاد کرد که میان نثر و شعر قرار دارد؛ نثری شاعرانه، آهنگین و سرشار از مفاهیم عرفانی.
بسیاری از پژوهشگران، از جمله محمدرضا شفیعی کدکنی، آثار او را از زیباترین نمونههای نثر عرفانی فارسی میدانند. همچنین ملکالشعرای بهار او را از نخستین سجعپردازان فارسی معرفی کرده است.
![]()
نسخه خطی دوره صفویه نصایح خواجه عبدالله انصاری
آثار مهم
از خواجه عبدالله حدود ۳۰ تا ۴۰ اثر به زبان فارسی و عربی باقی مانده که اغلب توسط شاگردانش گردآوری شدهاند. مهمترین آثار او عبارتاند از:
«مناجاتنامه» (الهینامه)
«منازل السائرین»
«طبقات الصوفیه»
«کشفالاسرار و عده الابرار»
«زادالعارفین»
«رساله دل و جان»
«محبتنامه»
در میان این آثار، «مناجاتنامه» شهرت بیشتری دارد و شامل نیایشهایی عارفانه با زبانی ساده و دلنشین است که هنوز هم مورد توجه علاقهمندان قرار دارد.
![]()
سالهای پایانی و وفات
خواجه عبدالله انصاری در سالهای پایانی عمر، با وجود بیماری و از دست دادن بینایی، همچنان به تدریس و ارشاد ادامه داد. سرانجام در سال ۴۸۱ هجری قمری در سن ۸۲ سالگی درگذشت و در زادگاهش، شهر هرات به خاک سپرده شد.
آرامگاه او که در دوره شاهرخ تیموری بازسازی شد، امروزه یکی از مکانهای مهم فرهنگی و معنوی در افغانستان به شمار میآید.
بخشی از مناجات خواجه عبدالله انصاری را در ادامه بخوانید:
الهی! در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی؛ نه کس به تو ماند و نه تو به کس مانی، پیدا است که در میان جانی، بل جان زنده به چیزی است که تو آنی. الهی! یکتای بی همتایی، قیوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفّایی، از شریک مبرّایی، اصل هر دوایی، داروی دلهایی، شاهنشاه فرمانفرمایی، معزز به تاج کبریایی، مسندنشین استغنایی، خطبه الوهیت را سزایی، به تو زیبد ملک خدایی. الهی! نام تو، ما را جواز، مهر تو ما را جهاز، شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان. الهی! ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مؤمنان را گواهی، چه عزیز است آن کس که تو خواهی. الهی! از نزدیک نشانت میدهند و برتر از آنی. و دورت پندارند و نزدیکتر از جانی. تو آنی که خود گفتی و چنان که خود گفتی، آنی: موجود نفسهای جوانمردانی، حاضر دلهای ذاکرانی. الهی! جز از شناخت تو، شادی نیست و جز از یافت تو، زندگانی نه. زنده بی تو، چون مرده زندانی است و زنده به تو، زنده جاویدانی است. الهی! بیزارم از آن طاعتی که مرا به عُجب آرد و بنده آن معصیتم که مرا به عذر آورد. الهی! گر زارم در تو زاریدن خوش است ور نازم به تو نازیدن خوش است. الهی! شاد بدانم که بر درگاه تو میزارم بر آن امید که روزی در میدان فضل به تو نازم تو! من بپذیری و من با تو پردازم، یک نظر در من نگری و دو گیتی به آب اندازم. الهی! دانایی ده که از راه نیفتم و بینایی ده که در چاه نیفتم. الهی! هر که را عقل دادی، چه ندادی؟ و هر که را عقل ندادی، چه دادی؟! الهی! فضل تو را کران نیست و شکر تو را زبان نیست. من بی تو دمی قرار نتوانم کرد احسان تو را شمار نتوانم کرد گر بر تن من زبان شود هر مویی یک شکر تو از هزار نتوانم کرد...
سوالات متداول
خواجه عبدالله انصاری شاعر چه قرنی است؟
خواجه عبدالله انصاری، ادیب، شاعر، عالم، عارف، محدث، مفسر قرآن، سخنور، استاد اخلاق و از مشایخ صوفی مسلک ایرانی در اواخر قرن چهارم و پنجم هجری قمری بود.
خواجه عبدالله انصاری به چه زبان هایی شعر می سرود؟
خواجه عبدالله انصاری، عارف و نویسنده نامدار سده پنجم هجری قمری، عمدتا به زبان فارسی دری و عربی مینوشت و میسرود.
جمعبندی
خواجه عبدالله انصاری یکی از درخشانترین چهرههای عرفان اسلامی و ادب فارسی است که با آثار عمیق و نثر شاعرانهاش، مسیر تازهای در ادبیات گشود. اندیشههای او درباره عشق الهی، اخلاق و معرفت، همچنان الهامبخش بسیاری از انسانهاست و نام او را در تاریخ فرهنگ ایرانی-اسلامی جاودانه کرده است.
ارسال نظر