بازگشت پیکر سیروس ابراهیم زاده به ایران/ چرا گاهی سوگ یک هنرمند، سوگ جوانی از دست رفته ماست؟/ تحلیل روانشناسی اخبار ترند

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، پیکر سیروس ابراهیم زاده روز یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵، با پیگیری خانه سینما، کنسولگری ایران در ترکیه و سازمان سینمایی از مرز بازرگان وارد کشور شد. این هنرمند باسابقه ۳۰ شهریور بر اثر بیماری در خارج از ایران درگذشت. ابراهیم زاده در حوزه بازیگری، کارگردانی تئاتر، نویسندگی و ترجمه فعالیت داشت و در آثار متعددی از سینما و تلویزیون ایران حضور یافته بود. بازگشت پیکر او فرصتی برای بررسی نوعی از سوگ است که لزوما بر رابطه شخصی استوار نیست، اما می تواند برای مخاطبان کاملا واقعی باشد.

رابطه ای که یک طرف آن را نمی شناسیم، اما برایمان مهم است

دونالد هورتون، جامعه شناس و ریچارد وول، پژوهشگر ارتباطات، مفهوم رابطه فرااجتماعی را برای توضیح احساس نزدیکی مخاطب با چهره های رسانه ای مطرح کردند. وقتی فردی سال ها بازیگری را در تلویزیون می بیند، صدای او را می شنود و شخصیت هایش را به یاد می آورد، ممکن است احساس آشنایی عمیقی شکل بگیرد؛ حتی اگر هیچ رابطه دوطرفه ای وجود نداشته باشد.

به همین دلیل، اندوه پس از مرگ یک هنرمند لزوما نمایشی یا اغراق آمیز نیست. ذهن انسان تنها بر اساس میزان ملاقات حضوری، اهمیت عاطفی افراد را تعیین نمی کند.

چرا خبر مرگ یک هنرمند، ناگهان ما را پیر می کند؟

نکته تکان دهنده تر آن است که مخاطب گاهی برای خود هنرمند به تنهایی سوگواری نمی کند. او برای دورانی اندوهگین می شود که دیگر بازنمی گردد. یک نقش تلویزیونی ممکن است با خانه کودکی، حضور پدر و مادر، شب های خانوادگی یا سال های جوانی پیوند خورده باشد. با انتشار خبر درگذشت بازیگر، مجموعه ای از این خاطرات فعال می شود.

کانستنس سدی کیدس، روانشناس و پژوهشگر نوستالژی در مطالعات مختلف نشان داد یادآوری گذشته می تواند با احساس پیوند اجتماعی و معنا ارتباط داشته باشد. اما نوستالژی همیشه شیرین نیست. گاهی گذشته را به یاد می آورد تا فاصله دردناک امروز با دیروز را آشکار کند.

چرا مکان خاکسپاری اهمیت روانی دارد؟

در بسیاری از فرهنگ ها، مراسم وداع و خاکسپاری فقط تشریفات نیست. این آیین ها به بازماندگان کمک می کنند واقعیت فقدان را در قالبی اجتماعی تجربه کنند.

ویلیام وردن، روانشناس و متخصص سوگ، در رویکرد تکلیف محور خود بر پذیرش واقعیت فقدان و سازگاری با زندگی پس از آن تاکید کرده است. وقتی مرگ فردی دور از وطن اتفاق می افتد، بازگشت پیکر می تواند برای برخی بازماندگان و دوستداران او معنای نمادین داشته باشد؛ گویی فاصله جغرافیایی میان مرگ و وداع کاهش یافته است.

چرا جامعه برای بعضی چهره ها بیشتر گریه می کند؟

هنرمندان در ساختن حافظه فرهنگی نقش دارند. حضور مداوم آنان در آثار نمایشی باعث می شود تصویرشان از زندگی شخصی فراتر رود و به بخشی از تجربه مشترک نسل ها تبدیل شود.

وقتی چنین چهره ای از دنیا می رود، مردم ممکن است درباره خاطرات مشترکشان گفت و گو کنند. این گفت و گوها گاهی احساس تعلق را تقویت می کنند و گاهی شکاف میان نسل ها را آشکار می سازند.

نکته مهم آن است که میزان اندوه عمومی معیار ارزش انسانی افراد نیست. مرگ هر انسان برای نزدیکانش می تواند عمیق باشد، حتی اگر نام او هرگز در رسانه ها منتشر نشود.

چرا گروه روانشناسی رکنا به این خبر می پردازد؟

زیرا سوگ چهره های فرهنگی فرصتی برای شناخت رابطه حافظه، هویت و فقدان است. بسیاری از افراد هنگام شنیدن چنین اخباری، ناخواسته با مسئله گذر عمر و پایان پذیری زندگی روبه رو می شوند. این مواجهه می تواند غم انگیز باشد، اما لزوما آسیب زا نیست. گاهی به بازنگری در روابط و ارزش های زندگی نیز منجر می شود.

پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان

ضروری است اطلاع رسانی درباره مراسم وداع و خاکسپاری هنرمندان دقیق و محترمانه باشد. همچنین حفظ و دسترس پذیر کردن آثار آنان می تواند به تداوم حافظه فرهنگی کمک کند. حریم خصوصی خانواده ها نباید قربانی کنجکاوی رسانه ای شود.

راهکار برای خانواده ها

اگر خبر درگذشت هنرمندی باعث اندوه یکی از اعضای خانواده شد، احساس او را کوچک نشمارید. گفت و گو درباره خاطرات، تماشای یکی از آثار و یادآوری تجربه های مشترک می تواند به بیان طبیعی سوگ کمک کند. کودکان نیز به توضیحی روشن، متناسب با سن و بدون توصیف های ترسناک نیاز دارند.

تلنگر روانشناختی

گاهی با رفتن یک هنرمند، متوجه می شویم فقط یک انسان را از دست نداده ایم زمان نیز بی صدا از کنارمان گذشته است. مهمترین پرسش این نیست که چرا از مرگ کسی که نمی شناختیم غمگین شدیم، بلکه این باشد که چه بخش هایی از زندگی خودمان را در چهره او جا گذاشته بودیم.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1259298
  • فیلم / قطع شدن دست یک مرد در قمه کشی خیابانی در تنکابن