فقر فقط جیب انسانها را خالی نمی کند/ گاهی آنها را از زندگی دیگران حذف می کند
دکتر مریم سامانی - روانشناس بالینی و استاد دانشگاه-
رکنا: فقر معمولا با عددهایی مثل درآمد، هزینه خوراک و اجاره سنجیده می شود. اما فشار اقتصادی فقط از مقدار پولی که در جیب می ماند خبر نمی دهد. برای بعضی افراد، دشواری مالی به تدریج شکل حضورشان در جمع را هم تغییر می دهد: دعوتی را رد می کنند، از دیدار دوستان فاصله می گیرند یا پاسخ دادن به پرسش ساده ای درباره کار و زندگی برایشان دشوار می شود. فقر، در کنار محدود کردن انتخاب ها، گاهی افراد را از نگاه دیگران پنهان می کند.
شرمی که از هزینه های کوچک ساخته می شود
انزوای اقتصادی همیشه با تصمیمی بزرگ آغاز نمی شود. گاهی با یک دعوت ساده شروع می شود که پاسخ مثبت به آن خرج رفت و آمد، لباس یا خوراک دارد. فرد چند بار می گوید گرفتار است، جلسه بعد را عقب می اندازد و بعد دیگر دعوتی دریافت نمی کند. هزینه حضور شاید برای دیگران ناچیز باشد، اما برای کسی که هر خرج را می سنجد، همین مبلغ می تواند بخشی از بودجه ضروری باشد.
وقتی این وضعیت تکرار می شود، فرد ممکن است از توضیح دادن خسته شود. او نمی خواهد هر بار درباره پول حرف بزند یا از دیگران کمک بخواهد. برای فرار از نگاه ترحم آمیز یا پرسش های ناخواسته، عقب می کشد. در اینجا شرم لزوما از خود فقر نمی آید؛ از این تصور می آید که باید وضعیت خود را پنهان کند تا همچنان محترم و پذیرفته بماند.
حذف شدن از فرصت ها
بسیاری از ارتباط های اجتماعی فقط برای تفریح نیستند. افراد از طریق دیدارها، گفت و گوها و رابطه های دوستانه از خبرهای شغلی، معرفی ها و فرصت های تازه باخبر می شوند. اگر فردی به دلیل هزینه یا خجالت از جمع فاصله بگیرد، ممکن است بخشی از همین فرصت ها را نیز از دست بدهد. در نتیجه، فشار مالی می تواند به کاهش ارتباط منجر شود و کاهش ارتباط، دسترسی فرد به حمایت و امکان های تازه را محدود کند.
این چرخه برای همه یکسان نیست. بعضی افراد در فشار اقتصادی شبکه حمایتی نزدیک تری دارند و با کمک خانواده یا دوستان از انزوا دور می مانند. اما برای کسی که چنین شبکه ای ندارد، گفتن من به کمک نیاز دارم ممکن است به اندازه خود مشکل سخت باشد. کمک خواستن گاهی با ترس از قضاوت یا مدیون شدن همراه می شود؛ به همین دلیل فرد ترجیح می دهد در سکوت با مسئله روبرو شود.
ارزشمندی انسان در حساب بانکی جا نمی شود
فرهنگ امروز اغلب موفقیت را از روی چیزهایی می سنجد که دیده می شوند: خانه، سفر، خرید، شغل و سبک زندگی. شبکه های اجتماعی نیز لحظه های پرزرق و برق را بیشتر به نمایش می گذارند تا دوره های تنگنا را. فردی که نمی تواند با این تصویر رقابت کند، ممکن است تصور کند از زندگی عقب افتاده یا چیزی برای عرضه به دیگران ندارد. این برداشت، واقعیت توانایی و ارزش او نیست؛ اما می تواند بر احساس تعلقش اثر بگذارد.
فشار اقتصادی همچنین توان ذهنی را مصرف می کند. کسی که باید هر روز میان پرداخت بدهی، خرید ضروری و هزینه درمان تصمیم بگیرد، ممکن است انرژی کمتری برای ارتباط و برنامه ریزی بلندمدت داشته باشد. این کاهش انرژی را نباید بی علاقگی یا ضعف شخصیت تعبیر کرد. ذهن درگیر بقا، بخش بزرگی از توجه خود را صرف مسئله فوری می کند.
چگونه رابطه را به کمک واقعی تبدیل کنیم؟
پاسخ اجتماعی به انزوای ناشی از فقر، فقط دعوت کردن نیست؛ مهم است شکل دعوت طوری باشد که حضور نیازمند خرج سنگین نباشد و فرد مجبور نشود درباره وضعیت مالی اش توضیح بدهد. دیداری ساده در خانه، قدم زدن یا فعالیتی کم هزینه می تواند راهی برای حفظ ارتباط باشد. اگر کسی کمک می خواهد، بهتر است پیشنهاد روشن و محترمانه باشد، نه ترحم آمیز و نمایشی.
در سطح گسترده تر، دسترسی به خدمات حمایتی، حمل و نقل، درمان و فرصت های شغلی بخشی از پیوند اجتماعی است. وقتی این امکانات دشوارتر می شوند، بار سازگاری به تنهایی بر دوش فرد می افتد. نمی توان از افراد خواست با مثبت اندیشی از شرایطی بیرون بیایند که انتخاب هایشان را محدود کرده است.
فقر افراد را از جمع بیرون نمی کند، اما می تواند هزینه حضور را آن قدر بالا ببرد که خودشان آرام آرام عقب بکشند. دیدن این فاصله نیازمند آن است که غیبت دوست، همکار یا خویشاوند را همیشه به بی علاقگی نسبت ندهیم. گاهی او دور نشده چون رابطه برایش مهم نیست؛ شاید ماندن در رابطه برایش پرهزینه شده است.
-
دارو نیست، پول نیست یا ارز منتقل نمیشود؟ پشت پرده سرگردانی بیماران در بازار دارو/ سخنگوی سازمان غذا و دارو توضیح داد + صوت
ارسال نظر