رکنا گزارش می دهد
حرا زیر آتش نفت؛ جنگی که آلودگیاش با آتشبس تمام نمیشود/ پروفسور نیما شکری: پاسخ به آلودگی نباید باعث ایجاد خسارت بیشتر شود
اجتماعی رکنا، پروفسور نیما شکری، استاد و رئیس گروه ژئوهیدروافورماتیک دانشگاه فناوری هامبورگ، با هشدار نسبت به رسیدن لکههای نفتی به جنگلهای حرا در قشم، تأکید میکند که در منطقهای مانند خلیج فارس، جنگ و بحران زیستمحیطی از یکدیگر جدا نیستند؛ زیرا آلودگی نفتی پس از نفوذ به ریشهها و رسوبات حرا میتواند سالها در زنجیرههای غذایی، آب و زیستبوم ساحلی باقی بماند و خسارت آن بسیار دیرتر از پایان جنگ آشکار شود.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، جنگ ممکن است با آتشبس متوقف شود، اما محیطزیست با صدور بیانیه بهبود پیدا نمیکند. لکههای نفتی حالا به جنگلهای حرا در قشم رسیدهاند؛ جایی که یک آلودگی سطحی میتواند به بحرانی عمیق در ریشهها، رسوبات، زنجیره غذایی و زیستبوم ساحلی تبدیل شود. پروفسور نیما شکری هشدار میدهد که برخی از زخمهای زیستمحیطی جنگ، بسیار دیرتر از خود جنگ آشکار میشوند و ممکن است سالها پس از خاموش شدن آتش، همچنان باقی بمانند.
آلودگی نفتی ایران؛ جنگ زخمهای زیستمحیطی بر جای میگذارد که آتشبس درمانشان نمیکند
پروفسور نیما شکری، استاد و رئیس گروه ژئوهیدروافورماتیک دانشگاه فناوری هامبورگ و پژوهشگر حوزه آب، خاک و محیطزیست، در یادداشتی که در رسانه علمی ـ تحلیلی The Conversation منتشر کرده، نسبت به پیامدهای زیستمحیطی آلودگیهای نفتی در سواحل جنوبی ایران هشدار داده است.
لکههای نفتی در امتداد سواحل جنوبی ایران به جنگلهای حرا در جزیره قشم رسیدهاند؛ در شرایطی که به گفته مقامات ایرانی، ابعاد آلودگی همچنان در حال ارزیابی است و منشأ دقیق آن مشخص نشده است. با این حال، از زمان آغاز جنگ میان آمریکا و ایران، چندین لکه نفتی در منطقه شناسایی شده است.
جنگلهای حرا در تنگه خوران، میان جزیره قشم و سرزمین اصلی ایران، قرار دارند؛ آبراهی حساس که در مجاورت تنگه هرمز، یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان، واقع شده است.
تنگه هرمز معمولاً از منظر ژئوپلیتیک و با مفاهیمی همچون نفت، کشتیرانی، انرژی و تجارت جهانی شناخته میشود، اما در پس این نقشه ژئوپلیتیکی، یک نقشه اکولوژیک کمتر دیدهشده نیز وجود دارد؛ منطقهای که زیستگاه جنگلهای حرا، صخرههای مرجانی، علفزارهای دریایی، آبزیان، شیلات و جوامع ساحلی است.
تنگه هرمز فقط یک گلوگاه انرژی نیست؛ یک گلوگاه اکولوژیک نیز هست. تداوم درگیری میتواند هر دو وجه این منطقه را همزمان در معرض خطر قرار دهد.
نفت در حرا؛ آلودگیای که بهسادگی پاک نمیشود
ورود نفت به آبهای آزاد یک رخداد جدی زیستمحیطی است، اما نفوذ نفت به اکوسیستمهای حرا شرایط متفاوتی ایجاد میکند.
جنگلهای حرا در مرز خشکی و دریا قرار گرفتهاند و ریشههای متراکم آنها جریان آب را کند و رسوبات را به دام میاندازد. همین ویژگی که حرا را به اکوسیستمی بسیار پربازده تبدیل کرده، موجب میشود آلایندهها نیز در آن به دام بیفتند.
نفتی که در سطح آب قرار دارد، تا حدی قابل جمعآوری است؛ اما هنگامی که نفت وارد سواحل و رسوبات ریزدانه شود، پاکسازی آن بسیار دشوارتر خواهد بود. آلودگی میتواند ریشهها و نهالهای حرا را آسیب بزند و موجوداتی را که در رسوبات زندگی میکنند یا از آنها تغذیه میکنند، در معرض آلودگی قرار دهد.
پیامدها نیز به حرا محدود نمیشود. ماهیها و پرندگان میتوانند از طریق زنجیرههای غذایی و اکولوژیک، حتی در مناطقی فراتر از محدوده مستقیم آلودگی، تحت تأثیر قرار گیرند.
قشم را نیز نمیتوان جدا از دیگر رخدادهای نفتی خلیج فارس بررسی کرد. در اوایل جنگ، لکه نفتی دیگری در نزدیکی جزیره خارگ در شمال خلیج فارس ردیابی شد و تصاویر ماهوارهای نشان دادند که جریانهای دریایی میتوانند آلودگی را از مسیر تنگه خوران به سوی جنگلهای حرا منتقل کنند.
پژوهشهای مبتنی بر دادههای ماهوارهای نیز از افزایش قابلتوجه فراوانی و گستره آلودگیهای نفتی در خلیج فارس از زمان آغاز جنگ حکایت دارد.
مهار آلودگی، پیش از پاکسازی
اولویت نخست در قشم باید مهار آلودگی و جلوگیری از ورود بیشتر نفت به جنگلهای حرا باشد. جلوگیری از نفوذ نفت به یک اکوسیستم پیچیده بین جزر و مدی، بسیار مؤثرتر از تلاش برای خارج کردن آن پس از نفوذ به سواحل و رسوبات است.
در کنار مهار، باید منشأ و ویژگیهای شیمیایی آلودگی مشخص و گستره مکانی آن نقشهبرداری شود. ترکیب پایش ماهوارهای با مشاهدات میدانی، نمونهبرداری از آب و رسوبات و ایجاد دادههای پایه از مناطق آسیبدیده و آسیبندیده، برای ارزیابی دقیق خسارت ضروری است.
وضعیت جنگلهای حرا، آبزیان و سایر شاخصهای اکولوژیک نیز باید در یک برنامه پایش بلندمدت بررسی شود.
با این حال، جنگ خود میتواند اجرای چنین اقداماتی را دشوار کند؛ زیرا دسترسی دانشمندان، سازمانهای محیطزیستی و تیمهای واکنش اضطراری به مناطق آسیبدیده ممکن است محدود شود.
از سوی دیگر، عملیات پاکسازی نباید خود به منبع تخریب جدید تبدیل شود.
تجربه نشت نفت «اکسون والدز» در سال ۱۹۸۹ در آلاسکا نشان داد که استفاده از روشهای تهاجمی مانند شستوشوی ساحل با آب داغ و فشار بالا، اگرچه بخشی از نفت را پاک میکند، میتواند آسیب بیشتری به زیستگاهها و موجودات ساحلی وارد کند. در جنگلهای حرا، که ریشهها و رسوبات آن نسبت به اختلالات فیزیکی حساساند، روشهای مشابه میتوانند خسارت را تشدید کنند.
خسارت محیطزیست با پایان جنگ تمام نمیشود
نباید تصور کرد که با تمیز شدن ظاهری ساحل، بحران زیستمحیطی نیز پایان یافته است.
در زمان جنگ، معمولاً خسارتهای محیطزیستی در اولویتهای پایینتر از مسائل نظامی، دیپلماتیک، انرژی و اقتصادی قرار میگیرند؛ اما چنین اولویتبندیای قابل دفاع نیست.
سیستمهای زیستمحیطی بخشی از زیرساخت حیاتی جوامع هستند.
جنگلهای حرا از سواحل محافظت میکنند و به پایداری اکوسیستمهای دریایی کمک میکنند. شیلات از معیشت و امنیت غذایی پشتیبانی میکند، خاک برای کشاورزی ضروری است، آبخوانها ذخیره آب را بر عهده دارند و آبهای ساحلی در برخی مناطق منبع آب مورد استفاده تأسیسات آبشیرینکن هستند.
اکوسیستمهای سالم، بخشی از ظرفیت تابآوری جوامع در برابر بیثباتی سیاسی و اقتصادیاند. تخریب آنها میتواند هزینههایی ایجاد کند که بسیار فراتر از دوره عملیات نظامی ادامه داشته باشد.
برخلاف یک پل، ساختمان یا خط لوله، یک اکوسیستم را نمیتوان صرفاً با تخصیص بودجه بازسازی کرد. یک جنگل حرای بالغ حاصل فرایندهای زیستی طولانیمدت است و بازگشت عملکردهای اکولوژیک ازدسترفته ممکن است سالها زمان ببرد؛ برخی تغییرات نیز ممکن است عملاً برگشتناپذیر باشند.
به همین دلیل، آنچه امروز در قشم رخ میدهد، مسئلهای فراتر از مرزهای ایران است.
هنوز شواهد کافی برای آنکه این آلودگی نفتی مشخص را یک «فاجعه اکولوژیک» بنامیم، در دست نیست. اما مسئله مهمتر این است که این رخداد چه هشداری با خود دارد.
در منطقهای که حجم عظیمی از هیدروکربنها، تردد متراکم دریایی، زیرساختهای حیاتی آب و اکوسیستمهای شکننده ساحلی در جغرافیایی محدود در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، نمیتوان خطر زیستمحیطی را از خطر ژئوپلیتیکی جدا کرد.
اگر درگیری ادامه یابد، احتمال حوادث بیشتر، آسیب به زیرساختها، آلودگی و اختلال در مدیریت محیطزیست افزایش خواهد یافت.
برخی پیامدها مانند سوختن کشتیها، سیاه شدن سواحل یا نابودی پوشش گیاهی بلافاصله دیده میشوند؛ اما بخش دیگری از خسارتها بهصورت خاموش و تدریجی در رسوبات، خاک، آبهای زیرزمینی، زنجیرههای غذایی و اکوسیستمهای تحت فشار انباشته خواهد شد.
این پیامدهای پنهان ممکن است در نهایت دشوارترین بخش بحران برای ترمیم باشند.
جنگها سرانجام پایان مییابند، اما پیامدهای زیستمحیطی آنها لزوماً با پایان عملیات نظامی پایان نمیگیرند.
-
سومین حالت از برنامههای مطرح شده در دولت برای مدیریت مصرف انرژی چیست؟
ارسال نظر