رکنا گزارش می دهد
فیلم / اینجا درد فقط بیماری نیست؛ روایت مردم از بیپناهی در بیمارستان امام خمینی/ همراهان بیماران: انگار برای درمان نیامدیم، برای جنگیدن با شرایط بیمارستان آمده ایم!/ دارو 500 هزار تومانی در بازار آزاد 5 میلیون تومان
اجتماعی رکنا، «بیمار داشتیم، اما باید دنبال تخت میگشتیم؛ نسخه داشتیم، اما باید دنبال دارو میدویدیم.» این بخشی از روایت همراهان بیماران در بیمارستان امام خمینی تهران است؛ مردمی که از ساعتها انتظار، کمبود امکانات اولیه، سرگردانی برای تهیه دارو و فشار هزینههای درمان میگویند؛ تجربهای که برای بسیاری از خانوادهها به یک آزمون فرسایشی تبدیل شده است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، بیمارستان امام خمینی تهران یکی از بزرگترین مراکز درمانی کشور و از مراکز ارجاع بیماران سخت و پیچیده است؛ اما روایت برخی بیماران و همراهانشان از تجربه حضور در این بیمارستان، تصویری از دشواریهای مسیر درمان ارائه میدهد؛ مسیری که گاهی از پیدا کردن تخت و پزشک آغاز میشود و به جستوجوی دارو در بازار آزاد میرسد.
یکی از همراهان بیمار که برای درمان یک بیمار ۸۰ ساله مبتلا به سرطان به این بیمارستان مراجعه کرده، میگوید: «بیمار ما پنج جلسه شیمیدرمانی کرده بود. بعد از یک زمینخوردگی، دست و پایش شکست. ابتدا در کرج به بیمارستان دولتی مراجعه کردیم، اما گفتند به دلیل بیماری زمینهای امکان عمل ندارند و باید به تهران برویم. بیمارستان میلاد هم پذیرش نکرد و گفتند شرایط بیمار پیچیده است و باید جای دیگری مراجعه کنیم.»
او ادامه میدهد:«از ساعت پنج صبح پشت در اتاق عمل امام خمینی بودیم تا بتوانیم یک پزشک پیدا کنیم و پذیرش بگیریم. تا ساعت ۹ صبح منتظر ماندیم. پزشکان همکاری کردند، اما مشکل اصلی نبود تخت بود. بیمار نیاز داشت سریع جراحی شود، اما امکان بستری فوری وجود نداشت.»
یکی دیگر از همراهان بیمار در این بیمارستان میگوید: «مشکل فقط تخت نیست. بعد از اینکه بیمار پذیرش میشود تازه دردسر دارو شروع میشود. یک داروی خاص لازم داشتیم؛ داروخانههای بزرگ مثل ۱۳ آبان و هلال احمر هم نداشتند. چند نفر دنبال دارو گشتند و در نهایت مجبور شدیم از بازار آزاد تهیه کنیم این یعنی دارو 500 هزار تومانی را 5 میلیون تومان در بازار آزاد خریدیم.»
او با اشاره به وضعیت همراهان بیماران میگوید: «در بیمارستانی با این حجم مراجعه، حتی یک صندلی مناسب برای همراه بیمار وجود ندارد. پشت سالن اتاق عمل مردم روی کارتنهای سرم مینشینند یا میخوابند. همراه بیمار ساعتها و گاهی شب تا صبح منتظر میماند، اما حداقل امکانات برای استراحت ندارد.»
یک همراه دیگر که از شهرستان برای درمان به تهران آمده، میگوید: «ما فقط بیمار نداریم؛ یک خانواده گرفتار داریم. باید دنبال پزشک، تخت، دارو و هزینه باشیم. کسی که آشنا ندارد یا توان مالی ندارد، واقعاً نمیداند باید از کجا شروع کند.»
یکی از بیماران بستری نیز از شلوغی بخشها گلایه دارد: «تعداد بیماران خیلی زیاد است. پرستاران و پزشکان فشار زیادی تحمل میکنند، اما این حجم بیمار باعث شده رسیدگی سخت شود. گاهی برای یک سؤال ساده باید مدت زیادی منتظر بمانیم.»
همراهان بیماران میپرسند: «اگر یک خانواده کمدرآمد یا یک بازنشسته با چنین شرایطی مواجه شود، چگونه باید هزینه دارو و درمان را تأمین کند؟ آیا باید داراییهایش را بفروشد تا فقط بتواند روند درمان را ادامه دهد؟»
روایت این بیماران، پرسشهایی درباره ظرفیت بیمارستانهای دولتی، دسترسی عادلانه به دارو، امکانات رفاهی همراهان و حمایت مالی از خانوادههایی که با بیماریهای سخت دستوپنجه نرم میکنند، مطرح میکند.