رکنا گزارش می دهد
هدف بعدی: زندگی و معیشت مردم/ موشکها فقط سازهها را نمیزنند؛ آینده اقتصادی یک ملت را نشانه میروند + فیلم
اجتماعی رکنا، در جنگها همیشه نخستین تصاویر، انفجارها و دودهاست؛ اما پشت هر پل فرو ریخته، هر تونل مسدودشده و هر مسیر ریلی آسیبدیده، میلیونها زندگی روزمره متوقف میشود. حمله به زیرساختهای حیاتی فقط تخریب یک سازه نیست؛ ضربهای مستقیم به اقتصاد، معیشت، درمان، تجارت و امنیت غذایی مردم است. اکنون یک پرسش فراتر از مرزها مطرح است: اگر حقوق بینالملل برای حفاظت از انسانها در سختترین روزهای جنگ نوشته شده، چرا جهان در برابر آسیب به شریانهای زندگی مردم فقط نظارهگر مانده است؟
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در نگاه اول، تصویر یک پل تخریب شده فقط یک سازه آسیب دیده را نشان میدهد؛ اما در واقعیت، هر پل، تونل یا مسیر ریلی بخشی از شبکه زندگی میلیون ها انسان است.
در روزهای اخیر، گزارش هایی درباره هدف قرار گرفتن بخش هایی از زیرساخت های حملونقل ایران منتشر شده است؛ از تونل شهید میرزایی در محور بندرعباس–حاجیآباد گرفته تا پلهای مسیرهای بندرعباس–سیرجان، بندرعباس–خمیر–لار، کهورستان–لار، بندرخمیر–کشار–بندرعباس، پل روستای مارو در خمیر، پل راهآهن آققلا، زیرساختهای فرودگاهی و دریایی چابهار.
اما سؤال اصلی این است،هزینه واقعی این تخریبها را چه کسی پرداخت میکند؟ پاسخ روشن است؛ شهروندی که ساعت ها بیشتر در جاده میماند، کارگری که دیرتر به محل کار میرسد، راننده ای که سوخت بیشتری مصرف میکند، تولیدکنندهای که کالایش دیرتر به بازار میرسد و خانوادهای که هر روز با افزایش هزینه زندگی مواجه میشود.
هر پل تخریبشده، یک زنجیره اقتصادی آسیبدیده است
اقتصاد فقط کارخانه و بانک نیست؛ اقتصاد از مسیرهایی ساخته میشود که کالا، انسان و خدمات را جابهجا میکنند. وقتی یک مسیر اصلی مسدود میشود، هزینه حملونقل افزایش پیدا میکند. کامیونها مجبور به استفاده از مسیرهای جایگزین میشوند، زمان انتقال کالا بالا میرود و هزینه سوخت و استهلاک افزایش پیدا میکند.
در کشوری که بخش بزرگی از اقتصاد آن به حملونقل جادهای وابسته است، حتی یک روز اختلال در مسیرهای حیاتی میتواند به افزایش هزینه تولید و فشار بیشتر بر قیمت کالاها منجر شود.
مطالعات مربوط به آسیب زیرساختهای حملونقل در جنگ ها نشان میدهد که خسارت فقط هزینه بازسازی نیست؛ افزایش زمان سفر، کاهش دسترسی و اختلال زنجیره تأمین نیز بخش مهمی از زیان اقتصادی است.
جنوب ایران؛ جایی که فاصله یک پل تا سفره مردم کوتاه است
هرمزگان فقط یک استان روی نقشه نیست؛ یکی از مهمترین مسیرهای ارتباطی ایران با بنادر، تجارت، صادرات و زندگی میلیونها نفر است.وقتی یک پل در مسیرهای جنوبی آسیب میبیند، موضوع فقط چند کیلومتر آسفالت و بتن نیست. یک کامیون حامل کالا ممکن است ساعتها یا روزها تأخیر داشته باشد.
یک کشاورز ممکن است برای رساندن محصولش هزینه بیشتری پرداخت کند.یک بیمار ممکن است مسیر طولانیتری تا درمان طی کند.در مناطق محرومتر، هر اختلال کوچک، اثر بزرگتری دارد؛ زیرا مردم پیش از این نیز با محدودیتهای اقتصادی و کمبود امکانات روبهرو بودهاند.
حقوق بینالملل جنگ؛ غیرنظامیان نباید هزینه تصمیمهای نظامی را بدهند
حقوق بینالملل بشردوستانه حتی در زمان جنگ، یک اصل اساسی دارد و آن اینکه حفاظت از غیرنظامیان و اموال غیرنظامی. بر اساس اصول تفکیک و تناسب، طرفهای درگیر باید میان اهداف نظامی و زیرساختهایی که برای زندگی مردم ضروری هستند تفاوت قائل شوند. حتی اگر یک زیرساخت کاربرد دوگانه داشته باشد، حمله به آن نیازمند بررسی دقیق ضرورت نظامی و میزان خسارت احتمالی به غیرنظامیان است.
پرسش حقوقی اینجاست که آیا قطع یک مسیر ارتباطی که هزاران نفر هر روز از آن استفاده میکنند، فقط یک اقدام نظامی است یا اقدامی با پیامدهای گسترده انسانی؟
خسارت جنگ فقط با مترمربع و تن آهن محاسبه نمیشود
در گزارشهای جنگی معمولاً تعداد ساختمانهای آسیبدیده یا ارزش تجهیزات از بین رفته اعلام میشود؛ اما بخش مهمتر، خسارت انسانی است.یک پل که تخریب میشود، یعنی،افزایش هزینه رفتوآمد برای هزاران نفر؛ کاهش بهرهوری نیروی کار؛ افزایش هزینه انتقال کالا؛ فشار بیشتر بر قیمت کالاهای اساسی؛دشوارتر شدن دسترسی مردم مناطق دورتر به خدمات.
اقتصاددانان از این خسارتها به عنوان «هزینههای غیرمستقیم جنگ» یاد میکنند؛ هزینههایی که شاید در تصاویر دیده نشوند، اما در زندگی روزانه مردم احساس میشوند.
جهان فقط تماشا میکند؛ سکوت در برابر تخریب زندگی غیرنظامیان
یکی از پرسشهای جدی افکار عمومی این است.وقتی زیرساختهای حیاتی یک کشور آسیب میبیند و زندگی مردم عادی تحت تأثیر قرار میگیرد، نقش جامعه جهانی چیست؟
حقوق بینالملل فقط مجموعهای از متنها و کنوانسیونها نیست؛ آزمونی برای اراده سیاسی جهان است.اگر قواعد جنگ فقط روی کاغذ باقی بمانند، قربانی اصلی آن مردم عادی خواهند بود؛ همانهایی که نه تصمیمگیر جنگ هستند و نه نقشی در آغاز آن داشتهاند.
سکوت جامعه جهانی در برابر آسیب به زیرساختهای غیرنظامی، این خطر را ایجاد میکند که حفاظت از انسانها در جنگ، جای خود را به منطق قدرت بدهد.
بازسازی پلها ممکن است؛ بازسازی زندگی مردم زمان میبرد
پلها دوباره ساخته میشوند. جادهها دوباره آسفالت میشوند. ریلها دوباره تعمیر میشوند. اما زندگی خانوادههایی که در اثر ناامنی، گرانی، اختلال اقتصادی و ترس روزمره آسیب دیدهاند، با یک پروژه عمرانی به حالت قبل بازنمیگردد.
در نهایت، مهمترین پرسش حقوقی و انسانی این جنگها همین است که آیا جهان میخواهد فقط درباره پیروزی و شکست ارتشها صحبت کند، یا هنوز برای رنج انسانهایی که زیر سایه جنگ زندگی میکنند، مسئولیتی قائل است؟