در گفت و گوی رکنا با کارشناس حوزه آب بررسی شد
دریاچه ارومیه معلق میان مرگ و زندگی / نیکزاد : نقشه راه احیای ارومیه در گرو اصلاح نظام مدیریت منابع آب است
رکنا، وضعیت شکننده دریاچه ارومیه در سالهای اخیر، موضوعی است که بار دیگر بحث بر سر ناتوانی طرحهای احیا را به میان آورده است. مینا نیکزاد، کارشناس حوزه آب، در گفتوگو با رکنا با بررسی دادههای ماهوارهای و هیدرولوژیک، وضعیت فعلی دریاچه را «معلق میان مرگ و زندگی» توصیف کرد. به گفته این کارشناس، توسعه بیرویه کشاورزی و سدسازی در بالادست، دریاچه ارومیه را از حقابه زیستمحیطی خود محروم کرده و باعث شده حتی سالهای پربارش نیز تنها فرصتی گذرا برای تنفس این دریاچه باشد، نه راهی برای نجات پایدار آن.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، تصاویر ماهوارهای از حوضه آبریز دریاچه ارومیه، روایتی متناقض را به تصویر میکشد؛ در حالی که بارشهای اخیر بارقهای از امید را در دل بستر خشکیده دریاچه روشن کرده است، دادههای هیدرولوژیک گویای حقیقتی عمیقتر است که بقای این زیستبوم را تنها در گرو اصلاحات ساختاری در مدیریت تقاضای آب میداند.
دریاچه ارومیه؛ نفسهای موقت در سایه مصرف بیوقفه آب
مینا نیکزاد کارشناس حوزه آب در گفت و گو با رکنا در خصوص وضعیت فعلی دریاچه ارومیه با بررسی روند وضعیت سالهای اخیر این دریاچه گفت:"دریاچه ارومیه همچنان در مرز بقا ایستاده است؛ پهنهای آبی که سالهاست میان مرگ و زندگی معلق مانده و هر دوره ترسالی، تنها فرصتی کوتاه برای نفسکشیدن آن فراهم میکند. مسئله اصلی اینجاست که آب، پیش از آنکه به مقصد نهایی خود در دریاچه ارومیه برسد، در مسیر حوضه آبریز وارد چرخه مصرف میشود. توسعه سطح زیر کشت، وابستگی معیشت کشاورزان به کشاورزی آبی و گسترش شبکههای آبیاری سدها، امروز به مهمترین ترمزهای احیای پایدار این دریاچه تبدیل شدهاند."
وی افزود: "بررسی سریزمانی تصاویر ماهوارهای، تصویری روشن از فراز و فرود پهنه آبی دریاچه ارومیه ارائه میدهد. این دریاچه تا اوایل دهه ۱۳۸۰، اکوسیستمی نسبتاً پایدار و گسترده داشت، اما از میانه همان دهه روند کاهش سطح آب آغاز شد. این روند در دهه ۱۳۹۰ به نقطه بحرانی رسید؛ دورهای که وسعت پهنه آبی دریاچه به کسری از محدوده تاریخی خود کاهش یافت و بحران ارومیه به یکی از جدیترین چالشهای محیطزیستی کشور تبدیل شد.
افزایش بارشها در حوضه آبریز و رشد روانابها در برخی سالها، بیتردید به بهبود نسبی تراز و حجم آب دریاچه نسبت به سالهای خشک اخیر کمک کرده است. با این حال، مقایسه وضعیت فعلی با شرایط پایدار دهههای ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ نشان میدهد که مسیر احیا همچنان طولانی است. اتکا به یک یا دو سال پربارش، نمیتواند نشانهای از بازگشت کامل دریاچه باشد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هر بهبود موقت، در نبود مدیریت پایدار منابع آب، میتواند بهسرعت از دست برود."
مینا نیکزاد تاکید داشت : "از منظر هیدرولوژیک، وضعیت دریاچه ارومیه را نمیتوان تنها با خشکسالی توضیح داد. تبخیر در فصل گرم، یکی از عوامل مهم خروج آب از دریاچه است، اما بحران امروز ارومیه فراتر از یک فرآیند طبیعی قرار دارد. آنچه آینده این دریاچه را تعیین میکند، توازن میان منابع آب تجدیدپذیر و میزان مصرف آب در حوضه آبریز است؛ توازنی که در دهههای اخیر بهطور جدی برهم خورده است.
در چند دهه گذشته، توسعه گسترده کشاورزی آبی، افزایش سطح زیر کشت، برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی و سطحی و تغییر الگوی تخصیص آب، فشار فزایندهای بر منابع آبی حوضه وارد کرده است. در بسیاری از زیرحوضهها، آب پیش از رسیدن به دریاچه، در بخش کشاورزی و مصارف شرب مصرف میشود. به این ترتیب، دریاچهای که باید دریافتکننده نهایی جریانهای طبیعی حوضه باشد، از بخش مهمی از حقابه خود محروم میماند."
وی با اشاره به اینکه سدها نیز بخشی از این معادله پیچیدهاند ادامه داد: " احداث سدها در حوضه آبریز دریاچه ارومیه با اهدافی مانند تأمین آب شرب، توسعه کشاورزی و کنترل سیلاب انجام شده است، اما ذخیره و تخصیص آب در بالادست، در کنار توسعه شبکههای آبیاری، سهم جریانهای طبیعی ورودی به دریاچه را بهشدت کاهش داده است. در چنین شرایطی، حتی در سالهای پربارش نیز بخش قابل توجهی از آب ورودی به حوضه، پیش از رسیدن به دریاچه مصرف میشود و اثر ترسالی بر احیای پایدار دریاچه محدود میماند.
در سوی دیگر این بحران، معیشت هزاران خانوار قرار دارد که به کشاورزی وابستهاند. کشاورزی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه، تنها یک فعالیت اقتصادی نیست؛ بخشی از ساختار اجتماعی و معیشتی منطقه است. همین وابستگی، مدیریت مصرف آب را به یکی از پیچیدهترین چالشهای احیای دریاچه تبدیل کرده است. هر برنامهای که برای نجات ارومیه تدوین شود، اگر معیشت کشاورزان، افزایش بهرهوری آب و تغییر تدریجی الگوی کشت را نادیده بگیرد، با موانع جدی اجتماعی و اجرایی روبهرو خواهد شد."
وی در پایان گفت:"در چنین وضعیتی، مسئله اصلی ظرفیت واقعی حوضه برای تأمین حقابه زیستمحیطی دریاچه است. تداوم توسعه کشاورزی، برداشت از منابع آب سطحی و زیرزمینی و تخصیص آب در بالادست، بدون توجه به نیازهای اکولوژیک دریاچه، احیای ارومیه را به روندی ناپایدار تبدیل میکند. تا زمانی که این الگو اصلاح نشود، هر دوره ترسالی تنها به منزله فرصتی موقت برای بهبود وضعیت دریاچه خواهد بود.
احیای واقعی دریاچه ارومیه از مسیر بارشهای مقطعی نمیگذرد. آینده این دریاچه به اصلاح الگوی توسعه، مدیریت تقاضای آب، افزایش بهرهوری در بخش کشاورزی و بازگرداندن حقابه زیستمحیطی آن وابسته است. دریاچه ارومیه برای بازگشت به حیات پایدار، بیش از باران، به تصمیمهای پایدار در مدیریت آب نیاز دارد."
به گزارش رکنا، بحران دریاچه ارومیه در واقع بازتابی از چالشهای کلان مدیریت منابع آب در ایران است. این پهنه آبی، اکنون به آزمونی برای سنجش توانایی نظام تصمیمگیری در اولویتبندی نیازهای اکولوژیک بر خواستههای توسعهطلبانه تبدیل شده است. احیای واقعی این زیستبوم، فراتر از وعدهها و طرحهای اجرایی، مستلزم بازنگری در الگوی کشاورزی و پذیرش این واقعیت است که تداوم حیات دریاچه، شرطِ ضروریِ بقای تمامی فعالیتهای اقتصادی در این حوضه آبریز است. این حقیقت تلخ و غیرقابل انکار، ضرورت اقدامِ فوری و هماهنگ را بیش از هر زمان دیگری آشکار میکند.
-
طوفان های شدید شمال مکزیک را درنوردید + فیلم