عضو هیات علمی گروه زیستشناسی دریا دانشگاه تربیت مدرس در گفتوگو با رکنا:
ورود مشکوک گونه مارماهی در معرض انقراض به دریای خزر / به احتمال زیاد به صورت مصنوعی تکثیر و سپس در این دریا رهاسازی شده اند
رکنا: پژوهش دانشگاه تربیت مدرس نشان داد مارماهی اروپایی موجود در دریای خزر بهجای مهاجرت طبیعی، به احتمال زیاد بهصورت مصنوعی در این دریا رهاسازی شده و توان تکثیر طبیعی ندارد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، حضور یک گونه غیربومی و در معرض خطر انقراض به دریای خزر، پرسشهایی را برای پژوهشگران ایجاد کرده بود؛ اینکه مارماهی اروپایی چگونه سر از این پهنه آبی بسته درآورده است؟ آیا مسیر طبیعی مهاجرت خود را گم کرده یا بهصورت عمدی در خزر رهاسازی شده است؟ برای پاسخ به این پرسش، پژوهشگران دانشگاه تربیت مدرس با بررسی «جعبه سیاه» بدن ماهی، به نتایجی رسیدند که ابعاد تازهای از این ماجرا را روشن میکند. در همین رابطه با محمدصادق علوییگانه، عضو هیات علمی گروه زیستشناسی دریا در دانشگاه تربیت مدرس گفتوگو کردهایم.
محمدصادق علوییگانه، عضو هیات علمی گروه زیستشناسی دریا در دانشگاه تربیت مدرس در گفتوگو با رکنا گفت: مارماهی اروپایی گونهای شناختهشده در جهان است که به دلیل الگوی مهاجرتی بسیار خاص خود شهرت دارد. این ماهی بیشتر زندگیاش را در رودخانههای آب شیرین سپری میکند؛ اما برای تولیدمثل، مهاجرتی طولانی به سمت دریای سارگاسو در غرب اقیانوس اطلس و نزدیکی خلیج مکزیک انجام میدهد.
وی افزود: لاروهای این گونه پس از تولد همراه جریان اقیانوسی گلف استریم حرکت میکنند، به سواحل اروپا و دریای مدیترانه میرسند و سپس وارد رودخانهها میشوند تا رشد کرده و به بلوغ برسند. بعد از آن دوباره برای تخمریزی به اقیانوس بازمیگردند. به همین دلیل وقتی نمونههایی از این گونه در دریای خزر مشاهده شد، پرسش مهمی برای ما شکل گرفت که این ماهی چگونه وارد یک دریای بسته شده است.
علوییگانه ادامه داد: درباره حضور این گونه در خزر دو فرضیه مطرح بود. فرضیه نخست این بود که تعداد محدودی از این ماهیها بهصورت تصادفی مسیر مهاجرت خود را تغییر داده و از طریق کانالهای آبی ایجادشده توسط روسیه، از مسیر رودخانه دن، دریای آزوف، دریای سیاه و رودخانه ولگا وارد خزر شده باشند.
وی گفت: فرضیه دوم بر این اساس بود که این ماهیها بهصورت دستی و توسط برخی کشورها وارد دریای خزر شدهاند. در گذشته چنین اقداماتی با هدف تقویت ذخایر صیادی انجام میشد و برخی کشورها گونههایی را برای بهرهبرداری اقتصادی به محیطهای جدید منتقل میکردند.
این عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس افزود: برای بررسی این موضوع از استخوانی در بدن ماهی به نام «سنگریزه شنوایی» یا اتولیت استفاده کردیم. این استخوان در گوش داخلی ماهی قرار دارد و مانند جعبه سیاه هواپیما، اطلاعاتی از شرایط زیستی ماهی را در طول زندگی ثبت میکند.
![]()
وی توضیح داد: در اتولیت، لایههای رشد مشابه حلقههای تنه درخت شکل میگیرد. تغییرات ترکیب شیمیایی این استخوان در خلال رشد مورد بررسی قرار گرفت. نسبت برخی عناصر مانند استرانسیوم به کلسیم میتواند نشان دهد ماهی در مراحل مختلف زندگی خود در آب شور یا آب شیرین زندگی کرده است.
علوییگانه اظهار کرد: نتایج نشان داد این ماهیها بلافاصله پس از مراحل اولیه رشد، شرایط شوری پایین مشابه دریای خزر را تجربه کردهاند. اگر مسیر طبیعی مهاجرت را طی کرده بودند، باید اثرات شوری بالای دریای مدیترانه و دریای سیاه در ساختار اتولیت آنها ثبت میشد؛ اما چنین نشانهای مشاهده نشد.
وی تاکید کرد: این یافته نشان میدهد که مارماهیهای اروپایی موجود در خزر به احتمال زیاد بهصورت مصنوعی تکثیر و سپس در این دریا رهاسازی شدهاند.
این پژوهشگر حوزه زیستشناسی دریا با اشاره به وضعیت حفاظتی این گونه گفت: مارماهی اروپایی در فهرست گونههای تحت کنترل کنوانسیون تجارت گونههای در معرض خطر (CITES) قرار دارد و از سوی اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت در وضعیت «در بحران انقراض» طبقهبندی شده است. به همین دلیل هرگونه جابهجایی، تکثیر یا تجارت آن باید تحت نظارت شدید انجام شود.
وی افزود: از سوی دیگر، دریای خزر اکوسیستم حساس و دارای گونه های متعدد بوم زاد است؛ لذا ورود گونههای شکارچی میتواند تعادل آن را بر هم بزند. مارماهی اروپایی نیز گونهای گوشتخوار و شکارچی است و میتواند بر زنجیره غذایی تاثیر گذار باشد.
علوییگانه در پایان گفت: البته یک نکته امیدوارکننده وجود دارد. این ماهی برای تکمیل چرخه زندگی و تولیدمثل نیاز دارد به اقیانوس بازگردد؛ اما در دریای خزر امکان انجام این چرخه را ندارد. ما طی دو سال فقط پنج نمونه جمعآوری کردیم و بررسی گنادهای آنها نشان داد هیچکدام به بلوغ جنسی نرسیدهاند. به نظر میرسد جمعیت این گونه در خزر افزایش پیدا نکرده و همان تعداد که رهاسازی شدهاند، به مرور در حال صید هستند.
وی درباره قوانین بینالمللی نیز گفت: انتقال گونههای در معرض خطر و ورود آنها به زیستگاههای جدید نیازمند مجوزهای بسیار سختگیرانه است و چنین اقداماتی بدون نظارت و مجوزهای لازم نباید انجام شود. نتایج این پژوهش در شماره اخیر مجله علمی تحقیقات دریاچه های بزرگ Journal of Great Lakes Research منتشر شده است.
ارسال نظر