گزارش رکنا به مناسبت روز پسر
پسران امروز، مردان فردا؛ جامعهای که از آنها انتظار دارد اما راهی نشان نمیدهد
رکنا، ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، روزی که در تقویم رسمی نامی ندارد اما در زندگی اجتماعی امروز به نام «روز پسر» شناخته میشود. روز جهانی پسران فرصتی است برای نگاه دوباره به واقعیتی که کمتر درباره آن سخن گفته میشود؛ دنیای پیچیده پسرانی که در میانه تغییرات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جهان معاصر در حال رشدند. نسلی که از یک سو زیر بار انتظارات سنتی جامعه برای موفقیت، قدرت و تأمین اقتصادی قرار دارد و از سوی دیگر با بازار کار نامطمئن، فشارهای روانی، بحران هویت و الگوهای متغیر مردانگی روبهرو است. در چنین شرایطی، زندگی پسران امروز به میدان تعارضی تبدیل شده است میان آنچه جامعه از آنها میخواهد و آنچه ساختارهای جدید جهان برایشان امکانپذیر میکند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در تقویم رسمی شاید عنوانی مستقل نداشته باشد، اما شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، همزمان با ۱۶ می ۲۰۲۶، در شبکههای اجتماعی به نام «روز پسر» ثبت شده است؛ روزی که بیش از یک مناسبت نمادین، بهانهای برای مکث بر موقعیت اجتماعی نسل تازهای از پسران ایرانی است. نسلی که میان سنت و مدرنیته، میان فشار مسئولیت و تمنای رؤیا، در حال تعریف دوباره خود است.
در بسیاری از خانوادههای ایرانی، هنوز هم از پسر انتظار میرود «ستون خانه» باشد؛ حتی پیش از آنکه قد بکشد. واژههایی چون «مرد باش»، «قوی باش»، «اشکت را پنهان کن» سالهاست در گوش پسران زمزمه میشود. این فرهنگ شفاهی، گرچه ریشه در تاریخ و ساختارهای قدیمی دارد، اما در جهان امروز با چالشهای جدی روبهرو شده است.
روز جهانی پسران در تقویمهای غیررسمی جهانی فرصتی است برای نگریستن به قلمرویی از جامعه که اغلب میان دو تصویر متناقض گرفتار شده است؛ از یک سو انتظار قدرت، استقلال و موفقیت، و از سوی دیگر واقعیت نسل جوانی که در میان فشارهای اقتصادی، تحولات فرهنگی و بحرانهای هویتی، در حال بازتعریف جایگاه خود در جهان معاصر است. دنیای پسران امروز، دیگر همان دنیای نسلهای پیشین نیست. جامعهای که از آنها انتظار «مرد شدن» دارد، در عین حال مسیرهای سنتی مرد شدن را نیز دگرگون کرده است. این تضاد، بستر بسیاری از چالشهای فردی و اجتماعی آنان شده است.
پسران در میانه فروپاشی الگوهای سنتی مردانگی
برای دهههای طولانی، تصویر اجتماعی از پسران بر پایه الگوهای مشخصی شکل گرفته بود، نانآور بودن، اقتدار در خانواده، استقلال اقتصادی و توانایی کنترل عاطفه. اما در جهان امروز، بسیاری از این الگوها دیگر کارکرد سابق را ندارند. بازار کار دگرگون شده، نقشهای جنسیتی تغییر کرده و ساختار خانواده در بسیاری از جوامع در حال تحول است.
در چنین شرایطی، بسیاری از پسران جوان با نوعی خلأ هویتی مواجهاند. جامعه هنوز از آنها انتظار دارد که مسئولیت اقتصادی و اجتماعی سنگینی را بر عهده بگیرند، اما ابزارها و مسیرهای تحقق این انتظار، بیش از گذشته مبهم و پیچیده شده است. جامعهشناسان از این وضعیت با عنوان «بحران مردانگی مدرن» یاد میکنند؛ وضعیتی که در آن هویت مردانه در حال بازتعریف است، اما هنوز مدل جایگزین پایداری شکل نگرفته است.
فشار اقتصادی و اضطراب آینده
یکی از مهمترین محورهای تجربه زیسته پسران در جهان امروز، اضطراب اقتصادی است. در بسیاری از کشورها، بهویژه در جوامع در حال توسعه، نرخ بیکاری جوانان بالا است و مسیرهای سنتی اشتغال پایدار تضعیف شدهاند. در چنین شرایطی، پسران نوجوان و جوان از همان سالهای مدرسه با نوعی فشار نامرئی مواجه میشوند؛ فشاری که به آنها یادآوری میکند باید در آینده «موفق» باشند.
این فشار اقتصادی تنها به موضوع شغل محدود نمیشود. هزینههای بالای زندگی، دشواری تشکیل خانواده و نااطمینانی نسبت به آینده مالی، تصویری از آینده را شکل میدهد که برای بسیاری از پسران مبهم و حتی نگرانکننده است. پژوهشهای اجتماعی در سالهای اخیر نشان میدهد که اضطراب مالی یکی از عوامل مهم استرس روانی در میان مردان جوان محسوب میشود.
سکوت عاطفی و بحران سلامت روان
یکی از آسیبهای کمتر دیدهشده در دنیای پسران، مسئله سلامت روان است. بسیاری از فرهنگها هنوز هم از پسران انتظار دارند احساسات خود را پنهان کنند. جملههایی مانند «مرد که گریه نمیکند» یا «قوی باش» در بسیاری از جوامع بهطور ناخودآگاه به پسران آموزش داده میشود.
نتیجه چنین الگوهایی اغلب نوعی سکوت عاطفی است؛ وضعیتی که در آن پسران یاد میگیرند درباره ترسها، شکستها یا اضطرابهای خود صحبت نکنند. جامعهشناسان معتقدند این سرکوب عاطفی میتواند در بلندمدت به بروز مشکلاتی مانند افسردگی، رفتارهای پرخطر یا خشونت منجر شود.
در بسیاری از کشورها آمار مرگ های خودخواسته در میان مردان جوان بالاتر از زنان گزارش شده است؛ پدیدهای که برخی پژوهشگران آن را با همین فشارهای فرهنگی مرتبط میدانند.
فضای مجازی و شکلگیری هویتهای جدید
نسل امروز پسران در محیطی رشد میکند که فضای مجازی یکی از مهمترین عرصههای شکلگیری هویت است. شبکههای اجتماعی، بازیهای آنلاین و رسانههای دیجیتال، تصاویری از موفقیت، ثروت و سبک زندگی را بازتولید میکنند که اغلب دستنیافتنی به نظر میرسند.
این فضا از یک سو امکان دسترسی به اطلاعات و شبکههای اجتماعی گسترده را فراهم کرده است، اما از سوی دیگر میتواند منبع مقایسههای دائمی و احساس ناکامی باشد. بسیاری از پسران جوان خود را با الگوهای اغراقآمیز موفقیت در اینترنت مقایسه میکنند؛ الگویی که اغلب با واقعیت زندگی روزمره فاصله دارد.
پسران و مسئله خشونت اجتماعی
یکی از موضوعاتی که در مطالعات اجتماعی درباره پسران مطرح میشود، ارتباط میان هویت مردانه و رفتارهای پرخطر است. آمار بسیاری از جرائم خشونتآمیز در جهان نشان میدهد که عاملان این جرائم در اغلب موارد مردان جوان هستند.
برخی پژوهشگران این مسئله را به الگوهای فرهنگی مرتبط میدانند که خشونت، رقابت افراطی یا قدرتنمایی را بخشی از مردانگی تلقی میکنند. در چنین فضایی، برخی پسران برای اثبات خود به رفتارهای پرخطر یا خشونتآمیز روی میآورند.
با این حال بسیاری از جامعهشناسان تأکید میکنند که مسئله نه در ذات پسران، بلکه در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی است که نوع خاصی از مردانگی را ترویج میکنند.
انتظارات جامعه و بار مسئولیت
در بسیاری از فرهنگها، پسران از کودکی با انتظارات سنگینی مواجهاند. خانوادهها از آنها انتظار دارند ستون آینده خانواده باشند. جامعه از آنها انتظار رقابت، موفقیت و استقلال دارد.
این انتظارات در حالی مطرح میشود که مسیرهای تحقق آن دشوارتر از گذشته شده است. نتیجه چنین تضادی، شکلگیری نوعی فشار اجتماعی مضاعف است؛ فشاری که هم از سوی خانواده و هم از سوی ساختارهای اقتصادی و فرهنگی وارد میشود.
نسل جدید پسران در جستوجوی معنای تازه مردانگی
در برابر همه این چالشها، نشانههایی از تغییر نیز دیده میشود. بسیاری از پسران نسل جدید در حال بازتعریف مفهوم مردانگی هستند. آنها بیش از نسلهای گذشته درباره احساسات خود صحبت میکنند، به برابری جنسیتی توجه نشان میدهند و نقشهای سنتی را به چالش میکشند.
در این میان، آموزش و سیاستگذاری اجتماعی نقش مهمی دارد. اگر نظامهای آموزشی و فرهنگی بتوانند الگوهای سالمتری از مردانگی را ترویج کنند، امکان شکلگیری نسلی از پسران فراهم میشود که هم مسئولیتپذیر باشند و هم از سلامت روان و اجتماعی بیشتری برخوردار شوند.
در نهایت، مسئله پسران تنها مسئله یک جنسیت نیست، بلکه مسئله تعادل اجتماعی است. جامعهای که به نیازها، دغدغهها و آسیبهای پسران توجه نکند حتی آسیب های جسمی، در واقع بخشی از سرمایه انسانی خود را نادیده گرفته است. درک پیچیدگیهای دنیای پسران امروز، گامی ضروری برای ساختن آیندهای است که در آن نسل جوان بتواند با امید، امنیت و هویت روشنتری به زندگی نگاه کند.
ارسال نظر