سقوط سرانه آب/  فرونشست ۳۰ سانتی‌متری زمین/ خشک‌شدن ۴۰۰ دشت/ وقتی اقلیم، اقتصاد و مدیریت منابع در یک نقطه بحرانی به هم می‌رسند
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  هوای داغ بر شهرهای ایران سنگینی می‌کند. تابستان‌ها طولانی‌تر شده‌اند، باران‌ها بی‌قاعده‌تر باریده‌اند و زمین، آرام و بی‌صدا، در حال عقب‌نشینی است.

 باد از روی بسترهای خشک تالاب‌ها عبور می‌کند و ذرات ریز خاک را در آسمان شهرها می‌پراکند. در حاشیه دشت‌های مرکزی، زمین در سکوت شکاف برمی‌دارد؛ شکاف‌هایی که گاه چندین متر طول دارند و نشانه‌ای از فروپاشی آرام لایه‌های زیرین خاک‌اند. در بسیاری از مناطق کشور، رودخانه‌ها به خطوط باریکی از آب تبدیل شده‌اند و در برخی ماه‌های سال کاملاً خشک می‌شوند. این تصویر دیگر صرفاً یک توصیف محیط‌زیستی نیست؛ بلکه نشانه ورود ایران به مرحله‌ای از بحران اقلیمی و آبی است که بسیاری از شاخص‌های آن در محدوده هشدار جهانی قرار گرفته است.

 ایران در میان کشورهایی قرار دارد که همزمان با چند بحران اقلیمی درگیر شده‌اند و آن افزایش دما، کاهش بارندگی، افزایش تبخیر، تخلیه سریع منابع آب زیرزمینی و رشد بیابان‌زایی است.

موقعیت جغرافیایی ایران در کمربند خشک جهان از ابتدا محدودیت‌هایی برای منابع آب ایجاد کرده بود، اما مجموعه‌ای از عوامل شامل رشد جمعیت، توسعه کشاورزی پرمصرف، برداشت بی‌رویه از آبخوان‌ها و مدیریت پراکنده منابع طبیعی، این محدودیت طبیعی را به یک بحران ساختاری تبدیل کرده است.

ایران تنها حدود ۲۶ درصد میانگین جهانی بارندگی را دریافت می‌کند آنهم پراکنده

ایران از نظر اقلیمی در زمره کشورهای خشک و نیمه‌خشک جهان قرار دارد. میانگین بارش سالانه کشور حدود ۲۲۸ میلی‌متر است، در حالی که میانگین جهانی بارندگی حدود ۸۶۰ میلی‌متر برآورد می‌شود. به عبارت دیگر، ایران تنها حدود ۲۶ درصد میانگین جهانی بارندگی را دریافت می‌کند.

این بارش محدود نیز توزیع مکانی بسیار نابرابری دارد. حدود ۷۰ درصد بارش ایران در کمتر از ۲۵ درصد مساحت کشور رخ می‌دهد. استان گیلان در برخی سال‌ها بیش از ۱۵۰۰ میلی‌متر بارندگی ثبت می‌کند، در حالی که در بخش‌هایی از سیستان و بلوچستان بارندگی سالانه به کمتر از ۵۰ میلی‌متر می‌رسد.

در کنار کمبود بارش، ایران یکی از بالاترین نرخ‌های تبخیر را در جهان دارد

در کنار کمبود بارش، ایران یکی از بالاترین نرخ‌های تبخیر را در جهان دارد. میانگین تبخیر سالانه در بسیاری از مناطق کشور ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ میلی‌متر گزارش شده است. این رقم در برخی حوضه‌های مرکزی تقریباً ۱۰ برابر میزان بارندگی سالانه است. نتیجه چنین شرایطی آن است که بخش قابل‌توجهی از منابع آب سطحی پیش از آنکه وارد چرخه مصرف شود، از دست می‌رود.

میانگین دمای ایران نزدیک به ۲ درجه سانتی‌گراد افزایش یافته است

هم‌زمان روندهای اقلیمی نیز در حال تشدید بحران هستند. داده‌های بلندمدت سازمان هواشناسی نشان می‌دهد طی حدود پنج دهه گذشته، میانگین دمای ایران نزدیک به ۲ درجه سانتی‌گراد افزایش یافته است؛ افزایشی که از میانگین جهانی سریع‌تر محسوب می‌شود. تعداد روزهای بسیار گرم در بسیاری از مناطق کشور افزایش یافته و دوره‌های خشکسالی طولانی‌تر شده است.

الگوی بارش در ایران به سمت بارندگی‌های کوتاه‌مدت و شدید حرکت کرده است

مطالعات اقلیمی همچنین نشان می‌دهد الگوی بارش در ایران به سمت بارندگی‌های کوتاه‌مدت و شدید حرکت کرده است؛ پدیده‌ای که باعث افزایش سیلاب‌های ناگهانی و در عین حال کاهش نفوذ آب به سفره‌های زیرزمینی می‌شود.

کاهش منابع آب تجدیدپذیر

برآوردها نشان می‌دهد منابع آب تجدیدپذیر ایران در چند دهه گذشته کاهش چشمگیری داشته است. در دهه ۱۳۷۰ میزان منابع آب تجدیدپذیر کشور حدود ۱۳۰ میلیارد مترمکعب در سال برآورد می‌شد. این رقم اکنون به حدود ۸۸ تا ۹۰ میلیارد مترمکعب کاهش یافته است.

هم‌زمان جمعیت کشور طی همین دوره تقریباً دو برابر شده و از حدود ۴۰ میلیون نفر در دهه ۱۳۵۰ به بیش از ۸۵ میلیون نفر رسیده است. این تغییر باعث کاهش شدید سرانه منابع آب شده است.

سرانه آب تجدیدپذیر در ایران :

دهه ۱۳۳۰: حدود ۷۰۰۰ مترمکعب برای هر نفر در سال

دهه ۱۳۷۰: حدود ۲۰۰۰ مترمکعب

سال‌های اخیر: کمتر از ۱۰۰۰ مترمکعب

ایران عملاً وارد محدوده کمبود شدید آب شده است

بر اساس معیارهای بین‌المللی، سرانه کمتر از ۱۷۰۰ مترمکعب نشان‌دهنده تنش آبی و کمتر از ۱۰۰۰ مترمکعب نشان‌دهنده کمبود شدید آب است. بنابراین ایران اکنون عملاً وارد محدوده کمبود شدید آب شده است.

سدها بخش مهمی از مدیریت منابع آب در ایران را تشکیل می‌دهند. ظرفیت مخازن سدهای کشور حدود ۵۰ میلیارد مترمکعب برآورد می‌شود. با این حال در سال‌های اخیر میزان پرشدگی سدها به شدت کاهش یافته است.

بر اساس آمار وزارت نیرو در سال ۱۴۰۴:

میانگین پرشدگی سدهای کشور حدود ۳۵ درصد است

ورودی آب به سدها نسبت به سال قبل حدود ۸ درصد کاهش یافته

در استان‌های پرجمعیت مانند تهران، البرز، اصفهان و خراسان رضوی برخی سدها کمتر از ۱۰ درصد ظرفیت آب دارند

کاهش آورد رودخانه‌ها نیز به شکل محسوسی مشاهده می‌شود. دبی بسیاری از رودخانه‌های اصلی ایران در دهه‌های اخیر کاهش یافته است. زاینده‌رود در بخش بزرگی از سال خشک است، جریان رودخانه کارون کاهش پیدا کرده و در شرق کشور تالاب هامون که زمانی یکی از بزرگ‌ترین تالاب‌های منطقه بود، در بسیاری از سال‌ها تقریباً خشک شده است.

خشک شدن تالاب‌ها پیامدهای گسترده‌ای ایجاد کرده است. تالاب‌هایی مانند ارومیه، هامون، بختگان و گاوخونی بخش بزرگی از مساحت خود را از دست داده‌اند و به کانون‌های تولید گردوغبار تبدیل شده‌اند.

بحران پنهان زیر زمین؛ تخلیه آبخوان‌ها

بخش بزرگی از بحران آب ایران در زیر سطح زمین جریان دارد. حدود ۵۵ تا ۶۰ درصد آب مصرفی کشور از منابع زیرزمینی تأمین می‌شود. در حالی که برداشت از این منابع بسیار سریع‌تر از سرعت تغذیه طبیعی آن‌ها انجام شده است.

بر اساس گزارش‌های رسمی:

ایران بیش از ۷۰۰ هزار حلقه چاه آب دارد

بخشی از این چاه‌ها غیرمجاز هستند

در بسیاری از دشت‌ها برداشت سالانه از منابع زیرزمینی از ظرفیت تجدیدپذیر آن‌ها بیشتر است

نتیجه این روند، افت شدید سطح آبخوان‌هاست. در برخی مناطق سطح آب زیرزمینی طی چند دهه ده‌ها متر کاهش یافته است.

از مجموع حدود ۶۰۹ دشت کشور:

بیش از ۴۰۰ دشت در وضعیت ممنوعه یا ممنوعه بحرانی قرار دارند. برداشت بیشتر از این دشت‌ها عملاً ممکن نیست

فرونشست زمین؛ سریع‌ترین نرخ‌های جهان

تخلیه آبخوان‌ها به پدیده‌ای منجر شده که اکنون یکی از بزرگ‌ترین تهدیدهای زیست‌محیطی ایران محسوب می‌شود: فرونشست زمین.

در برخی دشت‌های ایران نرخ فرونشست به ۲۰ تا ۳۰ سانتی‌متر در سال رسیده است،در حالی که بر اساس استانداردهای جهانی فرونشست بیش از ۴ میلی‌متر در سال خطرناک تلقی می‌شود.

دشت‌های ورامین، شهریار، اصفهان، مشهد، کرمان و یزد از جمله مناطقی هستند که با فرونشست شدید مواجه‌اند. این پدیده نه‌تنها زمین‌های کشاورزی را تخریب می‌کند بلکه زیرساخت‌های حیاتی کشور را نیز تهدید می‌کند.

خطوط راه‌آهن، جاده‌ها، خطوط انتقال گاز، فرودگاه‌ها و مناطق مسکونی در معرض آسیب قرار گرفته‌اند. نکته مهم آن است که فرونشست در بسیاری موارد غیرقابل بازگشت است؛ زیرا ساختار خاک پس از فشرده شدن دیگر قادر به ذخیره آب نخواهد بود.

کشاورزی؛ مصرف‌کننده اصلی منابع آب

ساختار مصرف آب در ایران یکی از اصلی‌ترین عوامل بحران محسوب می‌شود.

سهم مصرف آب در ایران:

کشاورزی: حدود ۹۰ درصد

شرب شهری: حدود ۷ تا ۸ درصد

صنعت: حدود ۲ تا ۳ درصد

با وجود این سهم بزرگ، راندمان آبیاری در بسیاری از مناطق پایین است. بخش زیادی از زمین‌های کشاورزی همچنان با روش‌های سنتی و غرقابی آبیاری می‌شوند.

در کنار این مسئله، الگوی کشت نیز با اقلیم کشور همخوانی ندارد. محصولات پرآب‌بر مانند:

برنج

هندوانه

 ذرت

نیشکر

در بسیاری از مناطق کم‌آب کشت می‌شوند.

مطالعات نشان می‌دهد ایران سالانه میلیاردها مترمکعب آب را در قالب صادرات آب مجازی از طریق صادرات محصولات کشاورزی از کشور خارج می‌کند.

بحران آب و پیامدهای اجتماعی

بحران آب تنها یک مسئله زیست‌محیطی نیست. این بحران پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گسترده‌ای دارد. برخی از پیامدهای مهم عبارتند از:

 کاهش تولید کشاورزی

مهاجرت روستاییان

 افزایش حاشیه‌نشینی شهری

تنش‌های اجتماعی بر سر دسترسی به آب

افزایش کانون‌های گردوغبار

در سال‌های اخیر اعتراضات مرتبط با کمبود آب در استان‌هایی مانند خوزستان و اصفهان شکل گرفته است. هم‌زمان نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد بخش بزرگی از جامعه بحران آب را نتیجه ضعف مدیریت منابع می‌داند.

در سال ۱۴۰۴ نیز مقام‌های رسمی هشدار دادند که در صورت ادامه روند فعلی، برخی شهرهای بزرگ از جمله تهران ممکن است با تنش جدی در تأمین آب روبه‌رو شوند.

آینده اقلیمی ایران

پیش‌بینی‌های اقلیمی نشان می‌دهد خاورمیانه یکی از سریع‌ترین مناطق گرم‌شونده جهان خواهد بود. برخی مدل‌های اقلیمی افزایش دمای ۲٫۵ تا ۴ درجه سانتی‌گراد تا پایان قرن را برای این منطقه پیش‌بینی می‌کنند.

برای ایران چنین سناریویی به معنای، افزایش تبخیر،کاهش منابع آب تجدیدپذیر، گسترش بیابان‌زایی،افزایش رخدادهای حدی اقلیمی خواهد بود.

در چنین شرایطی، مدیریت منابع آب به یکی از مهم‌ترین چالش‌های توسعه‌ای کشور تبدیل شده است. اصلاح الگوی کشت، افزایش بهره‌وری آب در کشاورزی، توسعه بازچرخانی فاضلاب، کنترل برداشت از آبخوان‌ها و مدیریت یکپارچه منابع آب از جمله اقداماتی است که کارشناسان بر ضرورت آن تأکید می‌کنند.

با این حال واقعیت آن است که بحران آب در ایران دیگر صرفاً یک تهدید آینده نیست. نشانه‌های آن اکنون در سراسر کشور دیده می‌شود: سدهایی که هر سال خالی‌تر می‌شوند، دشت‌هایی که آرام فرو می‌نشینند و تالاب‌هایی که به بیابان تبدیل شده‌اند. ایران اکنون در نقطه‌ای ایستاده است که تصمیم‌های امروز درباره آب، سرنوشت زیست‌محیطی و حتی اقتصادی این سرزمین را در دهه‌های آینده تعیین خواهد کرد.

 

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات