رکنا گزارش می دهد
حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و جهش کربنی جهانی؛ انتشار معادل آلایندگی ۶۰ کشور در دو هفته
رکنا،تنها در دو هفته نخست جنگی که با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد، حدود ۵ میلیون تن گاز گلخانهای وارد جو زمین شده است؛ حجمی از آلودگی که با مجموع انتشار سالانه دهها کشور برابری میکند. رقمی که نشان میدهد در حالی که جهان سالها برای کاهش کربن مذاکره و برنامهریزی میکند، جنگ میتواند در چند روز ضربهای به سامانه اقلیمی زمین وارد کند که اثرات آن بسیار فراتر از میدان نبرد گسترش مییابد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، تنها در دو هفته نخست جنگی که آمریکا و اسرائیل با حمله به ایران آغاز کردند، حدود ۵ میلیون تن گاز گلخانهای وارد جو شده است؛ رقمی که به گفته سازمان حفاظت محیط زیست معادل ردپای کربنی سالانه دهها کشور کوچک است. عددی که اگرچه در میان خبرهای جنگ گم میشود، اما برای دانشمندان اقلیم یک هشدار جدی است: جنگها میتوانند در مدت کوتاهی آنچه را سالها برای کاهش انتشار کربن تلاش شده، نابود کنند.
در ادبیات بحران اقلیم معمولاً از کارخانهها، نیروگاهها، خودروها و مصرف سوختهای فسیلی بهعنوان عوامل اصلی انتشار گازهای گلخانهای یاد میشود. اما جنگها، با وجود سهم قابل توجه در تخریب محیط زیست، اغلب در محاسبات رسمی و روایتهای عمومی کمتر دیده میشوند. اکنون آمار تازهای که از سوی سازمان حفاظت محیط زیست منتشر شده، بار دیگر این «متهم پنهان» را به مرکز توجه آورده است.
بر اساس این گزارش، تنها در دو هفته ابتدایی جنگ حدود ۵ میلیون تن گاز گلخانهای در جو منتشر شده است؛ حجمی از انتشار که به گفته متخصصان، با ردپای کربنی سالانه حدود ۶۰ کشور کوچک قابل مقایسه است. این انتشار عمدتاً ناشی از آتشسوزی تأسیسات انرژی، انفجار زیرساختهای صنعتی، سوختن مخازن نفتی و تخریب گسترده زیرساختهایی است که در شرایط عادی نیز از منابع مهم انتشار آلایندهها به شمار میروند.
برای درک ابعاد این رقم باید به مقیاسهای اقلیمی نگاه کرد. در بسیاری از کشورها کاهش چند میلیون تن انتشار گازهای گلخانهای حاصل سالها سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، اصلاح الگوی مصرف و تغییر سیاستهای صنعتی است. اما جنگ میتواند همین میزان انتشار را تنها در چند روز به جو زمین تزریق کند؛ بدون آنکه در هیچ برنامه کاهش کربنی محاسبه شده باشد.
در همین حال نگرانیها تنها به انتشار کربن محدود نمیشود. ایران در نامهای رسمی به دبیرکل سازمان ملل نسبت به پیامدهای احتمالی حمله به تأسیسات هستهای و نیروگاه بوشهر هشدار داده است. کارشناسان محیط زیست میگویند آسیب به چنین زیرساختهایی میتواند یک بحران فرامرزی ایجاد کند؛ بحرانی که پیامدهای آن نهتنها محدود به یک کشور، بلکه در گسترهای وسیع از منطقه قابل احساس خواهد بود.
تجربههای تاریخی نشان میدهد که تخریب زیرساختهای حساس میتواند لایههای مختلفی از بحران زیستمحیطی ایجاد کند، از انتشار گسترده آلایندهها در هوا گرفته تا آلودگی خاک، ورود مواد خطرناک به آبهای سطحی و زیرزمینی و نابودی زیستگاههای طبیعی. چنین پیامدهایی معمولاً سالها پس از پایان جنگ نیز باقی میمانند.
در این میان پرسش مهمی که مطرح میشود این است که نهادهای بینالمللی محیط زیست در برابر چنین رویدادهایی چه مسئولیتی دارند. برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد، هیئت بینالدولی تغییر اقلیم و سایر نهادهای تخصصی که سالها درباره کاهش انتشار و حفاظت از اکوسیستمها هشدار دادهاند، اکنون با واقعیتی روبهرو هستند که مستقیماً تلاشهای جهانی برای مهار گرمایش زمین را تهدید میکند.
کارشناسان معتقدند نخستین اقدام ضروری، ورود فوری نهادهای بینالمللی برای ارزیابی علمی خسارتهای زیستمحیطی است. تشکیل تیمهای مستقل برای اندازهگیری انتشار آلایندهها، بررسی آلودگی خاک و آب و تحلیل اثرات بر تنوع زیستی میتواند تصویر دقیقتری از ابعاد بحران ارائه دهد.
گام بعدی، مستندسازی رسمی این خسارات در چارچوب نهادهای بینالمللی است. ثبت علمی و حقوقی چنین رویدادهایی نهتنها برای آگاهی جهانی اهمیت دارد، بلکه میتواند مبنایی برای پیگیریهای حقوقی در نظام بینالملل نیز فراهم کند.
اما شاید مهمتر از همه، این رویداد بار دیگر ضرورت تعریف قواعد روشن برای حفاظت از محیط زیست در زمان جنگ را یادآوری میکند. در حالی که جهان برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای برنامهریزی میکند، نبود چارچوبهای الزامآور برای جلوگیری از تخریب گسترده محیط زیست در درگیریهای نظامی میتواند این تلاشها را بیاثر کند.
محیط زیست، برخلاف مرزهای سیاسی، محدود به جغرافیای یک کشور نیست. انتشار میلیونها تن گاز گلخانهای، آلودگی هوا و تخریب اکوسیستمها در نهایت بخشی از یک چرخه جهانی است که همه کشورها را تحت تأثیر قرار میدهد. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند سکوت یا واکنش حداقلی جامعه جهانی در برابر چنین رویدادهایی، تنها یک خلأ سیاسی نیست؛ بلکه خطری برای آینده اقلیم زمین است.
آیا نهادهای جهانی که سالها درباره بحران اقلیم هشدار دادهاند، در برابر چنین شوکی به سامانه اقلیمی جهان واکنشی درخور نشان خواهند داد یا محیط زیست همچنان قربانی خاموش جنگها باقی خواهد ماند؟
ارسال نظر