قطع اینترنت و یک پرسش بزرگ؛ بازار کار ایران کجا جا دارد؟ / وقتی اشتغال کشور جا ندارد؛ بیکاران اقتصاد دیجیتال به کجا بروند؟
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، پنجاه‌وشش روز بلاتکلیفی برای یک بازار کار ، زمان مرگ است.از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا امروز ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، اینترنت جهانی در ایران قطع مانده و این یعنی نزدیک به دو ماه توقف در اقتصادی که بر سرعت، دیده‌شدن و جریان دائمی مخاطب بنا شده است.

در بازار سنتی، شاید بتوان یک مغازه را چند هفته تعطیل کرد و دوباره بازگشت؛ اما در اقتصاد دیجیتال، الگوریتم‌ها حافظه کوتاه دارند. مخاطب اگر نبیند، فراموش می‌کند. اگر فراموش کند، بازگشت هزینه‌بر و گاه ناممکن می‌شود. این ۵۶ روز، فقط وقفه نیست؛ حذف تدریجی از حافظه بازار است.

اقتصاد دیجیتال؛ ضربه به بخشی که آمار رسمی از آن عقب است

آخرین برآوردهای رسمی پیش از بحران نشان می‌داد سهم اشتغال مستقیم فضای مجازی حدود ۱۱ درصد کل مشاغل کشور است؛ اما محاسبات اتاق بازرگانی از امرار معاش دست‌کم ۱۰ میلیون ایرانی حکایت داشت.

نکته کلیدی اینجاست که بخش بزرگی از این جمعیت، فاقد بیمه، قرارداد و ثبت رسمی‌اند. بنابراین امروز که ۵۶ روز از توقف فعالیت‌شان گذشته، در هیچ نموداری به‌عنوان «بیکار» دیده نمی‌شوند.این همان بیکاری خاموش است؛ بیکاری‌ای که نه عدد دارد، نه سطر بودجه حمایتی، و نه حتی سازوکار جبران.

اثر دومینویی؛ از تولید محتوا تا زنجیره پنهان اشتغال

بازار کار دیجیتال صرفاً چند صفحه اینستاگرامی یا چند فروشگاه آنلاین نبود. پیرامون هر صفحه پربازدید، یک اکوسیستم شکل گرفته بود، فیلم‌بردار، تدوین‌گر، ادمین، پاسخ‌گوی پیام‌ها، طراح گرافیک، مشاور تبلیغات، پیک، تأمین‌کننده کالا.

با قطع اینترنت جهانی، این زنجیره به‌طور همزمان متوقف شد. تفاوت این بحران با رکودهای سنتی در همین همزمانی است؛ اینجا یک صنف آسیب ندیده، بلکه یک شبکه کامل فرو ریخته است.

فرسایش سرمایه انسانی؛ مهارت‌هایی که بلااستفاده مانده‌اند

در طول ۵۶ روز گذشته، هزاران برنامه‌نویس، تولیدکننده محتوا، طراح وب و فروشنده آنلاین یا تعدیل شده‌اند یا به همکاری‌های موردی و نصفه‌نیمه روی آورده‌اند.

مساله فقط کاهش درآمد نیست؛ فرسایش مهارت است.بازار دیجیتال پویاست و مهارت بدون پروژه زنده نمی‌ماند. هر ماه دوری از بازار جهانی، یعنی عقب‌افتادن از استانداردها، از ابزارها و از رقابت منطقه‌ای. این یعنی کاهش سرمایه انسانی ملی؛ هزینه‌ای که در آمار تورم دیده نمی‌شود اما در رشد اقتصادی آینده اثر می‌گذارد.

زنان؛ نخستین قربانیان بازگشت به اقتصاد بسته

برای بسیاری از زنان، اینترنت تنها امکان ورود کم‌هزینه به بازار کار بود. کسب‌وکار خانگی، مدیریت صفحات فروش، آموزش آنلاین و تولید محتوا، دریچه‌ای برای استقلال اقتصادی ایجاد کرده بود.در این ۵۶ روز، هزاران صفحه فروش پوشاک، خدمات زیبایی، آموزش و صنایع دستی عملاً از دسترس خارج شده‌اند.

نتیجه فقط کاهش درآمد خانوار نیست؛ بازگشت توازن قدرت اقتصادی در خانواده به وضعیت پیشین است. استقلال مالی که به‌سختی ساخته شده بود، در کمتر از دو ماه در حال فروریختن است.

پلتفرم‌های داخلی؛ چرا جایگزینی شکل نگرفت؟

از منظر نظری، هر محدودیت خارجی می‌تواند فرصت رشد داخلی باشد. اما در عمل، چند مانع ساختاری مانع این انتقال شده است.

نخست، محدود بودن جامعه مخاطب یعنی، کسب‌وکاری که پیش‌تر به بازار منطقه‌ای یا جهانی دسترسی داشت، اکنون به جمعیتی محدود فروکاسته شده است.

دوم، هزینه خدمات یعنی تبلیغات و ابزارهای دیده‌شدن در برخی سکوهای داخلی نه‌تنها رایگان نیست، بلکه برای کسب‌وکار خرد سنگین است.

سوم، ضعف زیرساخت و تجربه کاربری یعنی در روزهای نخست بحران، برخی پلتفرم‌ها حتی توان جذب هجوم میلیونی کاربران را نداشتند.

چهارم و مهم‌تر از همه، سطح پایین اعتماد عمومی یعنی بازار دیجیتال بدون اعتماد شکل نمی‌گیرد؛ مخاطب اگر احساس امنیت و پایداری نکند، مهاجرت نمی‌کند.

اینترنت طبقاتی؛ راه‌حل روی کاغذ، بن‌بست در عمل

ایده اینترنت پرو یا دسترسی مجوزدار، در ظاهر می‌تواند بخشی از نیاز تجار یا شرکت‌های خاص را برطرف کند. اما اقتصاد شبکه‌های اجتماعی مبتنی بر حضور همزمان تولیدکننده و مصرف‌کننده است.

اگر فروشنده دسترسی داشته باشد اما مشتری نداشته باشد، اتصال بی‌معناست.در این ۵۶ روز، تجربه نشان داده که اعطای دسترسی محدود، نتوانسته حتی بخشی از کسب‌وکارهای خرد را احیا کند؛ زیرا مسئله اصلی «نبود مخاطب متصل» است، نه فقط «نبود اینترنت برای تولیدکننده».

انباشت فشار؛ بازار کاری که ظرفیت جذب ندارد

پرسش کلیدی این است که اگر این ۵۶ روز به ۹۰ روز یا بیشتر برسد، چه رخ می‌دهد؟بازار کار سنتی ایران ظرفیت جذب ناگهانی میلیون‌ها شاغل دیجیتال را ندارد. صنایع تولیدی با رکود و محدودیت سرمایه در گردش مواجه‌اند، بخش خدمات اشباع است و دولت نیز با محدودیت بودجه‌ای روبه‌روست.

در چنین شرایطی، موج بیکاری دیجیتال می‌تواند به افزایش اشتغال غیررسمی، مهاجرت نیروی متخصص، رشد اقتصاد زیرزمینی و تشدید نابرابری منجر شود.

اقتصاد در تعلیق؛ وقتی سیاست از بازار جلو می‌زند

۵۶ روز قطع اینترنت جهانی نشان داده که اقتصاد دیجیتال ایران به‌شدت به اتصال جهانی وابسته است. این وابستگی نه از سر انتخاب، بلکه نتیجه ساختار جمعیتی جوان، بیکاری فارغ‌التحصیلان و کمبود فرصت‌های شغلی رسمی بوده است.

قطع این شریان، بدون طراحی سازوکار جایگزین فراگیر، بازار کار را در وضعیت تعلیق نگه داشته؛ نه کاملاً فروپاشیده، نه قابل احیا.

پایان باز؛ پرسش از آینده اشتغال

امروز، در ششم اردیبهشت ۱۴۰۵، اقتصاد دیجیتال ایران وارد پنجاه‌وششمین روز خاموشی شده است.هر روز ادامه این وضعیت، هزینه بازگشت را بالاتر می‌برد. مخاطبان عادت‌های جدید پیدا می‌کنند، مهارت‌ها فرسوده می‌شوند، سرمایه‌ها خارج می‌شود و امید کاهش می‌یابد.

اگر سیاستگذاری اشتغال، بر مبنای واقعیت‌های بازار کار و سازوکار اقتصاد شبکه‌ای بازتعریف نشود، بحران فعلی می‌تواند به نقطه عطفی در تغییر ترکیب اشتغال کشور تبدیل شود؛ نقطه‌ای که بازگشت از آن ساده نخواهد بود.

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات