بابا!
نامه یک دختر برای پدر
رکنا: دلتنگ دست هایت هستم، دلم برای نگاه معصوم تو تنگ شده ، موهای جوگندمی ات ، کت و شلوار طوسی ، انگشتر ... .
به گزارش رکنا، بابا من خیلی اذیتت کردم. در ازدواجم احترام تو را زیر پا گذاشتم. با آن که گفتی برای نظرم احترام قائل هستی. زندگی کارگری و خانه ساده تان را مسخره می کردم.
آن روز غروب که توی چشم های معصوم تو زل زدم و گفتم اگر جربزه داشتی مثل شوهر خاله و فلانی و فلانی زندگی آبرومندی می ساختی، سکوت کردی. سکوتی که از صد تا سیلی برایم بدتر بود.
من ازدواج کردم و خانه بخت رفتم. به خاطر آخرین معرکه ای که در خانه شما گرفتم با تو قهر بودم. ساعت هایی از مادر سر می زدم که تو سر کار بودی .
بابا !فکر نمی کردم این قدر زود و ناگهانی چشم هایت را ببندی. قرار و تمام آرزویم این شده سر مزار بیایم. با عکس روی سنگ مزار تو حرف بزنم.
بابا جان زندگی من خوب است، شوهرم مرد خوبی است. خانه و زندگی شیکی درست کرده ایم.اما حالا دلم برای خانه شما تنگ می شود. همان سادگی و صفای همیشگی.
از برادر و مادرم خواهش کرده ام موتور تو را نفروشند. بچه ام که تازه حرف می زند هم عاشق خانه شما و موتور قراضه آن است.بابا، دلم تنگ است. آن قدر که دچار افسردگی شدید شده ام و کارم به مشاوره کشیده است.
دختر بدون بابا، بدون پناه، بدون یک کوه یعنی دل شکسته و دلتنگ.
کاش کنارم بودی دستت را می بوسیدم، سرم را روی شانه ات می گذاشتم می گفتم ببخش با تو قهر کردم. ببخش نفهمیدم چه قدربزرگ و ارزشمند و نابی.
بابا دوستت دارم
غلامرضا تدینی راد
-
فیلم/ بهاره افشاری بازیگر سریال رویای نیمه شب: من یک دختر قرتی ام