فیلم/ این مرد با دستان دچار معلولیتش در ارتفاع جوشکاری می‌کند/ رحمان خانجانی می گوید: نمی خواهم کسی برایم زندگی بسازند فقط بهزیستی امکان کار کردن بهتر به من بدهد

 یکی از شهروندان در تماس با خبرنگار اجتماعی رکنا از مردی دارای معلولیت شدید روایت کرد که با وجود محدودیت‌های جسمی، همچنان برای تأمین معاش خانواده‌اش مشغول کار است.

او گفت: «امروز برای انجام کاری ساختمانی و جوشکاری با فردی آشنا شدم که هر دو دستش دچار معلولیت شدید است. این فرد در سال ۱۳۹۶ هنگام کار روی داربست دچار حادثه برق‌گرفتگی با کابل فشار قوی شده و از آن زمان با آسیب جدی در هر دو دست زندگی می‌کند. با این حال، همچنان به کارهای فنی از جمله جوشکاری، پرس‌کاری و فعالیت‌های ساختمانی مشغول است.»

این شهروند ادامه داد: «با وجود شرایط جسمی دشوار، روی سازه‌های فلزی و تیرآهن‌ها کار می‌کرد و مهارت بالایی داشت. علاوه بر این، در فصل کشاورزی نیز به شالیکاری مشغول می‌شود و تلاش می‌کند هزینه‌های زندگی خود را از راه کار و تلاش تأمین کند.»

وی افزود: «با اجازه خودش از فعالیت‌هایش فیلم و عکس گرفتم، چون احساس کردم داستان زندگی و تلاش او می‌تواند مورد توجه قرار بگیرد. او می‌گفت پیش‌تر تحت پوشش کمیته امداد بوده اما بعداً به بهزیستی معرفی شده است. با این حال، گلایه داشت که برای به‌روزرسانی تجهیزات کارش حمایتی دریافت نکرده است.»

به گفته این شهروند، دستگاه‌های مورد استفاده این فرد بسیار فرسوده و قدیمی است و او بارها برای دریافت وام یا تسهیلات جهت خرید تجهیزات جدید درخواست داده، اما تاکنون موفق به دریافت حمایت مؤثری نشده است.

این شهروند در پایان تأکید کرد: «این فرد با وجود معلولیت شدید، دست از کار نکشیده و با تلاش فراوان زندگی خود را می‌گذراند. امیدوارم شرایط او مورد توجه مسئولان قرار گیرد و زمینه‌ای برای حمایت از اشتغال و بهبود وضعیت کاری‌اش فراهم شود.»

برای اینکه داستان زندگی این مردم را بدانیم به سراغ خودش رفتیم و رحمان خانجانی،  جوشکار یکی از روستاهای توابع شهر لشت‌نشاء اینگونه به خبرنگار اجتماعی رکنا از روزگارش گفت.

رحمان خانجانی؛ مردی که با دستان دچار معلولیتش جوشکاری می‌کند

رحمان خانجانی، جوشکار یکی از روستاهای توابع لشت‌نشا، از آن دست آدم‌هایی است که زندگی برایشان بعد از یک حادثه تمام نمی‌شود؛ فقط سخت‌تر می‌شود.

او امروز یک پسر ۱۲ ساله و یک کودک شش‌ماهه دارد و با وجود از کار افتادن هر دو دستش، همچنان کار می‌کند. جوشکاری می‌کند، دستگاه تعمیر می‌کند و هر کار فنی‌ای که از عهده‌اش برآید انجام می‌دهد؛ حتی اگر برای نگه داشتن یک قطعه یا ابزار، مجبور شود از دهان و دندان‌هایش کمک بگیرد.

اما رحمان از ابتدا چنین شرایطی نداشت.

سقوط از ارتفاع پنج متری؛ حادثه‌ای که زندگی رحمان را تغییر داد

سال ۱۳۹۶، روزهای انتخابات ریاست‌جمهوری تمام شده بود. رحمان برای جمع‌آوری یکی از بیلبوردهای تبلیغاتی حسن روحانی که بعد از انتخابات همچنان نصب بود، به محل کار رفته بود.

او درباره آن روز می‌گوید: «سال ۹۶ تمام شده بود. برای جمع کردن تبلیغات رفته بودم. نزدیک بود کار تمام شود که چون بیلبورد نزدیک دکل فشار قوی بود یک اتفاق افتاد و از ارتفاع حدود پنج متری افتادم پایین. بعد از آن دست‌هایم از کار افتاد.»

رحمان حدود سه ماه و نیم در بیمارستان بستری بود؛ ۲۷ روز در بیمارستان ولایت رشت و ادامه درمانش در تهران انجام شد.

پس از آن، مدتی تحت پوشش کمیته امداد قرار گرفت. خودش می‌گوید در آن دوره رسیدگی بیشتری دریافت می‌کرد، اما بعد از مدتی تحت پوشش بهزیستی قرار گرفت؛ سازمانی که به گفته او، حدود دو تا دو سال و نیم است مسئول حمایت از اوست.

اما از نگاه رحمان، این حمایت به پرداخت یک مبلغ ماهانه محدود شده است. «الان ماهی حدود چهار میلیون تومان برایم واریز می‌کنند. دیگر چیزی نیست.»

دست‌هایی که حس ندارند، اما هنوز کار می‌کنند

رحمان با وجود آسیب شدید به دستانش، نتوانسته کار را کنار بگذارد. هزینه‌های زندگی اجازه نمی‌دهد.

«هر کاری که باشد باید انجام بدهم. هزینه‌ها خیلی زیاد است. الان جوشکاری می‌کنم، تعمیرات دستگاه انجام می‌دهم. کار فنی بلدم و باید از همین راه زندگی کنم.»

اما انجام جوشکاری با دست‌هایی که آسیب دیده‌اند، خطرهای خودش را دارد. رحمان می‌گوید: «بعضی چیزها را واقعاً با دندان می‌گیرم و نگه می‌دارم تا بتوانم یک کاری انجام بدهم.»

او هنگام کار بارها دچار سوختگی شده است؛ سوختگی‌هایی که گاهی حتی متوجه آنها نمی‌شود. «جوشکاری آهن را داغ می‌کند. بارها شده دستم سوخته، ولی متوجه نشده‌ام. اعصاب دستم آسیب دیده و حسش مثل قبل نیست.»

با این حال، او همچنان سر کار می‌رود. نه به این دلیل که کار برایش آسان است؛ بلکه چون راه دیگری برای تأمین زندگی خانواده‌اش ندارد.

دو سال انتظار برای وامی که دیگر کافی نیست

رحمان برای خرید دستگاه و تجهیزات جدید از بهزیستی درخواست وام کرده، اما می‌گوید دو سال است در انتظار مانده است.«برای دستگاه از طریق بهزیستی درخواست وام دادم. دو سال است منتظرم و هنوز خبری نشده.»

مشکل اما فقط طولانی شدن انتظار نیست. قیمت دستگاهی که آن زمان حدود ۳۰۰ میلیون تومان بوده، حالا چندین میلیارد تومان شده است.«دستگاهی که قبلاً ۳۰۰ میلیون تومان بود، الان هفت، هشت میلیارد تومان شده. الان دیگر هیچ فایده‌ای ندارد. من توان خریدش را ندارم.»

او می‌گوید برای تهیه دستگاه، دست‌کم به حدود دو میلیارد تومان پیش‌پرداخت نیاز دارد؛ مبلغی که برای او دست‌نیافتنی است.«اگر کمک کنند و بتوانم دستگاه و ابزار بهتری بگیرم، می‌توانم بیشتر پیشرفت کنم. کارم بهتر می‌شود و درآمدم هم بیشتر می‌شود.»

اما فعلاً هرچه بیشتر کار می‌کند، هزینه‌های بیشتری هم روی دستش می‌ماند. «هرچه کار می‌کنم، پول بیشتری لازم دارم. از آن طرف هزینه ابزار و وسایل هم بیشتر می‌شود. زندگی واقعاً سخت شده. همه چیز گران شده و واقعاً نمی‌رسم.»

«اگر متأهل نبودم، شاید با این شرایط کار نمی‌کردم»

رحمان یک پسر ۱۲ ساله و یک کودک شش‌ماهه دارد. همین دو فرزند، یکی از مهم‌ترین دلایلی هستند که باعث شده با وجود شرایط جسمی دشوار، کار را رها نکند.

«اگر هر کس جای من بود، شاید با این شرایط کار نمی‌کرد. ولی من متأهل هستم و بچه دارم. باید زندگی را بچرخانم.»

او می‌گوید بعد از حادثه هم بارها هنگام کار آسیب دیده و حتی دو، سه بار از ساختمان سقوط کرده است، اما همچنان به کار ادامه داده است.

گلایه از بهزیستی؛ «فقط می‌آیند ببینند هستیم یا نیستیم»

رحمان از نحوه حمایت بهزیستی رضایت ندارد.«من تا حالا از آنها چیزی ندیده‌ام. هیچ کاری برای ما انجام نمی‌دهند. فقط می‌آیند خانه، یک سرکشی می‌کنند و می‌روند؛ انگار فقط می‌خواهند ببینند هستیم یا نیستیم.»

او معتقد است حمایت از فرد دارای معلولیت نباید فقط به پرداخت ماهانه محدود شود؛ به‌ویژه برای کسی که توانایی کار دارد و می‌خواهد با وجود معلولیت، روی پای خودش بایستد.

خواسته رحمان هم روشن است: کمک برای کار، نه صرفاً کمک برای زنده ماندن. «انتظارم این است که بهزیستی پولی بدهد که بتوانیم یک مقدار پیشرفت کنیم. اگر بتوانند کمکی کنند که کارم را بهتر کنم، خوب است. آن وقت دردسرم کمتر می‌شود.»

مردی که هنوز ایستاده است

رحمان خانجانی در سال ۱۳۹۶ از ارتفاع پنج متری سقوط کرد و زندگی‌اش برای همیشه تغییر کرد. هر دو دستش آسیب دید، ماه‌ها در بیمارستان ماند و سال‌ها با محدودیت‌های جسمی زندگی کرد.

اما امروز، با وجود همه این مشکلات، هنوز کار می‌کند. با دستانی که دیگر مثل گذشته توان ندارند، با ابزارهایی که گران‌تر از توان مالی او شده‌اند و با حمایتی که خودش آن را ناکافی می‌داند.

او برای خانواده‌اش می‌جنگد؛ برای پسر ۱۲ ساله‌اش، برای کودک شش‌ماهه‌اش و برای اینکه محتاج کسی نباشد.رحمان نمی‌گوید برایش زندگی را بسازند؛ فقط می‌خواهد امکان کار کردن بهتر به او بدهند.

 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1238318