چرا لحظه های ترسناک از ذهن پاک نمی شوند؟ / ردپای هورمون استرس در حافظه

به گزارش گروه روانشناسی  رکنا، مطالعه ای با مشارکت پژوهشگران دانشگاه ییل که در مجله Science Advances منتشر شد، نشان می دهد کورتیزول می تواند نحوه هماهنگی شبکه های مغزی مرتبط با برانگیختگی هیجانی و شکل گیری حافظه را تغییر دهد. این یافته ها به درک بهتر ارتباط میان استرس و ماندگاری خاطرات کمک می کنند، اما به این معنا نیستند که تمام خاطرات ترسناک به یک شکل در مغز ثبت می شوند.

کورتیزول چگونه بر شکل گیری خاطره اثر می گذارد؟

کورتیزول یکی از هورمون های مهم پاسخ بدن به استرس است. این هورمون در شرایط مختلف، از جمله هنگام مواجهه با تهدید یا فشار روانی، در تنظیم فعالیت های بدن نقش دارد. تاثیر آن بر حافظه به شرایط، زمان ترشح، شدت هیجان و نوع اطلاعاتی که فرد دریافت می کند بستگی دارد.

برای بررسی این سازوکار، پژوهشگران در یک آزمایش دوسوکور و کنترل شده، ۲۶ شرکت کننده را بررسی کردند. افراد در شرایط مختلف، هیدروکورتیزون، شکل دارویی کورتیزول، یا دارونما دریافت کردند و هنگام مشاهده تصاویر، فعالیت مغزی آنها با تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی ثبت شد. سپس حافظه آنها در روز بعد مورد ارزیابی قرار گرفت.

شرکت کنندگان تصاویری با محتوای هیجانی و تصاویر خنثی مشاهده کردند. پژوهشگران تلاش کردند فعالیت شبکه های مغزی مرتبط با احساس برانگیختگی را از شبکه هایی که با شکل گیری خاطره ارتباط داشتند، تفکیک کنند.

نتایج نشان داد در شرایط آزمایش، کورتیزول به تقویت حافظه برای محرک های هیجانی کمک کرد، اما همین اثر برای اطلاعات خنثی مشاهده نشد. به بیان دیگر، تاثیر هورمون بر حافظه به نوع اطلاعات وابسته بود و نمی توان آن را به تقویت عمومی تمام خاطرات تعبیر کرد.

چرا لحظه های ترسناک از ذهن پاک نمی شوند؟ ردپای هورمون استرس در حافظه

مغز چگونه میان هیجان و حافظه ارتباط برقرار می کند؟

هنگامی که فرد با یک رویداد مهم روبه رو می شود، مغز باید هم اهمیت هیجانی آن را ارزیابی کند و هم اطلاعات مربوط به رویداد را برای یادآوری بعدی ثبت کند. این دو فرایند به شبکه های مختلفی از مغز وابسته اند که با یکدیگر تعامل دارند.

پژوهشگران دریافتند که در حضور کورتیزول، شبکه های مرتبط با پردازش برانگیختگی هیجانی فعال تر و الگوهای فعالیت آنها پایدارتر می شدند. در مقابل، شبکه های مرتبط با حافظه به شکل تخصصی تری به اطلاعات هیجانی واکنش نشان می دادند. همچنین، میزان هم پوشانی و هماهنگی میان شبکه های مرتبط با هیجان و حافظه افزایش پیدا کرد.

این یافته ها نشان می دهند هورمون استرس ممکن است به مغز کمک کند هنگام مواجهه با اطلاعات هیجانی، منابع پردازشی خود را به شکلی متفاوت سازمان دهی کند. در چنین شرایطی، تجربه هایی که از نظر هیجانی برجسته تر هستند، ممکن است شانس بیشتری برای ثبت و یادآوری داشته باشند.

با این حال، این نتیجه به معنای آن نیست که مغز تمام جزئیات یک حادثه را دقیق و بدون تغییر ذخیره می کند. حافظه انسانی بازسازی پذیر است و یادآوری یک تجربه می تواند تحت تاثیر گذشت زمان، اطلاعات تازه، هیجان های فعلی و شرایط یادآوری قرار بگیرد.

آیا ماندگاری خاطره به معنای تروما است؟

یکی از نکات مهم در تفسیر این پژوهش، تفاوت میان حافظه هیجانی و خاطرات مزاحم ناشی از تروما است. به یاد آوردن یک رویداد مهم، حتی اگر با احساسات شدید همراه باشد، لزوما نشانه اختلال روانی نیست.

در برخی افراد که حادثه ای تهدیدکننده را تجربه کرده اند، خاطرات ممکن است به شکل ناخواسته بازگردند و با کابوس، اجتناب از موقعیت های یادآور، احساس ناامنی یا گوش به زنگی شدید همراه شوند. اگر این علائم پایدار باشند و عملکرد روزمره را مختل کنند، ارزیابی تخصصی برای بررسی احتمال اختلال استرس پس از سانحه اهمیت دارد.

مطالعه مورد بحث، به تنهایی نشان نمی دهد که افزایش فعالیت شبکه های مرتبط با حافظه علت بروز این اختلال است. آزمایش روی تعداد محدودی از افراد انجام شده و به بررسی شکل گیری حافظه در شرایط کنترل شده پرداخته است؛ بنابراین برای تعمیم یافته ها به تجربه واقعی جنگ، خشونت یا سایر حوادث آسیب زا به پژوهش های بیشتری نیاز است.

چرا لحظه های ترسناک از ذهن پاک نمی شوند؟ ردپای هورمون استرس در حافظه1

آیا می توان از این یافته ها برای درمان استفاده کرد؟

شناخت سازوکارهای مغزی مرتبط با استرس و حافظه می تواند در آینده به طراحی روش های دقیق تر برای مطالعه اختلالات مرتبط با تروما کمک کند. با این حال، نتایج این پژوهش به معنای معرفی درمان جدید یا اثبات اثربخشی روشی برای پاک کردن خاطرات دردناک نیست.

همچنین، نباید از این یافته ها نتیجه گرفت که افراد برای یادگیری بهتر باید خود را در معرض استرس شدید قرار دهند. تاثیر استرس بر حافظه پیچیده است و فشار روانی شدید یا مداوم می تواند با اختلال خواب، دشواری تمرکز و مشکلات سلامت روان همراه شود.

پیام اصلی پژوهش این است استرس تنها بر احساسات لحظه ای اثر نمی گذارد؛ بلکه می تواند در شرایط مشخص، نحوه تعامل شبکه های مغزی هنگام ثبت اطلاعات هیجانی را نیز تغییر دهد. فهم این فرایندها می تواند به شناخت بهتر رابطه میان هیجان، حافظه و سلامت روان کمک کند؛ رابطه ای که هنوز برای توضیح تمام جنبه های آن به تحقیقات بیشتری نیاز است.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1261300
  • آرامش و شکست در دنیای انیمیشن