ترندترین خبرهای روز زیر ذره بین گروه روانشناسی رکنا / از رکورد تازه دلار تا انتظار برای مذاکره و دردهای خاموش ناشنوایان

گروه روانشناسی رکنا در فشار روانی خبر فقط نمی پرسد چه اتفاقی افتاده است. پرسش ثابت این است: هر خبر با روان مردم چه می کند، مسئولان برای کاهش آسیب آن چه وظیفه ای دارند و مردم چگونه می توانند بدون انکار واقعیت از سلامت روان خود محافظت کنند؟ خبر تمام می شود، اما اثر آن ممکن است در تصمیم خرید یک خانواده، برنامه آینده یک جوان یا سکوت فرد ناشنوایی که بارها برای فهمیده شدن تلاش کرده باقی بماند. جامعه نیز نباید فقط با هشدار، بحران و تهدید تغذیه شود. کنار دیدن مشکلات، باید راه حل و امکان تغییر را هم دید.

دلار

خبر اول / ریال به کف تاریخی تازه رسید؛ وقتی عددی که دیروز ترسناک بود امروز عادی می شود

رکوردهای پیاپی ارز فقط قیمت ها را جابجا نمی کنند؛ می توانند معیار ذهنی مردم برای ارزش پول را هم به هم بریزند. نرخ ریال در بازار آزاد تهران از مرز ۲.۵ میلیون ریال در برابر هر دلار عبور کرده است.

تحلیل روانشناسی:

ذهن برای فهم قیمت ها به عددهای مرجع نیاز دارد. وقتی یک عدد که تا چند هفته قبل بسیار بالا به نظر می رسید شکسته می شود و رکورد تازه ای شکل می گیرد، معیار ذهنی مردم نیز جابجا می شود و مفهوم  شکستن لنگر ذهنی ایجاد می شود.

در این وضعیت حتی فردی که دلار نمی خرد ممکن است احساس کند ارزش پس اندازش در حال کاهش است. همین احساس می تواند او را به تصمیم های عجولانه برای خرید کالا، تبدیل پول یا جابه جایی پس انداز سوق دهد.

چرا گروه روانشناسی رکنا به این خبر می پردازد؟

چون کاهش ارزش پول فقط یک اتفاق اقتصادی نیست. وقتی فرد احساس کند حاصل کار و پس اندازش بدون تصمیم خودش کوچک می شود، ممکن است احساس کنترل او بر زندگی نیز کاهش پیدا کند.

پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان:

مردم فقط به عدد ارز نگاه نمی کنند؛ آنها از این عدد درباره آینده خود نتیجه گیری می کنند. سیاست اقتصادی قابل پیش بینی و اطلاع رسانی روشن می تواند از تبدیل نوسان اقتصادی به هراس عمومی جلوگیری کند.

راهکار برای خانواده ها:

تصمیم بزرگ مالی را در لحظه شوک خبری نگیرید. میان احساس فوری از دست دادن و زیان واقعی تفاوت وجود دارد. تصمیم مالی مهم نیازمند اطلاعات و محاسبه است، نه واکنش به یک تیتر.

تلنگر روانشناختی:

خطر فقط بالا رفتن یک عدد نیست؛ خطر از جایی بیشتر می شود که مردم احساس کنند دیگر هیچ عددی قابل اتکا نیست.

خبر دوم؛ مذاکرات ایران و آمریکا

خبر دوم / میانجی گری قطر برای ایران و آمریکا ادامه دارد؛ مردم تا کی در اتاق انتظار خبر می مانند؟

گاهی فشار اصلی از شنیدن پاسخ منفی نمی آید؛ از انتظار طولانی برای پاسخی می آید که مدام نزدیک به نظر می رسد اما نمی رسد. رویترز گزارش داده قطر همچنان در حال انتقال پیام میان ایران و آمریکا و تلاش برای یافتن زمینه مشترک است. با این حال تا صبح امروز گشایش تعیین کننده ای در مذاکرات اعلام نشده است.

تحلیل روانشناسی:

مسئله امروز دیگر فقط امید و ناامیدی نیست؛ فرسودگی از انتظار است. وقتی هفته ها و ماه ها عباراتی مانند پیام منتقل شد، پاسخ در راه است، میانجی وارد شد و مذاکرات ادامه دارد تکرار می شوند، مغز به تدریج از حالت انتظار فعال به خستگی می رسد. در مرحله بعد ممکن است اتفاق دیگری رخ دهد: فرد برای محافظت از خودش تصمیم می گیرد دیگر خبر را جدی نگیرد. حتی خبر مثبت هم با این واکنش روبرو می شود که باز هم معلوم نیست چه می شود. این همان نقطه ای است که بلاتکلیفی می تواند به بی حسی خبری تبدیل شود.

چرا گروه روانشناسی رکنا به این خبر می پردازد؟

چون میلیون ها نفر ممکن است تصمیم هایی درباره سرمایه، سفر، مهاجرت، خرید یا آینده کاری خود را به نتیجه تحولات سیاسی مرتبط بدانند. طولانی شدن انتظار، زندگی شخصی را نیز وارد حالت انتظار می کند.

پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان:

اطلاع رسانی باید میان مذاکره، انتقال پیام، پیشنهاد و توافق تفاوت روشن ایجاد کند. استفاده مداوم از عبارت های مبهم می تواند انتظاری بسازد که هر بار شکستن آن هزینه روانی دارد.

راهکار برای مردم:

 همه تصمیم های زندگی را به نتیجه مذاکرات گره نزنید. میان مسائلی که واقعا به تحولات سیاسی وابسته اند و بخش هایی از زندگی که امروز نیز قابل تصمیم گیری هستند مرز بگذارید.

تلنگر روانشناختی:

انتظار وقتی طولانی شود، فقط صبر را کم نمی کند؛ ممکن است باور ما به رسیدن خبر خوب را هم فرسوده کند.

ناشنوایان

خبر سوم / ناشنوایان فقط صدا را نمی شنوند؛ جامعه چند بار صدای مطالبه آنها را نشنیده است؟

درد روانی ناشنوایی فقط در نشنیدن صدا خلاصه نمی شود؛ گاهی درد اصلی زمانی شکل می گیرد که فرد برای ارتباط، تحصیل، کار و دریافت یک خدمت ساده بارها مجبور باشد ثابت کند حق دارد دیده و فهمیده شود. همزمان با مناسبت های مرتبط با ناشنوایان، گزارش هایی از زندگی، موفقیت ها و مطالبات این گروه منتشر شده است. دسترسی برابر به آموزش، اشتغال، خدمات عمومی و امکانات ارتباطی همچنان از مطالبات مطرح جامعه ناشنوایان است. دردهای روانی ناشنوایان از کجا آغاز می شود؟

تحلیل روانشناسی:

تصور رایج این است که مشکل فرد ناشنوا فقط نشنیدن است. اما بخشی از فشار روانی می تواند نه از خود ناشنوایی، بلکه از محیطی ایجاد شود که برای ارتباط با او آماده نیست. تصور کنید برای یک کار اداری ساده مراجعه کرده اید اما کسی زبان اشاره نمی داند. پزشک درباره درمان شما توضیح می دهد اما ارتباط کامل شکل نمی گیرد. جلسه کاری برگزار می شود و بخشی از گفت و گوها را از دست می دهید. در جمع خانوادگی همه می خندند اما شما نمی دانید موضوع چه بوده است.

اگر چنین تجربه هایی بارها تکرار شوند، فرد ممکن است به تدریج از بعضی موقعیت های اجتماعی فاصله بگیرد؛ نه به این دلیل که علاقه ای به ارتباط ندارد، بلکه چون هزینه روانی تلاش برای ارتباط بیش از حد بالا رفته است.  وقتی دیده نشدن از نشنیدن دردناک تر می شود

یکی از فشارهای مهم می تواند تجربه کنار گذاشته شدن باشد. انسان فقط به حضور فیزیکی در جمع نیاز ندارد؛ نیاز دارد بفهمد و فهمیده شود. وقتی محیط دائما این پیام را منتقل کند که دیگران برای ارتباط با تو آماده نیستند، خطر کاهش احساس تعلق، تنهایی، خستگی اجتماعی و حتی کاهش اعتماد به نفس بیشتر می شود.

اینجاست که باید میان ناشنوایی و معلولیت ایجاد شده توسط محیط تفاوت گذاشت. اگر یک فیلم زیرنویس ندارد، یک مرکز درمانی مترجم زبان اشاره ندارد یا سامانه خدمات عمومی فقط بر تماس صوتی متکی است، بخشی از محدودیت دیگر متعلق به فرد نیست؛ محیط آن را ساخته است.

مطالبه ناشنوایان امتیازخواهی نیست دسترسی به مترجم زبان اشاره، زیرنویس، آموزش قابل دسترس، خدمات درمانی مناسب و فرصت برابر شغلی لطف به ناشنوایان نیست؛ شرط مشارکت برابر اجتماعی است.

چرا گروه روانشناسی رکنا به این خبر می پردازد؟

چون انزوای اجتماعی همیشه با تنها زندگی کردن آغاز نمی شود. ممکن است فرد وسط یک جمع باشد اما نتواند در گفت و گو مشارکت کند. این شکل از تنهایی گاهی از تنهایی فیزیکی هم دردناک تر است.

پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان:

مناسب سازی فقط ساخت رمپ و آسانسور نیست. دسترسی ارتباطی نیز بخشی از مناسب سازی است. خدمات دولتی، درمانی، آموزشی و اضطراری باید امکان ارتباط مستقل افراد ناشنوا را فراهم کنند.

وابسته کردن یک فرد بزرگسال به همراه برای انجام کارهایی که با طراحی درست می تواند خودش انجام دهد، فقط یک نقص خدماتی نیست؛ می تواند استقلال روانی او را نیز تضعیف کند.

راهکار برای خانواده ها و جامعه:

 هنگام صحبت با فرد ناشنوا مستقیما با خودش ارتباط برقرار کنید، نه اینکه تمام گفت و گو را با همراه او انجام دهید. پیش از کمک کردن بپرسید چه نوع کمکی لازم دارد. استقلال را با بی توجهی و حمایت را با کنترل اشتباه نگیرید.

تلنگر روانشناختی:

شاید مسئله همیشه این نباشد که فرد ناشنوا صدای جامعه را نمی شنود؛ گاهی مسئله این است که جامعه هنوز یاد نگرفته مطالبه او را بشنود.

جمع بندی گروه روانشناسی رکنا

سه خبر امروز سه نوع ناامنی متفاوت را نشان می دهند: ناامنی اقتصادی وقتی ارزش پول قابل پیش بینی نیست، ناامنی آینده وقتی نتیجه یک تصمیم سیاسی مدام در انتظار می ماند و ناامنی اجتماعی وقتی فرد مطمئن نیست جامعه برای شنیدن و فهمیدن او آماده است.

راه حل هیچکدام فقط توصیه به آرام بودن مردم نیست. بخشی از اضطراب جامعه زمانی کاهش پیدا می کند که اقتصاد قابل پیش بینی تر، اطلاع رسانی سیاسی شفاف تر و محیط اجتماعی دسترس پذیرتر شود.

فشار روانی خبر همیشه از خود خبر نمی آید؛ گاهی از این احساس می آید که فرد بر آنچه در زندگی اش اتفاق می افتد کنترل کافی ندارد.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1253812
  • فیلم / پاییز دوباره با صدای کوروش یغمایی برگشت؛ این بار با هوش مصنوعی