بعد از دعوا چرا ناگهان از هم متنفر می شویم؟ / نگاه روانشناختی
رکنا: گاهی بعد از یک مشاجره شدید، همان آدمی که چند ساعت قبل دوستش داشتیم ناگهان برایمان غریبه به نظر می رسد؛ اما این تغییر احساس از کجا می آید؟
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، چند ساعت قبل همه چیز عادی بود. شاید حتی برای طرف مقابل پیام محبت آمیزی فرستاده بودید. اما حالا بعد از یک دعوای شدید، به او نگاه می کنید و با خودتان می گویید: اصلا چرا با این آدم هستم؟
جمله ای که در اوج خشم گفته شده، یک رفتار آزاردهنده، بی توجهی یا حتی یک سوءتفاهم کوچک می تواند ناگهان تصویر ما از طرف مقابل را تغییر دهد. اما یک سوال مهم وجود دارد: آیا واقعا عشق از بین رفته یا خشم موقتا جای آن را گرفته است؟
مغز در اوج دعوا همان آدم قبلی را نمی بیند
وقتی تعارض عاطفی شدید می شود، توجه فرد می تواند به رفتارها و نشانه هایی معطوف شود که با تهدید، بی اعتمادی یا آسیب مرتبط هستند. در چنین لحظه ای، ویژگی های مثبت طرف مقابل ممکن است کمتر در مرکز توجه قرار بگیرند و رفتار منفی او برجسته تر شود. همان آدمی که صبح «مهربان» به نظر می رسید، ممکن است شب «خودخواه» یا «بی تفاوت» دیده شود.
این تغییر در ارزیابی می تواند واقعی باشد، اما لزوما به این معنا نیست که شخصیت طرف مقابل در چند ساعت تغییر کرده است.
چرا بعد از دعوا همه چیز سیاه یا سفید می شود؟
در اوج هیجان، نگاه ما به رابطه ممکن است موقتا قطبی تر شود. همیشه همین کار را می کند. اصلا من را نمی فهمد. هیچ وقت دوستم نداشته. کلماتی مثل همیشه، هیچ وقت و اصلا در دعوا زیاد شنیده می شوند. گاهی یک رفتار واقعی و آزاردهنده وجود دارد، اما ذهن در لحظه خشم ممکن است آن را به کل رابطه تعمیم دهد.
در این حالت، یک اتفاق تبدیل می شود به قضاوتی درباره تمام گذشته.
چرا خاطرات خوب ناگهان محو می شوند؟
در اوج خشم، دسترسی ذهن به اطلاعات مرتبط با همان هیجان آسان تر می شود. برای همین ممکن است فرد به جای یادآوری ماه ها رابطه خوب، فقط همان چند رفتار ناخوشایند را ببیند. بعد از آرام شدن، تصویر می تواند تغییر کند.
نه به این معنا که یکی از این دو تصویر حتما دروغ است؛ بلکه هر کدام ممکن است بخشی از رابطه را برجسته کنند.
جمله خطرناک دیگر دوستت ندارم
این جمله گاهی در اوج خشم گفته می شود، اما باید میان احساس لحظه ای و تصمیم پایدار تفاوت گذاشت. فرد ممکن است واقعا در آن لحظه احساس کند نمی خواهد طرف مقابل را ببیند، لمس کند یا حتی با او صحبت کند. این احساس را نباید مسخره یا انکار کرد. اما تصمیم درباره آینده رابطه در شدیدترین نقطه خشم، مسئله دیگری است.
نگاه روانشناختی
دکتر مریم سامانی - روانشناس بالینی و زوج درمانگر - معتقد است: در تعارض های عاطفی، یکی از مهمترین مهارت ها این است که فرد بتواند بین آنچه الان احساس می کنم و آنچه درباره کل رابطه فکر می کنم، فاصله بگذارد. اگر در اوج خشم به این نتیجه برسیم که پس هیچ وقت دوستش نداشتم، ممکن است هیجان فعلی را به تمام تاریخ رابطه تعمیم داده باشیم.
از طرف دیگر، نباید این نکته را بهانه ای برای نادیده گرفتن رفتارهای آسیب زا کرد. گاهی یک دعوا فقط یک دعواست؛ اما گاهی همان دعوا اطلاعات مهمی درباره الگوی رابطه، احترام، مرزها یا شیوه حل تعارض نشان می دهد. سوال مهم این است: وقتی آرام شدم، درباره رفتاری که اتفاق افتاد چه فکر می کنم؟
بعد از دعوا تصمیم نگیرید؛ اول بفهمید چه اتفاقی افتاده
این زوج درمانگر می گوید: اگر دعوا شدید بوده، فاصله کوتاه می تواند کمک کند شدت هیجان پایین بیاید. بعد می توان سه چیز را جدا کرد: چه اتفاقی افتاد؟ من دقیقا چه احساسی پیدا کردم؟ رفتار طرف مقابل چه معنایی برای من پیدا کرد؟ این تفکیک کمک می کند رفتار را از تفسیر رفتار جدا کنیم. مثلا ممکن است واقعیت این باشد که طرف مقابل در یک موقعیت جواب نداده است؛ اما ذهن آن را به پس برایش مهم نیستم تبدیل کرده باشد. گاهی مسئله اصلی همان رفتار است و گاهی معنایی که ما به آن داده ایم.
اما اگر این حس بعد از آرام شدن هم باقی ماند؟
وی درپاسخ به این سوال که اگر این حس بعد از آرام شدن هم باقی ماند؟ می گوید: اینجا ماجرا متفاوت است. اگر بعد از فروکش کردن خشم، فرد همچنان احساس بی اعتمادی، بی احترامی، ناامنی یا نارضایتی عمیق از رابطه داشته باشد، نباید همه چیز را صرفا به عصبانیت نسبت داد.
یک دعوا می تواند چیزی را آشکار کند که پیش از آن هم در رابطه وجود داشته است. پس قرار نیست هر احساس منفی بعد از دعوا را نادیده بگیریم؛ قرار است اجازه ندهیم شدیدترین لحظه هیجان، به تنهایی درباره تمام رابطه تصمیم بگیرد. گاهی بعد از دعوا عشق ناپدید نشده است؛ فقط برای چند ساعت، خشم آنقدر بلند حرف می زند که صدای احساسات دیگر شنیده نمی شود.
-
دفاع رئیسجمهور و اعضای هئیت دولت از وزیر رفاه، کار و امور اجتماعی
ارسال نظر