رکنا گزارش می دهد
تورم سه رقمی برای کم درآمدها / پشت عدد ترسناک ۱۰۰؛ خانوادههایی هستند که مجبور شدند کمتر بخورند، کمتر بخرند، کمتر زندگی کنند
اجتماعی رکنا، صدای تورم را نمیشود فقط از پشت تریبونها و جدولهای آماری شنید؛ صدای واقعی آن از خانههایی میآید که خریدهایشان کمتر شده، انتخابهایشان محدودتر و نگرانی پایان ماهشان بیشتر. تورم دهک دوم به ۱۰۰ درصد رسیده؛ عددی که برای بخشی از جامعه یعنی دو برابر شدن هزینه زندگی بدون آنکه درآمدها دو برابر شده باشد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در خانهای که درآمد ثابت مانده اما قیمتها هر روز تغییر میکنند، تورم دیگر واژهای اقتصادی نیست؛ تبدیل به یک مهمان ناخوانده شده که از سفره صبحانه تا تصمیمهای آخر شب خانواده حضور دارد.
عددها آرام حرف میزنند، اما اثرشان در زندگی مردم دیده میشود. تورم دهک دوم به ۱۰۰ درصد رسیده؛ یعنی برای بخشی از جامعه، یک سال گذشته نه با افزایش درآمد، بلکه با کوچکتر شدن قدرت خرید اندازهگیری میشود.
برای این گروه، افزایش قیمتها در گزارشهای رسمی اتفاق نمیافتد؛ در صف خرید، هنگام پرداخت قبض، در فروشگاه محله و در لحظهای که باید میان چند نیاز ضروری یکی را انتخاب کنند، خود را نشان میدهد.
دهک دوم جامعه، گروهی است که بخش قابل توجهی از درآمد خود را صرف نیازهای پایه مانند خوراک، مسکن، درمان و حملونقل میکند؛ بنابراین کوچکترین تغییر در قیمتها میتواند تعادل اقتصادی زندگی آنها را برهم بزند.
تورم برای همه یکسان نیست؛ فقیرترها بیشتر احساسش میکنند
دو خانواده ممکن است با یک افزایش قیمت مشابه روبهرو شوند، اما یکی تنها یک انتخاب لوکس را کنار میگذارد و دیگری مجبور میشود از یک نیاز ضروری عبور کند. تفاوت تورم، تفاوت در قدرت انتخاب است.
تورم یک پدیده عمومی است، اما اثر آن میان گروههای مختلف جامعه یکسان توزیع نمیشود. خانوارهای پردرآمد معمولاً سهم بیشتری از درآمد خود را میتوانند به کالاهای غیرضروری اختصاص دهند، اما دهکهای پایین بیشتر با هزینههای اجتنابناپذیر زندگی درگیرند.
وقتی قیمت مواد غذایی، اجاره خانه یا هزینههای درمان افزایش پیدا میکند، خانوادههای کمدرآمد امکان کمتری برای جبران دارند. آنها نمیتوانند به سادگی هزینهها را کاهش دهند، زیرا بخش بزرگی از مخارجشان مربوط به نیازهای اصلی زندگی است.
تورم بالا برای این گروه، پیش از آنکه یک مسئله اقتصادی باشد، یک مسئله اجتماعی است؛ زیرا مستقیماً بر کیفیت زندگی، سلامت و آینده خانوادهها اثر میگذارد.
پشت میانگینها، زندگیهای متفاوتی پنهان شده است
میانگینها شبیه یک عکس از فاصله دور هستند؛ تصویر کلی را نشان میدهند، اما چینهای صورت و خستگی آدمهای داخل تصویر را پنهان میکنند.
در گزارشهای اقتصادی، عددهای میانگین گاهی بخشهایی از واقعیت را کمتر نمایان میکنند. وقتی از تورم ۸۷.۹ درصدی کل کشور سخن گفته میشود، این رقم تصویری کلی از شرایط اقتصادی ارائه میدهد، اما تجربه همه خانوارها در همین عدد خلاصه نمیشود.
پشت این میانگین، گروههایی وجود دارند که تورم بیشتری را تحمل میکنند. دهک دوم یکی از همین گروههاست؛ دهکی که افزایش قیمتها برای آن سریعتر و عمیقتر احساس میشود.
تورم ۱۰۰ درصدی برای این گروه یعنی هزینه تأمین همان سبد کالا و خدماتی که یک سال قبل خریداری میشد، تقریباً دو برابر شده، در حالی که درآمد بسیاری از این خانوارها با چنین سرعتی رشد نکرده است.
وقتی اقتصاد وارد آشپزخانه خانهها میشود
بحران اقتصادی همیشه با صدای بلند وارد زندگی نمیشود؛ گاهی آرام اتفاق میافتد، با حذف یک قلم از لیست خرید، با کمتر شدن مهمانیها و با خانوادهای که برای خرید ماهانه بیشتر حسابوکتاب میکند.
اثر واقعی تورم را میتوان در رفتارهای روزمره مردم دید. خانوادهها برای مقابله با افزایش هزینهها، الگوهای مصرف خود را تغییر میدهند؛ خرید کمتر، انتخاب کالاهای ارزانتر و حذف برخی هزینهها، بخشی از واکنش طبیعی به فشار اقتصادی است.
اما این تغییرات فقط یک تصمیم مالی نیست؛ به مرور میتواند سبک زندگی را تغییر دهد. کاهش هزینههای آموزشی، تفریحی یا حتی مراقبتهای درمانی، نشانههایی از فشار اقتصادی هستند که در آمارها کمتر دیده میشوند.
سفرهای که کوچک میشود؛ نشانهای از یک بحران اجتماعی
کوچک شدن سفره همیشه با خالی شدن آن آغاز نمیشود؛ گاهی از همان لحظهای شروع میشود که خانواده مجبور میشود کیفیت را فدای قیمت کند.
برای دهکهای پایین جامعه، خوراک یکی از اصلیترین بخشهای هزینه است. بنابراین افزایش قیمت مواد غذایی بیش از هر گروه دیگری بر زندگی آنها اثر میگذارد.
وقتی قیمت کالاهای اساسی بالا میرود، بسیاری از خانوادهها ابتدا سراغ تغییر انتخابها میروند؛ خرید کمتر، مصرف کمتر یا جایگزین کردن کالاهای ارزانتر.
اما ادامه این روند میتواند پیامدهای گستردهتری داشته باشد؛ از کاهش کیفیت تغذیه تا افزایش نگرانیهای مربوط به سلامت و رفاه اجتماعی.
فاصلهای که هر ماه بیشتر میشود؛ درآمد در تعقیب هزینهها
برای بسیاری از خانوادهها، پایان ماه دیگر زمان برنامهریزی نیست؛ زمان محاسبه است؛ محاسبه اینکه کدام هزینه باید عقب بیفتد تا هزینه دیگری پرداخت شود.
تورم زمانی به بحران اجتماعی تبدیل میشود که درآمد نتواند همگام با هزینهها حرکت کند. در این شرایط، خانوادهها نه برای بهتر زندگی کردن، بلکه برای حفظ سطح فعلی زندگی تلاش میکنند.
دهک دوم بیش از دیگر گروهها با این فاصله روبهرو است؛ زیرا منابع مالی محدودتری برای جبران افزایش هزینهها دارد.
هرچه این شکاف بیشتر شود، امکان پسانداز، سرمایهگذاری برای آینده و بهبود شرایط زندگی کاهش پیدا میکند.
تورم؛ فقط مسئله اقتصاد نیست، مسئله امید اجتماعی است
وقتی خانوادهای دیگر نمیتواند برای چند ماه بعد برنامهریزی کند، آسیب فقط مالی نیست؛ احساس امنیت و امید به آینده هم تحت تأثیر قرار میگیرد.
کنترل تورم فقط به معنای کاهش یک شاخص اقتصادی نیست؛ بلکه به معنای کاهش فشار بر زندگی میلیونها نفر است.
سیاستهای حمایتی زمانی میتوانند اثرگذار باشند که علاوه بر جبران کوتاهمدت فشارها، بتوانند مسیر بازگشت قدرت خرید و ثبات اقتصادی را فراهم کنند.
عددها آراماند، اما زندگی مردم بلند روایت میکند
هر درصد تورم، پشت خود داستان یک خانواده را دارد؛ داستان انتخابهایی که کمتر شده، خواستههایی که عقب افتاده و روزهایی که سختتر از گذشته میگذرند.
تورم ۱۰۰ درصدی دهک دوم تنها یک عدد در گزارشهای اقتصادی نیست؛ تصویری از بخشی از جامعه است که بیشترین فشار افزایش قیمتها را تحمل میکند.
اقتصاد را میتوان با آمار توضیح داد، اما فهم واقعی آن زمانی اتفاق میافتد که ببینیم این اعداد چگونه وارد زندگی مردم شدهاند.
-
فیلم / فوت نگین قدمگاهی خانم بازیگر ایرانی / به کمای مرگ فرو رفت / روحش شاد