دریاچه ارومیه غرق در زباله ! / دریاچه دوباره نفس کشید، اما ما دوباره زخمش زدیم؛ روایت تلخ پسماندها در کنار دریاچه + فیلم

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  دریاچه ارومیه سال‌ها نماد یک بحران بزرگ زیست‌محیطی در ایران بود؛ نمادی از خشکی، سوءمدیریت، کاهش منابع آبی، برداشت‌های بی‌رویه، تغییر اقلیم و تصمیم‌هایی که طبیعت را به مرز فروپاشی رساند. تصاویر ترک‌های نمکی، قایق‌های متوقف‌شده در میان خشکی و ساحلی که دیگر شباهتی به گذشته نداشت، میلیون‌ها ایرانی را نگران کرد.

مردم حق داشتند اعتراض کنند. حق داشتند بپرسند چرا یکی از مهم‌ترین زیست‌بوم‌های کشور به چنین شرایطی رسیده است. چرا برنامه‌های احیا آن‌طور که باید نتیجه نداده و چرا سال‌ها هشدار کارشناسان درباره کاهش منابع آب، توسعه ناپایدار کشاورزی و فشار بر حوضه آبریز جدی گرفته نشد.

اما امروز یک واقعیت تلخ دیگر مقابل چشم ماست؛ بحران دریاچه ارومیه فقط بحران مدیریت نیست، بحران رفتار اجتماعی هم هست.

با چند بارندگی، بخشی از پهنه آبی دریاچه دوباره جان گرفت. تصاویر آب در بخش‌هایی از دریاچه، امید را زنده کرد. اما نباید یک حقیقت را فراموش کنیم؛ این بازگشت نسبی آب، نتیجه یک اقدام بزرگ مدیریتی و یک تحول بنیادین در سیاست‌های آبی نبود؛ طبیعت بار دیگر فرصتی به این سرزمین داد.

اما ما با این فرصت چه کردیم؟

در همان سواحل و مناطقی که مردم برای خشک شدن دریاچه اشک ریختند، حجم قابل توجهی از زباله رها شده است. همان جایی که روزی نماد نگرانی‌های زیست‌محیطی مردم بود، امروز درگیر بی‌توجهی بخشی از بازدیدکنندگان شده است. بطری‌های پلاستیکی، ظروف یک‌بارمصرف، کیسه‌های زباله و پسماندهای رهاشده، تصویری تلخ از فاصله میان «ادعای دوست داشتن طبیعت» و «عمل به مسئولیت زیست‌محیطی» ساخته است.

این تناقض بزرگ باید جدی گرفته شود؛ نمی‌شود برای مرگ یک دریاچه عزادار بود اما در زمان نفس کشیدن دوباره آن، به آرامی تکه‌ای از همان طبیعت را آلوده کرد.

محیط زیست با شعار حفظ نمی‌شود. حفاظت از طبیعت تنها وظیفه سازمان محیط زیست، وزارت نیرو، دولت یا مدیران محلی نیست. حاکمیت مسئولیت سنگینی در مدیریت منابع، سیاست‌گذاری و اجرای برنامه‌های علمی دارد؛ اما جامعه نیز در برابر رفتار روزمره خود مسئول است.

یک بطری پلاستیکی که کنار دریاچه رها می‌شود، فقط یک زباله کوچک نیست. این پسماند می‌تواند وارد چرخه طبیعی شود، به زیست‌بوم منطقه آسیب بزند، چشم‌انداز گردشگری را تخریب کند و هزینه پاکسازی را به دوش همان جامعه‌ای بگذارد که ادعای حفاظت از دریاچه را دارد.

بحران‌های زیست‌محیطی در جهان امروز فقط با پروژه‌های عمرانی و بودجه‌های کلان حل نمی‌شوند؛ آنها به تغییر فرهنگ عمومی نیاز دارند. کشوری که تالاب‌ها، جنگل‌ها، رودخانه‌ها و دریاچه‌هایش را سرمایه طبیعی می‌داند، باید از مدرسه تا خانواده و رسانه، فرهنگ مسئولیت‌پذیری محیط زیستی را تقویت کند.

دریاچه ارومیه امروز بیش از هر زمان دیگری به یک آزمون اجتماعی تبدیل شده است؛ آزمونی که نشان می‌دهد آیا ما فقط هنگام بحران، صدای اعتراضمان بلند می‌شود یا در روزهای عادی هم برای حفاظت از آنچه دوست داریم، رفتار مسئولانه داریم.

نجات ارومیه از کنار همین رفتارهای ساده آغاز می‌شود؛ از اینکه زباله‌مان را با خودمان برگردانیم، از اینکه طبیعت را محل تخلیه بی‌مسئولیتی خود ندانیم، از اینکه بفهمیم محیط زیست یک ملک عمومی بی‌صاحب نیست.

دریاچه ارومیه را مدیران با تصمیم‌های درست باید احیا کنند، اما مردم با رفتارهای درست باید حفظ کنند.

عشق به طبیعت، با عکس گرفتن کنار دریاچه و نوشتن چند جمله احساسی ثابت نمی‌شود؛ عشق واقعی زمانی معنا دارد که بعد از رفتن ما، طبیعت پاک‌تر از قبل باقی بماند.

 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1233354

اخبار تاپ حوادث