رکنا گزارش می دهد
پایان عصر آموزش کارخانهای در مدارس ایران با دستور رئیس جمهور ! / 7 هزار مدرسه نوساز کشور تا مهر با طرح نوین ساخته میشوند؟
رکنا، با تاکید صریح مسعود پزشکیان مبنی بر اینکه مدارس آینده باید بر پایه الگوهای نوین جهانی طراحی و بازسازی شوند، فصل تازهای در معماری و برنامهریزی آموزشی کشور گشوده شده است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، مسعود پزشکیان، رئیس جمهور، در سخنان امروز خود افق جدیدی را برای نظام آموزشی ترسیم کرده و دستور داده است که بر اساس آن، مدارس آینده نباید صرفاً دیوارهایی برای محصور کردن دانشآموزان باشند، بلکه باید به عنوان زیستبومهای پویا بر پایه الگوهای پیشرو جهانی طراحی و بازسازی شوند.
سخن مستقیم رئیس جمهور اینگونه بود: "مدارس آینده باید بر اساس الگوهای نوین جهانی طراحی و بازسازی شوند"
این دستور حاکمیتی، نقطه پایانی بر الگوهای سنتی و فرسودهای است که دههها بر کالبد و روح آموزش و پرورش سایه انداخته بود.
حال چندی پیش حمیدرضا خانمحمدی، رئیس سازمان نوسازی مدارس کشور، از برنامه ساخت هفت هزار و هشتصد مدرسه تا مهرماه سال یک هزار و چهارصد و پنج خبر داده است. اما نکته کلیدی اینجاست که در قرائت جدید دولت، کمیت ساختوساز دیگر به تنهایی ملاک عمل نیست؛ بلکه هر خشتی که روی خشت گذاشته میشود، اگر منطبق بر استانداردهای نوین معماری آموزشی و یادگیری ارگانیک نباشد، در تضاد با اراده عالی نظام اجرایی کشور خواهد بود.
و اما تحول در نظام آموزش بدون تغییر در محیطی که یادگیری در آن رخ میدهد، امری ناممکن است. ساختمان مدارس نوین در کشورهای پیشرو، بر اساس نظریه یادگیری محیطی طراحی میشوند که در آن فضا به عنوان معلم سوم شناخته میشود.
نخستین و بارزترین ویژگی این بناها، انعطافپذیری مطلق فضاها است. در این الگو، دیوارهای ثابت و صلب که کلاسها را به سلولهای جداگانه تبدیل میکردند، جای خود را به دیوارهای جابهجاشونده و پارتیشنهای آکوستیک دادهاند.
این طراحی به مربیان اجازه میدهد تا در لحظه، فضای کلاس را از یک تالار سخنرانی بزرگ به چندین کارگاه کوچک گروهی تبدیل کنند. بر اساس مطالبات جدید دولت، پروژههایی که همچنان با دیوارهای قطور و راهروهای طولانی و تاریک طراحی شدهاند، مصداق هدررفت منابع ملی بوده و نباید به مرحله بهرهبرداری برسند.
ویژگی دوم، درهمتنیدگی فضای سبز و محیطهای داخلی است که تحت عنوان طراحی زیستدوست شناخته میشود. ساختمانهای نوین آموزشی دیگر تودههای بتنی محصور نیستند، بلکه از طریق دیوارهای شیشهای بلند و حیاطهای مرکزی، نور طبیعی و جریان هوا را به قلب محیط یادگیری میآورند. تحقیقات نشان میدهد که وجود گیاهان و دسترسی بصری به طبیعت در داخل مدرسه، سطح اضطراب دانشآموزان را به شدت کاهش داده و تمرکز آنها را تقویت میکند.
در این معماری، پشتبامها نیز به باغهای آموزشی تبدیل میشوند که در آن دانشآموزان مفاهیم زیستشناسی و کشاورزی پایدار را به صورت عملی تجربه میکنند. طبق راهبرد جدید، مدارسی که فاقد استانداردهای نورگیری طبیعی و فضای سبز فعال باشند، از چرخه افتتاح باید خارج شوند.
علاوه بر این، چیدمان فضایی در این مدارس بر پایه تعاملات اجتماعی طراحی شده است. حذف راهروهای سنتی و جایگزینی آنها با فضاهای باز مرکزی که به عنوان میادین گفتگو عمل میکنند، از جمله الزامات معماری نوین است.
این فضاها به گونهای طراحی میشوند که سلسلهمراتب قدرت بین معلم و شاگرد را از بین برده و روحیه مشارکت را تقویت کنند. حتی مبلمان این مدارس نیز ارگونومیک و چرخدار انتخاب میشوند تا چیدمان کلاس در کمتر از چند دقیقه تغییر کند.
در نهایت، پایداری و خودکفایی انرژی، شناسنامه مدارس آینده است. ساختمانی که مدعی الگوی نوین است، باید از طریق پنلهای خورشیدی و سیستمهای بازیافت آب خاکستری، کمترین آسیب را به محیط زیست برساند و خود به عنوان یک ابزار آموزشی برای تدریس سواد محیطزیستی به دانشآموزان عمل کند. با توجه به صراحت لهجه ریاست جمهوری در این خصوص، نظارت بر اجرای این جزئیات در هفت هزار و هشتصد مدرسهای که وعده ساخت آنها داده شده، حیاتی است. هر سازهای که با تفکر معماری قرن بیستم بنا شود، در حقیقت سدی در برابر نبوغ نسل قرن بیست و یکم خواهد بود و مطابق با رویکرد جدید، چنین بناهایی صلاحیت لازم برای میزبانی از فرزندان این مرز و بوم را نخواهند داشت.
اتمسفر مدارس پیشرو، فضاهای نوین است که دانشآموزان به جای نشستن در ردیفهای منظم و رو به تخته سیاه، در گروههای کوچک پیرامون پروژههای واقعی به مباحثه میپردازند. در این الگو، معلم از جایگاه تنها منبع قدرت و دانش خارج شده و در نقش یک تسهیلگر و مربی در میان دانشآموزان حرکت میکند. این دگردیسی از آموزش تودهوار به یادگیری ارگانیک، مبنای تمام تغییراتی است که باید در تمامی پروژههای عمرانی و آموزشی جدید لحاظ شود.بر این اساس، هر پروژهای که فاقد استانداردهای پنجگانه تحول باشد، نباید به مرحله افتتاح برسد.
بخش پرورشی و توسعه فردی نیز در این مدارس دستخوش تحولی بنیادین شده است. آموزش اجتماعی و عاطفی، پرورش هوش هیجانی، خودآگاهی و مدیریت استرس به اندازه دروس علمی اهمیت یافته است. تربیت شهروند جهانی با تمرکز بر پذیرش تنوع فرهنگی و درک مسئولیتهای فردی در قبال بحرانهای بینالمللی نظیر تغییرات اقلیمی، از دیگر ارکان این الگوست.
یادگیری خدمتمحور، پروژههای پرورشی را با نیازهای جامعه محلی پیوند میدهد تا دانشآموز مفاهیم اخلاقی و مدنی را از طریق خدمت اجتماعی درونی کند. همچنین، توسعه سواد رسانهای و تفکر انتقادی برای تشخیص اخبار جعلی و تحلیل سوگیریهای رسانهای در دنیای انفجار اطلاعات، از ضروریات غیرقابلانکار در این مدارس است.
از منظر مدیریت اجرایی، تاکید بر این است که مدرسه باید به یک زیستبوم سبز تبدیل شود که در آن مفاهیم بازیافت، مدیریت انرژی و حفاظت از طبیعت در سبک زندگی روزانه نهادینه شده باشد.
پرورش روحیه کارآفرینی، تابآوری و اعطای نقشهای مدیریتی واقعی به دانشآموزان، از دیگر ویژگیهایی است که باید در پروتکلهای ارزیابی مدارس جدید گنجانده شود.
با توجه به ضربالاجل تعیین شده و دستور صریح ریاست جمهوری، دستگاههای مسئول موظف هستند از افتتاح هرگونه واحد آموزشی که با معیارهای مدرسه سنتی و صنعتی ساخته شده است، خودداری کنند.
عدالت آموزشی در دولت جدید به معنای توزیع یکسان ساختمانهای بیروح نیست، بلکه به معنای دسترسی همگانی به فضاهای یادگیری است که ظرفیتهای انسانی را در تراز جهانی شکوفا میسازد. هرگونه کوتاهی در اجرای این الگوی نوین، به معنای نادیده گرفتن حقوق نسل آینده و تخطی از سیاستهای کلان اعلام شده خواهد بود.