کدخبر: 458050 90

رکنا: یک فیلم به من نشان داد که دوستانش با گوشی گرفته بودند. زنگ‌های تفریح یا ورزش او در راهرو خیز بر می‌داشت و با پرشی بلند دستش را به قاب مهتابی می‌زد.

شهید مدافع حرم «محمدرضا دهقان امیری» متولد ۲۶ فروردین ۱۳۷۴ و فرزند دوم خانواده دهقان امیری بود. او که دانش‌آموخته دبیرستان علوم و معارف اسلامی امام صادق (ع) و دانشجوی سال سوم فقه و حقوق اسلامی در مدرسه عالی شهید مطهری بود، در نیمه مهرماه سال ۱۳۹۴ با عنوان «بسیجی تکاور» برای دفاع از حرم اهل بیت (ع) عازم سوریه شد و در ۲۱ آبان همان سال در حلب به شهادت رسید. پیکر این شهید مدافع حرم پس از بازگشت به کشورمان، در امامزاده علی‌اکبر (ع) چیذر به خاک سپرده شد.

بُرش‌هایی از زندگی این قهرمان کشورمان در کتاب «ابو وصال» که توسط خانم «محدثه علی‌جان‌زاده روشن» گردآوری شده است را مشاهده می‌کنید.

مدیر دبیرستانش با من تماس گرفت که کارم دارد، از محل کارم راهی دبیرستانش شدم. در بدو ورود اولین چیزی که توجهم را جلب کرد راهروی تاریک آنجا بود، با تعجب از مدیر سوال کردم، مدیر برگشت و گفت که دقیقاً برای همین موضوع شما را خواستیم. بعد یک فیلم به من نشان داد که دوستانش با گوشی گرفته بودند. زنگ‌های تفریح یا ورزش او در راهرو خیز بر می‌داشت و با پرشی بلند دستش را به قاب مهتابی می‌زد که قاب لامپ از سقف کنده می‌شد و می‌شکست. آن سال خیلی هزینه مهتابی و لامپ به دبیرستانش پرداختیم.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

 

آیا این خبر مفید بود؟

شهید مدافع حرم «محمدرضا دهقان امیری» متولد ۲۶ فروردین ۱۳۷۴ و فرزند دوم خانواده دهقان امیری بود. او که دانش‌آموخته دبیرستان علوم و معارف اسلامی امام صادق (ع) و دانشجوی سال سوم فقه و حقوق اسلامی در مدرسه عالی شهید مطهری بود، در نیمه مهرماه سال ۱۳۹۴ با عنوان «بسیجی تکاور» برای دفاع از حرم اهل بیت (ع) عازم سوریه شد و در ۲۱ آبان همان سال در حلب به شهادت رسید. پیکر این شهید مدافع حرم پس از بازگشت به کشورمان، در امامزاده علی‌اکبر (ع) چیذر به خاک سپرده شد.

بُرش‌هایی از زندگی این قهرمان کشورمان در کتاب «ابو وصال» که توسط خانم «محدثه علی‌جان‌زاده روشن» گردآوری شده است را مشاهده می‌کنید.

مدیر دبیرستانش با من تماس گرفت که کارم دارد، از محل کارم راهی دبیرستانش شدم. در بدو ورود اولین چیزی که توجهم را جلب کرد راهروی تاریک آنجا بود، با تعجب از مدیر سوال کردم، مدیر برگشت و گفت که دقیقاً برای همین موضوع شما را خواستیم. بعد یک فیلم به من نشان داد که دوستانش با گوشی گرفته بودند. زنگ‌های تفریح یا ورزش او در راهرو خیز بر می‌داشت و با پرشی بلند دستش را به قاب مهتابی می‌زد که قاب لامپ از سقف کنده می‌شد و می‌شکست. آن سال خیلی هزینه مهتابی و لامپ به دبیرستانش پرداختیم.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

 

: امتیاز : 1 تعداد رای : 1


اخبار مرتبط

خبرهای تصادفی

ارسال نظر

هم اکنون دیگران می خوانند

دیگر رسانه ها