جوان 25 ساله که به اتهام سرقت Stealing گوشی های تلفن همراه شهروندان دستگیر شده است با گفتن این جملات ادامه داد: چندین سال بود که به تریاک و شیره اعتیاد داشتم، اما با وجود این، کار می کردم و با یک لقمه نان بخور و نمیر زندگی ام را می گذراندم. همسرم  سوسن با سیلی صورتش را سرخ نگه داشته بود و با همان درآمد کم فرزندم را بزرگ می کرد، اما هیچ گاه توقعی از من نداشت تا این که آرام آرام در دام مواد مخدر Drugs صنعتی گرفتار شدم و بدین ترتیب توانایی کار کردن را از دست دادم.

دیگر توهم و سوءظن به سراغم آمده بود و زندگی ام هر روز آشفته تر می شد. همسرم که این شرایط را تحمل نمی کرد به خانه پدرش رفت و من هم مدام با دوستانم پای بساط مواد می نشستم. در همین روزها یکی از دوستانم پیشنهاد کرد با پیکان مدل پایین او مسافرکشی کنم تا بخشی از هزینه های زندگی ام جبران شود. با خوشحالی سراغ همسرم رفتم و قول دادم با کار کردن به عنوان راننده، گذشته را جبران کنم. اما اعتیاد به شیشه همه چیز را از من گرفته بود یا آن قدر خمار بودم که نمی توانستم رانندگی کنم و یا آن قدر مصرف می کردم که دچار توهم می شدم.

از سوی دیگر هم پیکان مدل پایین هر روز به تعمیر نیاز پیدا می کرد و من پولی برای تعمیر آن نداشتم. روزگارم هر روز سیاه تر می شد تا این که از حدود 3 ماه قبل با طرح نقشه ای حساب شده، تصمیم به سرقت از شهروندان گرفتم. به عنوان راننده آژانس کنار عابران پیاده می ایستادم و وانمود می کردم به دنبال آدرس مسافرم می گردم و سپس با این بهانه که شارژ گوشی ام تمام شده است از آنها خواهش می کردم گوشی تلفنشان را برای تماس با مسافر در اختیارم بگذارند.

در این هنگام و در حالی که پشت فرمان خودرو نشسته بودم با سرقت گوشی از محل متواری می شدم و طوری در کوچه و پس کوچه های شهر رانندگی می کردم که مالباخته نتواند ردی از من پیدا کند سپس گوشی های مسروقه را به بهای اندکی به خرده فروشان مواد مخدر و یا برخی از دوستانم می فروختم و بدین ترتیب هزینه های اعتیادم را تأمین می کردم.

همچنین مبلغی را به مالک خودرو می دادم تا تصور کند من با خودرویش مسافرکشی می کنم. روزها به همین ترتیب سپری می شد و من گاهی در یک روز چندین گوشی تلفن را با همین شیوه سرقت می کردم. همسرم از خلافکاری های من خبر نداشت و از این که دیگر او را برای گرفتن پول از پدرش تحت فشار قرار نمی دهم خوشحال بود تا این که هنگام سرقت گوشی یک جوان عابر، خودرویی مقابلم قرار گرفت و من که راه فراری نداشتم در محاصره شهروندان قرار گرفتم و توسط مأموران کلانتری سجاد دستگیر شدم. حالا هم می دانم دیگر همسرم حاضر نخواهد شد با یک معتاد Addicted دزد The Thief زندگی کند چرا که او تصور می کرد من اعتیادم را کنار گذاشته ام و مرد کار شده ام. دیگر نمی دانم چگونه به چشمان تنها فرزندم نگاه کنم وباید از خجالت بمیرم.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 349183
  • فیلم/ عرفان طهماسبی با یک اجرای دلی همه را غافلگیر کرد/ بغضی که به گریه ختم شد

اخبار تاپ حوادث