پرونده کدخبر: 227976 ارسال پرینت 1558

رکنا: به خاطر دوستم حاضر نبودم ازدواج کنم. مثل دو خواهر بودیم وبا تمام وجود دوستش داشتم. اما خانواده ام با اصرار زیاد وادارم کردند تابه خواستگارم بله بگویم . آنها حق داشتند . نصیر جوانی تحصیلکرده بود و کار درست و حسابی هم داشت.

من با یک دنیا دلتنگی ازدواج کردم. شوهرم مرد خوبی بود و شرایط روحی ام را درک می کرد. وقتی به او گفتم نمی توانم دوست قدیمی ام را از زندگی ام حذف کنم لبخندی زد و گفت: کسی که از تو نخواسته چنین کاری بکنی.

مرجان هر روز به دیدنم می آمد و کم کم شوهرم نیز با او آشنا شد.

نصیر راه می رفت و از اخلاق و رفتار مرجان تعریف می کرد . او همیشه حسرت می خورد که ای کاش برادری داشت و این دختر با کلاش را برایش می گرفتیم.

در این شرایط من به برادرم گیر داده بودم که باید با مرجان ازدواج کنی. اما او زیر بار نمی رفت و می گفت از ریخت و قیافه این دختر خوشش نمی آید و اصلا قصد ازدواج ندارد.

زن جوان آهی کشید و افزود:چندماه گذشت . مرجان دغدغه داشت و می گفت خواستگار خوبی برایش نیامده است.

او گوشه گیر و کم حرف شده بود و من که خیلی نگران حالش بودم وقت بیشتری برایش صرف می کردم.

بیشتر وقت ها خانه ما بود و بعضی از شب ها هم نصیر با این بهانه که نمی خواهد مزاحم شب نشینی من و دوستم بشود خانه مادرش می رفت و ما تا دیر وقت بیدار بودیم و می گفتیم و می خندیدیم.

متاسفانه من نسبت به دوستم احساس وابستگی زیادی داشتم اما افسوس که نمی دانستم چه واقعیت تلخی پشت پرده زندگی ام نهفته است.

او و شوهرم دلبسته هم شده بودند و من غافل از این ماجرا همچنان دختر جوان را هر روز به حریم خصوصی زندگی ام راه می دادم و سیر تا پیاز زندگی ام را برایش تعریف می کردم.

موضوع از خواب غفلت بیدار شدم. آن هم درست موقعی که به پیشنهاد نصیر خودم را آماده می کردم در خانه ام یک سورپرایز واقعی برای مرجان داشته باشم و جشن تولدش را برگزار کنم.

من در تدارک برگزاری یک میهمانی ساده و درست کردن کیک جشن تولد بودم که به طور اتفاقی به گوشی نصیر سرک کشیدم.

من تصاویر و پیامک های زننده و زشتی که بین مرجان و شوهرم رد و بدل شده بود را به چشم دیدم. حتی چند عکس هم با هم گرفته بودند.

زن جوان افزود: آن روز به بهانه ای جشن تولد مرجان را به هم زدم و چند روزی طاقت آوردم تا ببینم چه می شود. مرجان همچنان به خانه ام رفت و آمد می کرد و نگاه ناپاک شوهرم دنبالش بود.

یک روز بالاخره کاسه صبرم لبریز شد واز نصیر درباره این کار و همچنین سوء استفاده از اعتمادم توضیه حواستم. او به چشمانم نگاه می کرد و حرف نمی زد. از آن روز به بعد دیگر به صورتم نگاهم نمی کند و در لاک خودش فرو رفته است.

به پیشنهاد یکی از دوستان به مرکز مشاوره آمده ام تا راهی برای نجات از هاله بدبینی و شک و تردیدی که در مورد شریک زندگی ام پیدا کرده ام پیدا کنم.

حالا می فهمم که مادرم چرا آن همه درباره رفت و آمدهای وقت و بی وقت و بیش از اندازه مرجان به خانه ام دغدغه داشت و می گفت حد و حریم دوستی و رفاقتت را حفظ کن.

او نصیحتم می کرد ولی من نمی فهمیدم چه می گوید و شادی در دلم مسخره اش می کردم که این مادر بی سواد ما چه قدر امل و سخت گیر است.

امیدوارم بتوانم زندگی ام را حفظ کنم.

مراقب دوستی های افراطی باشیم:

رکنا درباره این ماجرا نظر یکی از مدرسان مجرب مهارت های زندگی را جویا شد.

«حسین سلیمان پور مقدم» گفت: یکی از مشکلات رفتاری که از دوره ابتدایی شروع شده ، در دوره نوجوانی و بعد از آن به اوج خودش می رسد دوستی های افراطی است که در بین دختران شیوع بیشتری دارد.

وی افزود: تفاوت این گونه دوستی ها با دوستی های معمولی این است که در دوستی های افراطی، اگر فاصله ای کوتاه بین هریک از طرفین ایجاد شود یا برای چند روز از هم دور باشند در آنها علایم افسردگی، اضطراب جدایی و نگرانی ایجاد می شود. تا حدی که نتایجی مانندترک تحصیل یا کاهش انگیزه های تحصیلی ، گریه زیاد و ... به دنبال خواهد داشت و خطرناک تر این که این روابط بعد از ازدواج یکی از طرفین نیز ادامه یابد.

یعنی همان چیزی که در دوستی افراطی سپیده و راحله اتفاق افتاد.

حسین سلیمان پورمقدم افزود:در صورت ادامه این دوستی ها بعد از ازدواج یکی از آنان اگر مرز این دوستی مشخص نشود متاسفانه حد و مرز این روابط با مرز زن و شوهری تلفیق می شود و فرد تمام مسائل زندگی خود را با دوست خود درمیان می گذارد.

این مشاور خانواده تاکید کرد: توصیه های روان شناختی به دختر خانم ها و آقا پسرهای جوان این است که اگر این نوع دوستی افراطی دارند آن را کاهش دهند و تعدیل کنند واگر ازدواج کرده اند قطعا رعایت مرزهای ضروری یعنی مرزهای دوستی و زن و شوهری را داشته باشند.

از طرفی به نصیر و مردهای جوان دیگری که درچنین شرایطی قرار دارند نیز باید توصیه کنیم باتقویت مبادی اعتقادی و رعایت بیش از بیش حریم ها ، از بروز این گونه ناهنجاری ها جلوگیری کنند تا دچار مشکل نشوند.

برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

 

اخبار زیر را از دست ندهید:

صحنه زیبا از یک تصادف شدید +عکس

خواهر آرایشگر برادرانش را به وسوسه انداخت+عکس

اسیر هوس شدم و خودم را در مقابل یک زن معلوم الحال باختم

ارتباط معنادار زن شوهر دار با یک دختر جوان آبروی مرد را برد

فیلم برخورد شجاعانه خدمتکار زن در مقابل سارقان مسلح + عکس

مرگ مشکوک پیرمرد 70 ساله با ضربات چاقوی همسر+عکس

اقدام وحشتناک یک زن در برابر خوشگذرانی های شوهرش در پارتی های شبانه

با دوست صمیمی شوهرم هم خوابی کردم ، چون او با دوستم ارتباط داشت

پیمانکار شهرداری به اعدام محکوم شد + عکس

مرجان دلبسته شوهرم شده بود ونگاه ناپاک شوهرم دنبالش / ناگفته های عروس بی نوا

فیلم لحظه دستگیری و کتک خوردن 2 دزد در محاصره اهالی آبادان / گفتگو با متهمان و مردم + عکس

فیلم حضور روح در یک رستوران/ مدیران این رستوران از اتفاقات رخ داده وحشت زده شده اند

شهادت شش مرد برای یک قتل در پارک + عکس

اعتراض به حکم سنگین قاتل ستایش + عکس

راز پیام های وقیحانه دختر 22 ساله به مرد همسایه

رفتارهای زشت یک نوعروس که خیلی زود طلاق گرفت

زنده شدن نوزاد مرده در سردخانه+عکس

شکایت پسر 11 ساله تهرانی از مربی باشگاه / مرا در خانه اش آزار و اذیت کرد + عکس

عشق به شهلا مرا به نابودی کشاند + عکس

اعتراف دزد ناموس به کشتن زن و شوهر + عکس متهم در بازسازی قتل

مجازات حبس در انتظار ناپدری «ستایش» +عکس

اقدام زشت با زن و دختر یک زندانی توسط تبهکاران در کرمان + عکس

عجیب‌ترین عملیات نجات از سطل زباله +تصاویر

اعتراف به دو هفته شکنجه طاها کوچولو توسط پدر و نامادری +عکس صحنه بازسازی در دادگاه

 

 

محافظت بادیگارد های ایرانی از الناز شاکردوست و محمدرضا گلزار + تصاویر

خانواده پرجمعیت هنرمند زن مشهور ایرانی +عکس تمامی خواهران

متن عجیب و بامزه آقای بازیگر هنگام منتشر کردن عکسی در کنار همسرش! +عکس

ماجرای دستگیری بازیگر زن مشهور از زبان خودش +عکس

تیپ خاص الناز شاکردوست در اکران «نیمه شب اتفاق افتاد» +عکس

برادران پاکدل با پرویز پرستویی همبازی شدند +عکس

 



اخبار مرتبط

ارسال نظر