چرا برای درخواست کمک روانشناختی اینقدر صبر می کنیم؟ /راز تأخیری که رنج روانی را عمیق تر می کند
دکتر مریم سامانی- روانشناس بالینی و استاد دانشگاه
رکنا: بسیاری از افراد وقتی به کمک روانشناختی فکر می کنند، ماه ها یا سال ها صبر می کنند. می گویند هنوز آنقدر بد نشده ام، خودم درستش می کنم، وقت ندارم یا دیگران درباره ام چه فکری می کنند؟ در این فاصله ممکن است خواب، رابطه، کار و احساس روزمره آنها آسیب ببیند. این تأخیر همیشه از بی اطلاعی نمی آید؛ گاهی فرد می داند که به کمک نیاز دارد، اما راه رسیدن به آن برایش دشوار یا ترسناک است.
یکی از علت ها این است که کمک گرفتن در ذهن بعضی ها معادل ناتوانی تعبیر می شود. فرد ممکن است سال ها یاد گرفته باشد مشکلات را به تنهایی حل کند و تصور کند مراجعه به متخصص یعنی شکست در همین تلاش اما درخواست کمک می تواند نشانه تشخیص محدودیت منابع فعلی باشد، نه نشانه فقدان اراده.
انگ و ترس از قضاوت
ترس از قضاوت می تواند فرد را از گفتن تجربه اش بازدارد. شاید نگران باشد خانواده او را ضعیف بداند، محل کارش باخبر شود یا متخصص حرفش را جدی نگیرد. بعضی ها هم می ترسند در جلسه درمان مجبور شوند درباره چیزهایی حرف بزنند که هنوز آماده بیانشان نیستند. این نگرانی قابل فهم است، اما قرار نیست فرد از همان جلسه اول همه جزئیات را بگوید.
می توان جلسه را با یک جمله ساده آغاز کرد: مدتی است این مسئله روی خواب و کارم اثر گذاشته و نمی دانم از کجا شروع کنم. متخصص باید برای ساختن فضایی امن و روشن تلاش کند، درباره محرمانگی و حدود آن توضیح بدهد و با سرعت قابل تحمل پیش برود. فرد حق دارد سوال بپرسد و درباره مناسب بودن روند تصمیم بگیرد.
هزینه و دسترسی هم واقعیت دارند
گاهی صبر کردن فقط به باورهای فرهنگی مربوط نیست. هزینه، نبود خدمات نزدیک، زمان انتظار، مسئولیت مراقبت از کودک یا دشواری مرخصی گرفتن، موانع واقعی اند. گفتن فقط برو درمان ممکن است برای کسی که با این محدودیت ها روبه روست، کمک کننده نباشد.
در چنین شرایطی، می توان گزینه ها را مرحله به مرحله بررسی کرد: مراکز کم هزینه تر، خدمات حمایتی اجتماعی، مشاوره آنلاین معتبر در صورت دسترسی، بیمه یا معرفی از پزشک عمومی. اگر دسترسی فوری ممکن نیست، صحبت با فردی امن و پیگیری منابع قابل اعتماد می تواند قدم موقت باشد، اما جایگزین درمان تخصصی در همه موقعیت ها نیست. به ویژه اگر فرد در خطر فوری باشد یا فکر آسیب به خود داشته باشد، باید سریع از خدمات اضطراری و افراد قابل اعتماد کمک بگیرد.
لازم نیست بحران به نقطه اوج برسد
یکی از باورهای رایج این است که مراجعه فقط وقتی لازم است که فرد دیگر از کار افتاده باشد. اما کمک گرفتن می تواند پیش از رسیدن به بحران انجام شود. اگر نگرانی، بی خوابی، اندوه یا تعارض برای مدتی ادامه دارد و زندگی را محدود کرده، همین اثر بر عملکرد ارزش توجه دارد. شدت تجربه را نباید با مقایسه با مشکلات دیگران سنجید.
مراجعه هم به معنای آن نیست که حتما بیماری مشخصی وجود دارد یا درمان قرار است طولانی باشد. گاهی چند جلسه برای روشن شدن مسئله، یافتن مهارت های مقابله یا تصمیم گیری درباره مسیر بعدی کافی است. تشخیص را نمی توان از یک نشانه یا متن اینترنتی تعیین کرد؛ ارزیابی فردی نیازمند گفت وگوی دقیق با متخصص است.
کمک گرفتن، بخشی از مسئولیت پذیری است
اگر دست مان آسیب ببیند، مراجعه به پزشک را معمولا نشانه ضعف نمی دانیم. در سلامت روان، به دلیل انگ و ناآگاهی، بعضی ها انتظار دارند درد را بدون حمایت مدیریت کنند. اما ذهن و رابطه نیز گاهی به مراقبت نیاز دارند. کمک گرفتن مسئولیت فرد را از او نمی گیرد؛ ممکن است ابزارهای تازه ای برای تصمیم گیری و تغییر در اختیارش بگذارد.
می توان صبر را با پرسشی ساده سنجید: اگر همین وضعیت شش ماه دیگر ادامه پیدا کند، چه چیزی در زندگی ام آسیب می بیند؟ این پرسش قرار نیست فرد را بترساند؛ کمک می کند هزینه تعویق را هم ببیند. مراجعه روان شناختی لازم نیست آخرین راه پس از فرسودگی کامل باشد. گاهی زودتر حرف زدن، مسیر را قابل فهم تر و انتخاب های بعدی را روشن تر می کند.
-
فیلم/ نازنین بیاتی: فاصله 34 ساله سن با شوهرم مهم نیست / آخرش دیدم دوسش ندارم جدا می شم
ارسال نظر